گنج

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱آیینه بر خاک زد صُنعِ یکتاغزل شمارهٔ ۲اگر به گلشن ز ناز گردد قدِ بلندِ تو جلوه‌فرماغزل شمارهٔ ۳ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصاغزل شمارهٔ ۴او سپهر و من‌کف خاک اوکجا و من‌کجاغزل شمارهٔ ۵کرده‌ام باز به آن گریهٔ سودا، سوداغزل شمارهٔ ۶جولان ما فسرد به زنجیر خواب پاغزل شمارهٔ ۷خط جبین ماست هم آغوش نقش پاغزل شمارهٔ ۸روزی‌که زد به خواب شعورم ایاغ پاغزل شمارهٔ ۹آخر ز فقر بر سر دنیا‌ زدیم پاغزل شمارهٔ ۱۰به اوج کبریا کز پهلوی عجز است راه آنجاغزل شمارهٔ ۱۱به دعوت هم‌کسی راکس نمی‌گوید بیا اینجاغزل شمارهٔ ۱۲پل و زورق نمی‌خواهد محیط‌کبریا اینجاغزل شمارهٔ ۱۳آبیار چمن رنگ‌، سراب است اینجاغزل شمارهٔ ۱۴صبح پیری اثر قطع امید است اینجاغزل شمارهٔ ۱۵جام امید نظرگاه خمار است اینجاغزل شمارهٔ ۱۶جوش اشکیم وشکست آیینه‌دار است اینجاغزل شمارهٔ ۱۷در خموشی همه صلح است‌، نه جنگ است اینجاغزل شمارهٔ ۱۸نه طرح باغ و نه گلشن فکنده‌اند اینجاغزل شمارهٔ ۱۹کسی در بندغفلت‌مانده‌ای چون من ندید اینجاغزل شمارهٔ ۲۰به مهر مادر گیتی مکش رنج امید اینجاغزل شمارهٔ ۲۱دریای خیالیم و نمی نیست در اینجاغزل شمارهٔ ۲۲چون غنچه همان به که بدزدی نفس اینجاغزل شمارهٔ ۲۳شب وصل است و نبود آرزو را دسترس اینجاغزل شمارهٔ ۲۴در محفل ما و منم‌، محو صفیر هر صداغزل شمارهٔ ۲۵درین نه آشیان غیر از پر عنقا نشد پیداغزل شمارهٔ ۲۶چه‌ امکان است‌ گرد غیر ازین محفل‌ شود پیداغزل شمارهٔ ۲۷کجا الوان نعمت زین بساط آسان شود پیداغزل شمارهٔ ۲۸کو بقا گر نفست‌ گشت مکرر پیداغزل شمارهٔ ۲۹چه ظلمت است اینکه گشت غفلت به چشم یاران ز نور پیداغزل شمارهٔ ۳۰نشد در این درسگاه عبرت به فهم چندین رساله پیداغزل شمارهٔ ۳۱بر آن سرم که ز دامن برون کشم پا راغزل شمارهٔ ۳۲به رنگ غنچه سودای خطت پیچیده دلها راغزل شمارهٔ ۳۳پریشان نسخه کرد اجزای مژگان تر ما راغزل شمارهٔ ۳۴جز پیش ما مخوانید افسانهٔ فنا راغزل شمارهٔ ۳۵خط آوردی و ننوشتی برات مطلب ما راغزل شمارهٔ ۳۶گذشت از چرخ و بگرفت آبله چشم ثریا راغزل شمارهٔ ۳۷کسی چه شکر کند دولت تمنا راغزل شمارهٔ ۳۸موج پوشید روی دریا راغزل شمارهٔ ۳۹نزیبد پردهٔ فانوس دیگر شمع سودا راغزل شمارهٔ ۴۰نسیم شانه کند زلفِ موجِ دریا راغزل شمارهٔ ۴۱نفس آشفته می‌دارد چو گل جمعیت ما راغزل شمارهٔ ۴۲نگاه وحشی لیلی چه افسون کرد صحرا راغزل شمارهٔ ۴۳دو روزی فرصت آموزد درود مصطفا ما راغزل شمارهٔ ۴۴به خاک تیره آخر خودسری‌ها می‌برد ما راغزل شمارهٔ ۴۵ز بزم وصل‌ خواهش‌های بی‌جا می‌برد ما راغزل شمارهٔ ۴۶جنون کی قدردان کوه و هامون می‌کند ما راغزل شمارهٔ ۴۷در عالمی‌ که با خود رنگی نبود ما راغزل شمارهٔ ۴۸حسابی نیست با وحشت جنون‌ کامل ما راغزل شمارهٔ ۴۹سری‌ نبود به وحشت‌ ز بزم‌ جستن‌ ما راغزل شمارهٔ ۵۰محبت بس که پر کرد از وفا جان و تن ما راغزل شمارهٔ ۵۱مکن سراغ غبارِ ز پا نشستهٔ ما راغزل شمارهٔ ۵۲نشاند بر مژه اشک ز هم‌ گسستهٔ ما راغزل شمارهٔ ۵۳خدا چو شمع دهد جرأت آب دیدهٔ ما راغزل شمارهٔ ۵۴نقاب عارض گلجوش کرده‌ای ما راغزل شمارهٔ ۵۵درین وادی چسان آرام باشد کاروان‌ها راغزل شمارهٔ ۵۶شرر تمهید سازد مطلب ما داستان‌ها راغزل شمارهٔ ۵۷گذشتگان که هوس دیده‌اند دنیا راغزل شمارهٔ ۵۸حسنی است بر رخش رقم مشک ناب راغزل شمارهٔ ۵۹فال حباب زن‌، بشمر موج آب راغزل شمارهٔ ۶۰یک آه سرد نیم‌شبی از جگر برآغزل شمارهٔ ۶۱نیستی پیشه‌کن از عالم پندار برآغزل شمارهٔ ۶۲فرصتی داری زگرد اضطراب دل برآغزل شمارهٔ ۶۳با دلِ آسوده از تشویشِ آب و نان برآغزل شمارهٔ ۶۴شور جنون در قفسی با همه بیگانه برآغزل شمارهٔ ۶۵بیا تا دی‌کنیم امروز فردای قیامت راغزل شمارهٔ ۶۶هرزه برگردون رساندی وهم بود و هست راغزل شمارهٔ ۶۷خاکسار تو تپیدن کند آغاز چراغزل شمارهٔ ۶۸پرتو آهی ز جیبت‌گل نکرد ای دل چراغزل شمارهٔ ۶۹خار غفلت می‌نشانی در ریاض دل چراغزل شمارهٔ ۷۰به خیال آن عرق جبین ز فغان علم نزدی چراغزل شمارهٔ ۷۱ای غافل از رنج هوس آیینه‌پردازی چراغزل شمارهٔ ۷۲فشاند محمل نازت گل چه رنگ به صحراغزل شمارهٔ ۷۳حیف‌کز افلاس نومیدی فواید مرد راغزل شمارهٔ ۷۴ستم‌ است اگر هوست‌ کشد که به‌سیر سرو و سمن درآغزل شمارهٔ ۷۵به شبنم صبح، این‌گلستان‌، نشاند جوش غبار خود راغزل شمارهٔ ۷۶نمی‌دزدد کس از لذات‌ کاهش‌آفرین خود راغزل شمارهٔ ۷۷آنجا که فشارد مژه‌ام دیدهٔ تر راغزل شمارهٔ ۷۸ای آب رخ از خاک درت دیدهٔ تر راغزل شمارهٔ ۷۹شوق اگر بی‌پرده سازد حسرت مستور راغزل شمارهٔ ۸۰عشق اگر در جلوه آرد پرتو مقدور راغزل شمارهٔ ۸۱پاس کار خود نباشد صاحب تدبیر راغزل شمارهٔ ۸۲تا به‌کی در پرده دارم آه بی‌تأثیر راغزل شمارهٔ ۸۳ز آهم مجویید تأثیر راغزل شمارهٔ ۸۴گر کمان‌دار خیالت در زه آرد تیر راغزل شمارهٔ ۸۵گرکنی با موج خونم همزبان شمشیرراغزل شمارهٔ ۸۶هرکجا تسلیم بندد بر میان شمشیر راغزل شمارهٔ ۸۷هستی به‌تپش رفت واثرنیست نفس راغزل شمارهٔ ۸۸کی جزا می‌رسد از اهل حیا سرکش راغزل شمارهٔ ۸۹لب جویی‌ که از عکس تو پردازی‌ست آبش راغزل شمارهٔ ۹۰نباشدگرکمند موج تردستی حجابش راغزل شمارهٔ ۹۱مکش ای آفتاب از فکر زربرپشت آتش راغزل شمارهٔ ۹۲به یاد آرد دل بیتاب اگر نقش میانش راغزل شمارهٔ ۹۳چه‌امکان است فردا عرض شوخی ناتوانش راغزل شمارهٔ ۹۴جوش زخمم داد سر در صبح محشر تیغ راغزل شمارهٔ ۹۵گر، دمی‌، بوس کفت‌گردد میسر تیغ راغزل شمارهٔ ۹۶سادگی باغی‌ست طبع عافیت‌آهنگ راغزل شمارهٔ ۹۷عشق هرجا شوید از دل‌ها غبار رنگ راغزل شمارهٔ ۹۸گر کنم با این سر پرشور بالین سنگ راغزل شمارهٔ ۹۹اگرحیرت به‌این رنگست دست وتیغ قاتل راغزل شمارهٔ ۱۰۰به تردستی بزن ساقی غنیمت‌دار قلقل راغزل شمارهٔ ۱۰۱به گلشن گر برافشاند ز روی ناز کاکل راغزل شمارهٔ ۱۰۲بهار اندیشهٔ صدرنگ عشرت‌کرد بسمل راغزل شمارهٔ ۱۰۳بر طاق نه تبخیر جاه و جلال راغزل شمارهٔ ۱۰۴ای چشم تو مهمیز جنون وحشیِ رم راغزل شمارهٔ ۱۰۵خیال قرب غفلت دوری ازانس است محرم راغزل شمارهٔ ۱۰۶گریک نفس آیینه‌کنی نقش قدم راغزل شمارهٔ ۱۰۷نباشد بی‌عصا امداد طاقت پیکر خم راغزل شمارهٔ ۱۰۸بوی وصلت‌گر ببالاند دل ناکام راغزل شمارهٔ ۱۰۹در طلب تا چند ریزی آبروی‌کام راغزل شمارهٔ ۱۱۰کی بود سیری ز ناز آن نرگس خودکام راغزل شمارهٔ ۱۱۱غم‌، طر‌ب جوش‌کرده است مراغزل شمارهٔ ۱۱۲شکوهٔ جور تو نگشاید دهان زخم راغزل شمارهٔ ۱۱۳کیست‌کز راه تو چون خاشاک بردارد مراغزل شمارهٔ ۱۱۴زین وجودی‌کز عدم شرمنده می‌گیرد مراغزل شمارهٔ ۱۱۵عبرتی‌کوتا لب از هذیان به هم دوزد مراغزل شمارهٔ ۱۱۶چو تخم اشک به‌کلفت سرشته‌اند مراغزل شمارهٔ ۱۱۷کافرم‌گر مخمل و سنجاب می‌باید مراغزل شمارهٔ ۱۱۸تبسم ریز لعلش‌گر نشان پرسد غبارم راغزل شمارهٔ ۱۱۹به‌تازگی نکشد عافیت دماغ مراغزل شمارهٔ ۱۲۰بس که دارد ناتوانی نبض احوال مراغزل شمارهٔ ۱۲۱بی‌سخن باید شنیدن چون نگین نام مراغزل شمارهٔ ۱۲۲قاصد به حیرت‌کن ادا تمهید پیغام مراغزل شمارهٔ ۱۲۳بسکه چون‌گل پرده‌ها بر پرده شد سامان مراغزل شمارهٔ ۱۲۴رخصت نظاره‌ای‌گر می‌دهد جانان مراغزل شمارهٔ ۱۲۵سوار برق عمرم‌، نیست برگشتن عنانم راغزل شمارهٔ ۱۲۶گدازگوهر دل باده ناب است شبنم راغزل شمارهٔ ۱۲۷وهم راحت صید الفت‌کرد مجنون مراغزل شمارهٔ ۱۲۸بسکه‌ وحشت کرده‌ است آزاد مجنون‌ مراغزل شمارهٔ ۱۲۹دام یک عالم تعلق‌ گشت حیرانی مراغزل شمارهٔ ۱۳۰داغ عشقم‌، نیست الفت با تن‌آسانی مراغزل شمارهٔ ۱۳۱به عجزی‌که داری قوی‌کن میان راغزل شمارهٔ ۱۳۲حیف است‌کشد سعی دگر باده‌کشان راغزل شمارهٔ ۱۳۳شدی پیر و همان در بند غفلت می‌کنی جان راغزل شمارهٔ ۱۳۴عبث تعلیم آگاهی مکن افسرده طبعان راغزل شمارهٔ ۱۳۵هرچند گرانی بوَد اسباب جهان راغزل شمارهٔ ۱۳۶هوس مشتاق رسوایی مکن سودای پنهان راغزل شمارهٔ ۱۳۷الهی پاره‌ای تمکین رم وحشی نگاهان راغزل شمارهٔ ۱۳۸چنان پیچیده توفان سرشکم کوه و هامون راغزل شمارهٔ ۱۳۹نظر بر کج‌روان از راستان بیش است‌ گردون‌ راغزل شمارهٔ ۱۴۰نمی‌دانم چه تنگی درهم افشرد آه مجنون راغزل شمارهٔ ۱۴۱اگر اندیشه کند ط‌رز نگاه او راغزل شمارهٔ ۱۴۲به‌ گلشنی‌ که دهم عرض شوخی او راغزل شمارهٔ ۱۴۳سرمه سنگین نکند شوخی چشم اوراغزل شمارهٔ ۱۴۴مکن ز شانه پریشان دماغ‌گیسو راغزل شمارهٔ ۱۴۵کیست بردارد ز اهل معرفت ناز تو راغزل شمارهٔ ۱۴۶حسن شرم آیینه داند روی تابان تراغزل شمارهٔ ۱۴۷کرده‌ام سرمشق حیرت سرو موزون توراغزل شمارهٔ ۱۴۸به حیرت آینه پرداختند روی تو راغزل شمارهٔ ۱۴۹گداز سعی دلیل است جستجوی تو راغزل شمارهٔ ۱۵۰مغتنم‌گیرید دامان دل آگاه راغزل شمارهٔ ۱۵۱بدزدگردن بی‌مغز برفراخته راغزل شمارهٔ ۱۵۲عقبه‌ای دیگر نباشد روح از تن رسته راغزل شمارهٔ ۱۵۳نیست باک از برقِ آفت، دل به آفت بسته راغزل شمارهٔ ۱۵۴قید هستی نیست مانع خاطرِ آزاده راغزل شمارهٔ ۱۵۵کو دماغ جهد، تن در خاکساری داده راغزل شمارهٔ ۱۵۶گل بر رخت‌گشود نقاب‌کشیده راغزل شمارهٔ ۱۵۷نیست با مژگانْ تعلق اشکِ وحشت‌پیشه راغزل شمارهٔ ۱۵۸بیاکه جام مروت دهیم حوصله راغزل شمارهٔ ۱۵۹از سپند ما که می‌یابد سراغ ناله را ؟غزل شمارهٔ ۱۶۰کردم رقم به‌کلک نفس مد ناله راغزل شمارهٔ ۱۶۱ساختم قانعْ دلِ از عافیت بیگانه راغزل شمارهٔ ۱۶۲با بد ونیک است یک رنگ هوس آیینه راغزل شمارهٔ ۱۶۳نیست با حسنت مجال ‌گفتگو آیینه راغزل شمارهٔ ۱۶۴جلوهٔ او داد فرمان نگاه آیینه راغزل شمارهٔ ۱۶۵گه ازموی میان شهرت دهد نازک خیالی راغزل شمارهٔ ۱۶۶مآل‌کار نقصانهاست هر صاحب‌کمالی راغزل شمارهٔ ۱۶۷ندیدم مهربان دلهای از انصاف خالی راغزل شمارهٔ ۱۶۸به‌هستی انقطاعی نیست از سر سرگرانی راغزل شمارهٔ ۱۶۹عیشْ داندْ دلِ سرگشتهْ پریشانی راغزل شمارهٔ ۱۷۰فسون جاه عذر لنگ سازد پرفشانی راغزل شمارهٔ ۱۷۱هر کجا نسخه‌ ‌کنند آن خط ریحانی راغزل شمارهٔ ۱۷۲نباشد یاد اسباب طرف وحشت‌گزینی راغزل شمارهٔ ۱۷۳ربود از بس خیال ساعد او هوش ماهی راغزل شمارهٔ ۱۷۴اثر دور است ازین یاران حقوق آشنایی راغزل شمارهٔ ۱۷۵کو ذوق نگاهی که به هنگام تماشاغزل شمارهٔ ۱۷۶درین محفل که دارد شام بربند و سحر بگشاغزل شمارهٔ ۱۷۷نرسیدی به فهم خود، ره عزم دگر گشاغزل شمارهٔ ۱۷۸اگر مردی در تسلیم زن، راه طلب مگشاغزل شمارهٔ ۱۷۹پیش توانگر منشان‌، پهلوی لاغر مگشاغزل شمارهٔ ۱۸۰در بی‌زری ز جبههٔ اخلاق چین گشاغزل شمارهٔ ۱۸۱تجدید سِحرکاری‌ست در جلوه‌زار عنقاغزل شمارهٔ ۱۸۲ما رشتهٔ سازیم، مپرس از ادب ماغزل شمارهٔ ۱۸۳پرکرده جزو لایتجزا کتاب ماغزل شمارهٔ ۱۸۴سطر یقین به حک داد تکرار بی‌حد ماغزل شمارهٔ ۱۸۵آن پری‌ گویند شب خندید بر فریاد ماغزل شمارهٔ ۱۸۶بحر می‌پیچد به موج، از اشک غم‌پرورد ماغزل شمارهٔ ۱۸۷حیرت حسنی‌ست در طبع نگه‌پرورد ماغزل شمارهٔ ۱۸۸ز گفت‌وگو نیامد صیدِ جمعیت به بند ماغزل شمارهٔ ۱۸۹بی‌ثمری حصار شد در چمن امید ماغزل شمارهٔ ۱۹۰لغزشی خورده ز پا تا سر ماغزل شمارهٔ ۱۹۱نیست خاکستر ما شعله‌صفت بستر ماغزل شمارهٔ ۱۹۲آخر به لو‌ح آ‌ینهٔ اعتبار ماغزل شمارهٔ ۱۹۳خارج‌آهنگی ندارد سبحه و زنّار ماغزل شمارهٔ ۱۹۴سخت موهوم است نقش پردهٔ اظهار ماغزل شمارهٔ ۱۹۵همه عمر با تو قدح زدیم و نرفت رنجِ خمار ماغزل شمارهٔ ۱۹۶چون سرو، کلفتی چند پیچیده‌اند بر ماغزل شمارهٔ ۱۹۷رنگ شوخی نیست در طبع ادب‌تخمیر ماغزل شمارهٔ ۱۹۸نغمه رنگ افتاده نقش بی‌نشان تأثیر ماغزل شمارهٔ ۱۹۹چه ممکن است که راحت سری برآورد از ماغزل شمارهٔ ۲۰۰هرجا روی ای ناله سلامی ببر از ماغزل شمارهٔ ۲۰۱چون صبح مجو طاقت آزار کس از ماغزل شمارهٔ ۲۰۲دل می‌رود و نیست کسی دادرس ماغزل شمارهٔ ۲۰۳تا بوی گل به رنگ ندوزد لباس ماغزل شمارهٔ ۲۰۴این‌قدَر نقشی که گل کرد از نهان و فاش ماغزل شمارهٔ ۲۰۵ای جگرها داغدا‌ر شوق پیکان شماغزل شمارهٔ ۲۰۶شور صد صحرا جنون‌گرد نمکدان شماغزل شمارهٔ ۲۰۷ای همه آیات قدرت ظاهر از شأن شماغزل شمارهٔ ۲۰۸ز فسانهٔ لبِ خامشِ که رسید مژده به گوش ما؟غزل شمارهٔ ۲۰۹افتاده زندگی به‌ کمین هلاکِ ماغزل شمارهٔ ۲۱۰به خیالِ چشمِ که می‌زند قدحِ جنون، دلِ تنگ ما؟غزل شمارهٔ ۲۱۱سلسلهٔ شوقِ کیست سرخطِ آهنگ ما؟غزل شمارهٔ ۲۱۲آیینهٔ چندین تب و تاب است دل ماغزل شمارهٔ ۲۱۳هم آبله هم چشم پر آب است دل ماغزل شمارهٔ ۲۱۴نشود جاه و حَشَم شهرتِ خامِ دلِ ماغزل شمارهٔ ۲۱۵با سحر ربطی ندارد شام ماغزل شمارهٔ ۲۱۶مپسند جز به رهن تغافل پیام ماغزل شمارهٔ ۲۱۷از حادث‌آفرینیِ طبعِ سقیمِ ماغزل شمارهٔ ۲۱۸همچو عنقا بی‌نیازِ عرض ایجادیم ماغزل شمارهٔ ۲۱۹آنچه نذر درگه آوردیم ماغزل شمارهٔ ۲۲۰عمری‌ست گرد گردش رنگ خودیم ماغزل شمارهٔ ۲۲۱بس‌که از ساز ضعیفی‌ها خبر داریم ماغزل شمارهٔ ۲۲۲تا در این گلزار چون شبنم گذر داریم ماغزل شمارهٔ ۲۲۳حیرت دیدار سامان سفر داریم ماغزل شمارهٔ ۲۲۴نام خود را تا به رسوایی علَم داریم ماغزل شمارهٔ ۲۲۵صورتِ وهمِ به هستی متهم، داریم ماغزل شمارهٔ ۲۲۶با کمال اتحاد، از وصل مهجوریم ماغزل شمارهٔ ۲۲۷طرح قیامتی ز جگر می‌کشیم ماغزل شمارهٔ ۲۲۸عمری‌ست ناز دیدهٔ تر می‌کشیم ماغزل شمارهٔ ۲۲۹چون نگاه از بس به ذوق جلوه همدوشیم ماغزل شمارهٔ ۲۳۰حیرتیم، اما به وحشت‌ها هم‌آغوشیم ماغزل شمارهٔ ۲۳۱زین گلستان، درس دیدار که می‌خوانیم ما؟غزل شمارهٔ ۲۳۲با همه افسردگی، مفت تماشاییم ماغزل شمارهٔ ۲۳۳به طوق فاخته نازد محبت از فن ماغزل شمارهٔ ۲۳۴بی‌تو چون شمع ز ضعف تن ماغزل شمارهٔ ۲۳۵چون شمع ز آتشی که وفا زد به جان ماغزل شمارهٔ ۲۳۶از بس گرفته است تحیر عنان ماغزل شمارهٔ ۲۳۷داغیم چون سپند، مپرس از بیان ماغزل شمارهٔ ۲۳۸غیر وحدت برنتابد همت عرفان ماغزل شمارهٔ ۲۳۹گر به این وحشت دهد گرد جنون سامان ماغزل شمارهٔ ۲۴۰نبوَد به غیرِ نامِ تو وردِ زبانِ ماغزل شمارهٔ ۲۴۱خداوندا! به آن نور نظر در دیده جا بنماغزل شمارهٔ ۲۴۲پُر تشنه است حرص فضولی‌کمین ماغزل شمارهٔ ۲۴۳بی‌ریشه سوخت مزرع آه حزین ماغزل شمارهٔ ۲۴۴پا به نومیدی شکست، آزادی دلخواه ماغزل شمارهٔ ۲۴۵کوتاه نیست سلسلهٔ دود آه ماغزل شمارهٔ ۲۴۶نخل شمعیم که در شعله دوَد ریشهٔ ماغزل شمارهٔ ۲۴۷می‌خورد خون، نفس اندر دل غم‌پیشهٔ ماغزل شمارهٔ ۲۴۸داغ گل کرد بهار از اثر لالهٔ ماغزل شمارهٔ ۲۴۹غنچه‌سان، بی‌در است خانهٔ ماغزل شمارهٔ ۲۵۰سعی دیر و حرم بهانهٔ ماغزل شمارهٔ ۲۵۱به پیری الفت حرص و هوس شد آینهٔ ماغزل شمارهٔ ۲۵۲از ما پیام وصل تهی‌کرد جای ماغزل شمارهٔ ۲۵۳فقر نخواست شکوهٔ مفلسی ازگدای ماغزل شمارهٔ ۲۵۴گر چنین بالد ز طوف دامنت اجزای ماغزل شمارهٔ ۲۵۵ز باده‌ای‌ست به بزم شهود، مستی ماغزل شمارهٔ ۲۵۶جهان‌گرفت غبار جنون تلاشی ماغزل شمارهٔ ۲۵۷چون نقش پا ز عجز نگردید روی ماغزل شمارهٔ ۲۵۸کلک مصوراز چه ننگ‌،‌کرد نظربه‌سوی ماغزل شمارهٔ ۲۵۹وصف لب توگر دمد ازگفتگوی ماغزل شمارهٔ ۲۶۰شوق تو دامنی زد بر نارسایی ماغزل شمارهٔ ۲۶۱بر سنگ زد زمانه ز بس ساز آشناغزل شمارهٔ ۲۶۲چو شمع یک مژه وا کن ز پرده مست برون آغزل شمارهٔ ۲۶۳چه‌کدخدایی‌ست ای ستمکش جنون‌کن از دردسر برون‌آغزل شمارهٔ ۲۶۴از نام اگر نگذری، از ننگ برون‌آغزل شمارهٔ ۲۶۵ازین هوسکده با آرزوبه جنگ برون آغزل شمارهٔ ۲۶۶ای مردهٔ تکلف از کیف و کم برون آغزل شمارهٔ ۲۶۷بود بی‌مغزسرتند خروش میناغزل شمارهٔ ۲۶۸ازین محفل چه امکان است بیرون رفتن میناغزل شمارهٔ ۲۶۹بیا خورشید معنی را ببین ازروزن میناغزل شمارهٔ ۲۷۰ز بخت نارسا نگرفت دستم‌گردن میناغزل شمارهٔ ۲۷۱شفق در خون حسرت می‌تپد از دیدن میناغزل شمارهٔ ۲۷۲چندین دماغ دارد اقبال و جاه میناغزل شمارهٔ ۲۷۳کدامین نشئه بیرون داد راز سینهٔ میناغزل شمارهٔ ۲۷۴مآل‌کار چه بیندکسی نظر به هواغزل شمارهٔ ۲۷۵تاراجگرگل بود بدمستی اجزاهاغزل شمارهٔ ۲۷۶گر لعل خموشت‌کند آهنگ نواهاغزل شمارهٔ ۲۷۷ز بس جوش اثر زد از تب شوق تو یارب‌هاغزل شمارهٔ ۲۷۸زهی سودایی شوق تو مذهب‌ها و مشرب‌هاغزل شمارهٔ ۲۷۹ای به زلفت جوهر آیینهٔ دل تاب‌هاغزل شمارهٔ ۲۸۰ای ز شوخی‌های حُسن‌ات محوِ پیچ و تاب‌هاغزل شمارهٔ ۲۸۱ز چشم بی‌نگه بودم خراب‌آباد غارتهاغزل شمارهٔ ۲۸۲غباریم زحمتکش بادهاغزل شمارهٔ ۲۸۳زهی نظّاره را ازجلوهٔ حسن تو زیورهاغزل شمارهٔ ۲۸۴سجود خاک راحت‌گرهوا جوشاند ازسرهاغزل شمارهٔ ۲۸۵نگردد همت موجم قفس‌فرسودِ گوهرهاغزل شمارهٔ ۲۸۶ای بهار جلوه بس‌کن کز خجالت یارهاغزل شمارهٔ ۲۸۷بسکه شد حیرت‌پرستِ جلوه‌ات‌ گلزارهاغزل شمارهٔ ۲۸۸حیرت دل گر نپردازد به ضبط‌کارهاغزل شمارهٔ ۲۸۹از پا نشیند ای کاش محمل‌کش هوس‌هاغزل شمارهٔ ۲۹۰بر قماش پوچ هستی تا به‌کی وسواس‌هاغزل شمارهٔ ۲۹۱شرم از خط پیشانی ما ریخته شق‌هاغزل شمارهٔ ۲۹۲بی‌دماغی با نشاط از بس که دارد جنگ‌هاغزل شمارهٔ ۲۹۳جنون آنجا که می‌گردد دلیل وحشت دل‌هاغزل شمارهٔ ۲۹۴ز برق این تحیر آب شد آیینهٔ دل‌هاغزل شمارهٔ ۲۹۵خواجه ممکن نیست ضبط عمر و حفظ مال‌هاغزل شمارهٔ ۲۹۶ای ز چشم میْ‌پرستت مست حیرت جام‌هاغزل شمارهٔ ۲۹۷پیش آن چشم سخنگو موج می در جام‌هاغزل شمارهٔ ۲۹۸گفتگو صد رنگ ناکامی دماند از کام‌هاغزل شمارهٔ ۲۹۹چیست این باغ و این شکفتن‌هاغزل شمارهٔ ۳۰۰در باغ دل نهان بود از رفتگان نشان‌هاغزل شمارهٔ ۳۰۱ای آینهٔ حسن تمنای تو جان‌هاغزل شمارهٔ ۳۰۲ا‌ی داغ کمال تو عیان‌ها و نهان‌هاغزل شمارهٔ ۳۰۳ای گرد تکاپوی سراغ نو نشان‌هاغزل شمارهٔ ۳۰۴این انجمن عشق است توفانگر سامان‌هاغزل شمارهٔ ۳۰۵زهی چون گل به یاد چیدن از شوق تو دامان‌هاغزل شمارهٔ ۳۰۶چو سایه چند به هر خاک جبهه سودن‌هاغزل شمارهٔ ۳۰۷چو اشک، آن کس که می‌چیند گلِ عیش از تپیدن‌هاغزل شمارهٔ ۳۰۸چو شمعم از خجالت رهنمود نارسیدن‌هاغزل شمارهٔ ۳۰۹فلک این سرکشی چند از غبار آرمیدن‌هاغزل شمارهٔ ۳۱۰در فکر حق و باطل خوردیم عبث خون‌هاغزل شمارهٔ ۳۱۱وفاق تخم ثباتی نکاشت در دل و دین‌هاغزل شمارهٔ ۳۱۲ای رسته ز گلزارت آن نرگس جادوهاغزل شمارهٔ ۳۱۳ای فدای جلوهٔ مستانه‌ات میخانه‌هاغزل شمارهٔ ۳۱۴چیده است لاف خلق به چیدن ترانه‌هاغزل شمارهٔ ۳۱۵ای موج‌زن بهار خیالت ز سینه‌هاغزل شمارهٔ ۳۱۶ای آرزوی مهر تو سیلاب‌ کینه‌هاغزل شمارهٔ ۳۱۷تعلق بود سیر آهنگ چندین نوحه‌سازی‌هاغزل شمارهٔ ۳۱۸باز آب شمشیرت از بهارجوشی‌هاغزل شمارهٔ ۳۱۹به ذوق داغ کسی در کنار سوختگی‌هاغزل شمارهٔ ۳۲۰تا چند به هر عیب و هنر طعنه‌زنی‌هاغزل شمارهٔ ۳۲۱سخن شد داغ دل چون شمع از آتش‌بیانی‌هاغزل شمارهٔ ۳۲۲بود سرمشق درس خامشی باریک‌بینی‌هاغزل شمارهٔ ۳۲۳به داغ غربتم واسوخت آخر خودنمایی‌هاغزل شمارهٔ ۳۲۴ای بهارستانِ اقبال ای چمن سیما بیاغزل شمارهٔ ۳۲۵چه فسردگی‌ بلد تو شد که به محفل من و ما بیاغزل شمارهٔ ۳۲۶ای‌گداز دل نفسی اشک شو به دیده بیاغزل شمارهٔ ۳۲۷به هر جبین‌که بود سطری ازکتاب حیاغزل شمارهٔ ۳۲۸به نمود هستی بی‌اثر چه نقاب شق‌کنم از حیاغزل شمارهٔ ۳۲۹ما را ز گرد این دشت‌ عزمی است رو به‌ دریاغزل شمارهٔ ۳۳۰آسودگان گوشهٔ دامان بوریاغزل شمارهٔ ۳۳۱در شهد راحتند فقیران بوریاغزل شمارهٔ ۳۳۲حرص فرصت انتظار و دوررنگ است آسیاغزل شمارهٔ ۳۳۳چیست آدم مفردکلک د‌بیرستان ربغزل شمارهٔ ۳۳۴همیشه سنگدلان‌اند نامدار طربغزل شمارهٔ ۳۳۵اگر برافکنی از روی ناز طرف نقابغزل شمارهٔ ۳۳۶به‌روی‌نسخهٔ‌هستی‌که نیست جز تب وتابغزل شمارهٔ ۳۳۷بس‌که دارد برق تیغت درگذشتنها شتابغزل شمارهٔ ۳۳۸تا از آن پای نگارین بوسه‌ای‌کرد انتخابغزل شمارهٔ ۳۳۹تا نمی‌دزدد غبار غفلت هستی خطابغزل شمارهٔ ۳۴۰چو شمع تا سحر افسانه می‌شود تب وتابغزل شمارهٔ ۳۴۱ز درد تشنه‌لبیها در این محیط سرابغزل شمارهٔ ۳۴۲ممسک اگر به عرض سخا جوشد از شرابغزل شمارهٔ ۳۴۳می‌دهد دل را نفس آخر به سیل اضطرابغزل شمارهٔ ۳۴۴می‌کنم‌گاهی به یاد مستی چشمت شتابغزل شمارهٔ ۳۴۵وقت پیری شرم دارید از خضابغزل شمارهٔ ۳۴۶بسکه شد از تشنه‌کامی‌های ما نایاب آبغزل شمارهٔ ۳۴۷چو من زکسوت هستی ترآمده‌ست حبابغزل شمارهٔ ۳۴۸کیفیت هوای که دارد سر حبابغزل شمارهٔ ۳۴۹گذشته‌ام به تنک ظرفی از مقام حبابغزل شمارهٔ ۳۵۰پیام داشت به عنقا خط جبین حبابغزل شمارهٔ ۳۵۱بی‌لطافت نیست از بس وحشت آهنگ است آبغزل شمارهٔ ۳۵۲تا زند فال‌گهر بیتابی آهنگ است آبغزل شمارهٔ ۳۵۳ای منت عرق زجبینت برآفتابغزل شمارهٔ ۳۵۴تاب زلفت سایه آویزد به طرف آفتابغزل شمارهٔ ۳۵۵ای جلوهٔ تو سرشکن شان آفتابغزل شمارهٔ ۳۵۶ای چیده نقش پای تو دکان آفتابغزل شمارهٔ ۳۵۷به خاک راه‌که‌گردید قطره‌زن مهتابغزل شمارهٔ ۳۵۸علمی‌که خلق یافته بیچونش انتخابغزل شمارهٔ ۳۵۹بی‌کمالی‌نیست دل از شرم چون می‌گردد آبغزل شمارهٔ ۳۶۰هرکجا بی‌رویت از چشمم برون می‌گردد آبغزل شمارهٔ ۳۶۱گر در این بحر اعتباری از هنر می‌دارد آبغزل شمارهٔ ۳۶۲از روانی در تحیر هم اثر می‌دارد آبغزل شمارهٔ ۳۶۳هرگه به باغ بی‌تو فکندم نظر در آبغزل شمارهٔ ۳۶۴نشسته‌ایم به یادت ز گریه تنگ در آبغزل شمارهٔ ۳۶۵پرتو حسن تو هرجا شد نقاب افکن در آبغزل شمارهٔ ۳۶۶سایه اندازد اگر بخت سیاه من در آبغزل شمارهٔ ۳۶۷از سر مستی نبود امشب خطابم با شرابغزل شمارهٔ ۳۶۸بزم ما را نیست غیر از شهرت عنقا شرابغزل شمارهٔ ۳۶۹گرشود آن نرگس میگون مقابل با شرابغزل شمارهٔ ۳۷۰به نیم‌گردش آن چشم فتنه رنگ شرابغزل شمارهٔ ۳۷۱پیوسته است از مژه بر دیده‌ها نقابغزل شمارهٔ ۳۷۲یا حسن‌گیر صورت آفاق یا نقابغزل شمارهٔ ۳۷۳باز درگلشن ز خویشم می‌برد افسون آبغزل شمارهٔ ۳۷۴ببند چشم و خط هرکتاب را دریابغزل شمارهٔ ۳۷۵فال تسلیم زن و شوکت شاهی دریابغزل شمارهٔ ۳۷۶نی‌ام آنکه به جرأت وصف لبت رسدم خم و پیچ عنان ادبغزل شمارهٔ ۳۷۷امشب ز ساز مینا گرم است جای مطربغزل شمارهٔ ۳۷۸ندانم بازم آغوش‌ که خواهد شد دچار امشبغزل شمارهٔ ۳۷۹صبحدم سیاره بال افشاند از دامان شبغزل شمارهٔ ۳۸۰هرکه راکردند راحت محرم احسان شبغزل شمارهٔ ۳۸۱بود داغ من مردم دیدهٔ شبغزل شمارهٔ ۳۸۲طرب در این باغ می‌خرامد ز ساز فرصت پیام بر لبغزل شمارهٔ ۳۸۳به وصول مقصد عافیت نه دلیل جو نه عصا طلبغزل شمارهٔ ۳۸۴دل از خمار طلب خون کن و شراب طلبغزل شمارهٔ ۳۸۵نگویمت به خطا سازیا صواب طلبغزل شمارهٔ ۳۸۶فیض حلاوت از دل بی‌کبر و کین طلبغزل شمارهٔ ۳۸۷خون بسته است ازغم آن لعل پان به لبغزل شمارهٔ ۳۸۸از خامشی مپرس و زگفتار عندلیبغزل شمارهٔ ۳۸۹شب‌که شد جوش فغانم همنوای عندلیبغزل شمارهٔ ۳۹۰گر به این‌گرمی است آه شعله‌زای عندلیبغزل شمارهٔ ۳۹۱چه دارد این صفات حاجت آیاتغزل شمارهٔ ۳۹۲ای خم مژگان شکوه نرگس مستانه‌اتغزل شمارهٔ ۳۹۳ای هستی از قصر غنا افکنده در ویرانه‌اتغزل شمارهٔ ۳۹۴سرکیست تا برد آرزو به غبار سجده‌کمینی‌اتغزل شمارهٔ ۳۹۵شب‌گریه‌ام به‌ آن همه سامان ‌شکست ‌و ریختغزل شمارهٔ ۳۹۶عشق از خاک من آن روز که وحشت می‌بیختغزل شمارهٔ ۳۹۷آیینهٔ دل داغ جلا ماند و نفس سوختغزل شمارهٔ ۳۹۸بسکه برق یأس بنیاد من ناکام سوختغزل شمارهٔ ۳۹۹چولاله بی‌تو ز بس رنگ اعتبارم سوختغزل شمارهٔ ۴۰۰هوس نماند ز بس عشق آن نگارم سوختغزل شمارهٔ ۴۰۱گر همه در سنگ بود آتش جدایی دید و سوختغزل شمارهٔ ۴۰۲رنگت به چشم لاله بساط نظاره سوختغزل شمارهٔ ۴۰۳هرکجا گل کرد داغی بر دل دیوانه سوختغزل شمارهٔ ۴۰۴یاد وصلی‌ کردم آغوش من دیوانه ‌سوختغزل شمارهٔ ۴۰۵آن شعله‌که در دل شرر عشق وهوس ریختغزل شمارهٔ ۴۰۶بیتابی عشق این همه نیرنگ هوس ریختغزل شمارهٔ ۴۰۷شب ‌که حیرت ‌با خیالت‌ طرح ‌قیل ‌و قال ریختغزل شمارهٔ ۴۰۸زان اشک‌که چون شمع زچشم‌تر من ریختغزل شمارهٔ ۴۰۹اشک از مژگان در این ویرانه نشکست و نریختغزل شمارهٔ ۴۱۰زاهد،‌که‌بادش‌، آفت ایمان شکست و ریختغزل شمارهٔ ۴۱۱د‌ی ترنگی از شکست ساغرم ‌کل ‌کرد و ریختغزل شمارهٔ ۴۱۲بس که از طرز خرامت جلوهٔ مستانه ریختغزل شمارهٔ ۴۱۳شوخ بی‌باکی‌که رنگ عیش هر کاشانه ریختغزل شمارهٔ ۴۱۴هرکجا لعل تو رنگ خنده مستانه ریختغزل شمارهٔ ۴۱۵توخودشخص نفس‌خویی که بادل‌نیست پیوندتغزل شمارهٔ ۴۱۶چه خوش است اگر بود آنقدر هوس بلندی منظرتغزل شمارهٔ ۴۱۷ما و من ‌گم ‌گشت هرگه خواب شد هم‌بسترتغزل شمارهٔ ۴۱۸ای ذوق فضولی ز خود انداخته دورتغزل شمارهٔ ۴۱۹زهی ‌خمخانهٔ حیرت‌،‌کلام‌ هوش تسخیرتغزل شمارهٔ ۴۲۰چوگوید آینه‌ام شکر خوش معاشی حیرتغزل شمارهٔ ۴۲۱آمد ورفت نفس نیرنگ توفان بلاستغزل شمارهٔ ۴۲۲اضطراب نبض دل تمهید آهنگ فناستغزل شمارهٔ ۴۲۳ای عدم‌پرورده لاف هستی‌ات جای حیاستغزل شمارهٔ ۴۲۴تهمت‌افسردگی بر طینت عاشق خطاستغزل شمارهٔ ۴۲۵خط لعلت غبار حیرت‌افزاستغزل شمارهٔ ۴۲۶خیالی سد راه عبرت ماستغزل شمارهٔ ۴۲۷رفتن عمر ز رفتار نفسها پیداستغزل شمارهٔ ۴۲۸ز آهم نخل حسرت شعله بالاستغزل شمارهٔ ۴۲۹زندگی سد ره جولان ماستغزل شمارهٔ ۴۳۰سایهٔ دستی اگر ضامن احوال ماستغزل شمارهٔ ۴۳۱شوخی‌انداز جرأتها ضعیفان را بلاستغزل شمارهٔ ۴۳۲شوق تا گرم عنان نیست فسردن برجاستغزل شمارهٔ ۴۳۳صد هنر در پرده دل فرش اقبال صفاستغزل شمارهٔ ۴۳۴عشرت‌فروز انجمن هستی‌ام حیاستغزل شمارهٔ ۴۳۵غفلت از عاقبت عقوبت‌زاستغزل شمارهٔ ۴۳۶فضای وادی امکان پر از غبارِ فناستغزل شمارهٔ ۴۳۷کام همت اگر انباشتهٔ ذوق خفاستغزل شمارهٔ ۴۳۸گرد اندوه دلم دام تماشای صفاستغزل شمارهٔ ۴۳۹گردی ز خویش رفتن ما هیچ برنخاستغزل شمارهٔ ۴۴۰ما و من شور گرفتاری هاستغزل شمارهٔ ۴۴۱نسبت اشراف با دونان خطاستغزل شمارهٔ ۴۴۲نشئهٔ هستی به دور جام پیری نارساستغزل شمارهٔ ۴۴۳نفس محرک جسم به غم فسرده ماستغزل شمارهٔ ۴۴۴نقش دیبای هنر فرش ره اهل صفاستغزل شمارهٔ ۴۴۵نه جاه مایهٔ عصیان نه مال غفلت‌زاستغزل شمارهٔ ۴۴۶یاد آن جلوه ز چشمم‌ گره اشک‌ گشاستغزل شمارهٔ ۴۴۷باز گردون در عبیرافشانی زلف شب استغزل شمارهٔ ۴۴۸تیره‌بختی چون هجوم آرد سخن مهر لب استغزل شمارهٔ ۴۴۹چشم خرد آیینهٔ جام می ناب استغزل شمارهٔ ۴۵۰بسکه سودای توام سرتا به پا زنجیر پاستغزل شمارهٔ ۴۵۱چون حبابم الفت وهم بقا زنجیرپاستغزل شمارهٔ ۴۵۲گل‌کردن هوس ز دل صاف تهمت استغزل شمارهٔ ۴۵۳زبان چو کج‌ روش افتد جنون بد مست استغزل شمارهٔ ۴۵۴سیرابی ازین باغ هوس‌، یاس‌پرست استغزل شمارهٔ ۴۵۵از چمن تا انجمن جوش بهار رحمت استغزل شمارهٔ ۴۵۶در خموشی یک قلم آوازهٔ جمعیت استغزل شمارهٔ ۴۵۷یارب امشب آن جنون‌آشوبِ جان و دل ‌کجاستغزل شمارهٔ ۴۵۸فنا مثالم و آیینهٔ بقا اینجاستغزل شمارهٔ ۴۵۹غلغل صبح ازل از دل عالم برخاستغزل شمارهٔ ۴۶۰سوخت دل در محفل تسلیم و از جا برنخاستغزل شمارهٔ ۴۶۱بی‌شکست از پردهٔ سازم نوایی برنخاستغزل شمارهٔ ۴۶۲زیر گردون طبع آزادی‌نوایی برنخاستغزل شمارهٔ ۴۶۳تنم ز بند لباس تکلف آزاد استغزل شمارهٔ ۴۶۴درآن مقام‌که عرض جلال معبود استغزل شمارهٔ ۴۶۵هرچه از مدت هست و بود استغزل شمارهٔ ۴۶۶کاهش طبع من از فطرت بیباک خود استغزل شمارهٔ ۴۶۷نیک و بدم از بخت بدانجام سفید استغزل شمارهٔ ۴۶۸تا نفس باقی است دردل ر‌نگ‌کلفت مضمراستغزل شمارهٔ ۴۶۹خاک غربت‌کیمیای مردم نیک اختر استغزل شمارهٔ ۴۷۰خاموشی‌ام جنونکدهٔ شور محشر استغزل شمارهٔ ۴۷۱در تپش‌آباد دهر حیرت دل لنگر استغزل شمارهٔ ۴۷۲دوری منزلم از بسکه ندامت اثر استغزل شمارهٔ ۴۷۳شعلهٔ بی‌بال وپر سجده گر اخگر استغزل شمارهٔ ۴۷۴وحشت مدعا جنون ثمر استغزل شمارهٔ ۴۷۵به خوان لذت دنیا گزند بسیار استغزل شمارهٔ ۴۷۶اشک یک لحظه به مژگان بار استغزل شمارهٔ ۴۷۷خواب در چشم و نفس بر دل محزون بار استغزل شمارهٔ ۴۷۸رزق‌، خلوتگه اندیشهٔ روزی‌خوار استغزل شمارهٔ ۴۷۹ز دهر نقد تو جز پیچ وتاب دشوار استغزل شمارهٔ ۴۸۰ز گریه‌، سیریِ چشمِ پر آب دشوار استغزل شمارهٔ ۴۸۱او گفتن ما وتو به هر رنگ ضرور استغزل شمارهٔ ۴۸۲نسیم‌گل به خموشی ترانه‌پرداز استغزل شمارهٔ ۴۸۳ز شور حیرت من گوش‌ عالمی باز استغزل شمارهٔ ۴۸۴بیا که آتش‌ِ کیفیت هوا تیز استغزل شمارهٔ ۴۸۵ز خود رمیدن ‌دل بسکه شوخی‌انگیز استغزل شمارهٔ ۴۸۶از حباب اینقدرم عبرت احوال بس استغزل شمارهٔ ۴۸۷سفله با جاه نیزهیچکس استغزل شمارهٔ ۴۸۸بندگی هنگامهٔ عشرت پرستیها بس استغزل شمارهٔ ۴۸۹عشرت موهوم هستی‌کلفت دنیا بس استغزل شمارهٔ ۴۹۰ما را به راه عشق طلب رهنما بس استغزل شمارهٔ ۴۹۱هستی به رنگ صبح دلیل فنا بس استغزل شمارهٔ ۴۹۲بی‌دماغی مژدهٔ پیغام‌محبوبم بس استغزل شمارهٔ ۴۹۳سر خط درس‌کمالت منتخب دانی بس استغزل شمارهٔ ۴۹۴بروت تافتنت‌گربه شانی هوس استغزل شمارهٔ ۴۹۵ز دستگاه جنون راز همتم فاش استغزل شمارهٔ ۴۹۶بسکه امشب بی‌توام سامان اعضا آتش استغزل شمارهٔ ۴۹۷آنچه‌در بال‌طلب رقص است‌، در دل آتش استغزل شمارهٔ ۴۹۸همت زگیر و دار جهان رم‌ کمین خوش استغزل شمارهٔ ۴۹۹سرمایهٔ عذر طلبم از همه بیش استغزل شمارهٔ ۵۰۰خنده تنها نه همین برگل و سوسن تیغ استغزل شمارهٔ ۵۰۱نفس بوالهوسان بر دل ر‌وشن تیغ استغزل شمارهٔ ۵۰۲دل از غبارِ نفس زخمِ خفته در نمک استغزل شمارهٔ ۵۰۳حذر ز راه محبت که پر خطرناک استغزل شمارهٔ ۵۰۴میی‌که شوخی رنگش جنون افلاک استغزل شمارهٔ ۵۰۵از بس قماش دامن دلدار نازک استغزل شمارهٔ ۵۰۶در ندامت‌گل مقصود به بر نزدیک استغزل شمارهٔ ۵۰۷یار دور است ز ما تا به نظر نزدیک استغزل شمارهٔ ۵۰۸بسکه این‌گلشن افسرده‌کدورت رنگ استغزل شمارهٔ ۵۰۹دلم چو غنچه در آغوش ‌‌عافیت تنگ استغزل شمارهٔ ۵۱۰دل‌ مضطرب یأس ‌و نفس ناله به‌ چنگ استغزل شمارهٔ ۵۱۱نه منزل بی‌نشان، نی جاده تنگ استغزل شمارهٔ ۵۱۲بس که ساز این بساط آشفتگی‌های دل استغزل شمارهٔ ۵۱۳احتیاجی با مزاج سبزه وگل شامل استغزل شمارهٔ ۵۱۴الفت تن باعث فکر پریشان دل استغزل شمارهٔ ۵۱۵بس که دشت از نقش پای لیلی ما پرگل استغزل شمارهٔ ۵۱۶عالم ایجاد عشرتخانهٔ جزو و کل استغزل شمارهٔ ۵۱۷آگاهی و افسردگی دل چه خیال استغزل شمارهٔ ۵۱۸در وصلم و سیرم به‌گریبان خیال استغزل شمارهٔ ۵۱۹داغ اگر حلقه زند ساغر صهبای دل استغزل شمارهٔ ۵۲۰صبح این بادیه آشوب تپشهای دل استغزل شمارهٔ ۵۲۱چشم بیدار طرب مایهٔ سامان‌گل استغزل شمارهٔ ۵۲۲خنده‌صبحی‌ست‌که در بندگریبان‌گل استغزل شمارهٔ ۵۲۳بسکه بیقدری دلیل دستگاه عالم استغزل شمارهٔ ۵۲۴در خیال‌آباد راحت آگهی نامحرم استغزل شمارهٔ ۵۲۵در سیرگاه امر تحیر مقدم استغزل شمارهٔ ۵۲۶شوکت ‌شاهی‌ام از فیض‌ جنون ‌در قدم استغزل شمارهٔ ۵۲۷عمری‌ست به حیرت نفسِ سوخته رام استغزل شمارهٔ ۵۲۸اگر می نیست جمعیت‌کدام استغزل شمارهٔ ۵۲۹چشمی که ندارد نظری حلقهٔ دام استغزل شمارهٔ ۵۳۰ستم شریک من یاس خوشدن ستم استغزل شمارهٔ ۵۳۱چون سایه بس‌که‌کلفت غفلت سرشت ماستغزل شمارهٔ ۵۳۲شعله‌ ها در گرم جوشی‌، داغ آه سرد ماستغزل شمارهٔ ۵۳۳طوق چون فاخته‌، شیرازهٔ مشت پر ماستغزل شمارهٔ ۵۳۴ای غرهٔ اقبال سرانجام تو شوم استغزل شمارهٔ ۵۳۵امروزکه امید به‌کوی تو مقیم استغزل شمارهٔ ۵۳۶طبعی‌که امیدش اثر آمادهٔ بیم استغزل شمارهٔ ۵۳۷این انجمن چو شمع مپندار جای ماستغزل شمارهٔ ۵۳۸زندگی را شغل پرواز فنا جزوتن استغزل شمارهٔ ۵۳۹می‌روم از خو‌یش ‌و حسرت گر‌م‌ اشک افشاندن استغزل شمارهٔ ۵۴۰بسکه آفت ما ضعیفان را حصار آهن استغزل شمارهٔ ۵۴۱چون حباب آیینهٔ مااز خموشی روشن‌استغزل شمارهٔ ۵۴۲کینه را در دامن دلهای سنگین مسکن استغزل شمارهٔ ۵۴۳دوری از اسباب ما و من به حق پیوستن استغزل شمارهٔ ۵۴۴راحت‌ جاوید عشاق ‌از فضولی رستن استغزل شمارهٔ ۵۴۵ای‌کعبه جو یقینی اگرکار بستن استغزل شمارهٔ ۵۴۶زندگانی در جگرخار است و در پا سوزن استغزل شمارهٔ ۵۴۷خنده‌ام صبحی به صد چاکِ گریبان آشناستغزل شمارهٔ ۵۴۸عجز بینش با تعلقهای امکان آشناستغزل شمارهٔ ۵۴۹زندگی تمهید اسباب فناستغزل شمارهٔ ۵۵۰خودگدازی نمِ‌کیفیت صهبای من استغزل شمارهٔ ۵۵۱بحر رازم پیچ و تاب فکرگرداب من استغزل شمارهٔ ۵۵۲بزم‌گردون صبح‌خیز ازگرد بیتاب من استغزل شمارهٔ ۵۵۳شوق‌دیدارم و در چشم‌کسان راه من استغزل شمارهٔ ۵۵۴زلف آشفتهٔ سری موجهٔ د‌ربای من استغزل شمارهٔ ۵۵۵نیک و بد این مرحله خاکش به ‌کمین استغزل شمارهٔ ۵۵۶دارم ز نفس ناله‌که جلاد من این استغزل شمارهٔ ۵۵۷خامش نفسم شوخی آهنگ من این استغزل شمارهٔ ۵۵۸زین سال و ماه فرصت کارت منزه استغزل شمارهٔ ۵۵۹ز غصه چاره ندارد دلی که آگاه استغزل شمارهٔ ۵۶۰تپیدن دل عشاق محوکسوت آه استغزل شمارهٔ ۵۶۱آفت سر و برگ هوس آرایی جاه استغزل شمارهٔ ۵۶۲خاک نمیم‌، ما را،‌کی فکر عجز و جاه استغزل شمارهٔ ۵۶۳دل را ز نگه دام هوس بر سر راه استغزل شمارهٔ ۵۶۴سیر بهار این باغ از ما تمیز‌‌خواه استغزل شمارهٔ ۵۶۵عرق‌فشانی شبنم در این حدیقه‌ گواه استغزل شمارهٔ ۵۶۶گوهر دل ز سخن رنگ صفا باخته استغزل شمارهٔ ۵۶۷نه عشق سوخته و نه هوس‌گداخته استغزل شمارهٔ ۵۶۸هرکجا وحشتی از آتشم افروخته استغزل شمارهٔ ۵۶۹آتش وحشتم آنجاکه برافروخته استغزل شمارهٔ ۵۷۰برروی ما چوصبح نه‌رنگی شکسته استغزل شمارهٔ ۵۷۱گلدستهٔ نزاکت حسنت که بسته استغزل شمارهٔ ۵۷۲الفت دل عمرها شد دست وپایم بسته استغزل شمارهٔ ۵۷۳پیر عقل از ما به درد نان مقدم رفته استغزل شمارهٔ ۵۷۴دوستان ظلمی به حال نامرادم رفته استغزل شمارهٔ ۵۷۵گر به سیر انجمن یا گشت‌ گلشن رفته استغزل شمارهٔ ۵۷۶دل عمرهاست آینه ترتیب داده استغزل شمارهٔ ۵۷۷آن جنگجو به ظاهر گرپشت داده استغزل شمارهٔ ۵۷۸برگ عیش من به ساز بیخودی آماده استغزل شمارهٔ ۵۷۹بسکه حرف مدعا نازک رقم افتاده استغزل شمارهٔ ۵۸۰در بهار گریه عیش بیدلان آماده استغزل شمارهٔ ۵۸۱دل به یاد جلوه‌ای طاقت به غارت داده استغزل شمارهٔ ۵۸۲زندگانی از نفس آفت بنا افتاده استغزل شمارهٔ ۵۸۳در گلستانی‌که‌گرد عجز ما افتاده استغزل شمارهٔ ۵۸۴آرزوی دل‌، چو اشک از چشم ما افتاده استغزل شمارهٔ ۵۸۵چشم‌واکن حسن نیرنگ قدم بی‌پرده استغزل شمارهٔ ۵۸۶خامشی در پرده سامان تکلم‌کرده استغزل شمارهٔ ۵۸۷پیری‌ام پیغامی از رمز سجود آورده استغزل شمارهٔ ۵۸۸بعد مرگم شام‌نومیدی سحرآورده استغزل شمارهٔ ۵۸۹نالهٔ ما شیوه‌ها امشب به بر آورده استغزل شمارهٔ ۵۹۰هم در ایجاد شکستی به دلم پا زده استغزل شمارهٔ ۵۹۱موج هرجا، در جمعیت‌گوهر زده استغزل شمارهٔ ۵۹۲سر هرکس زگلی پر زده استغزل شمارهٔ ۵۹۳باز سرگرمی نظاره به سامان شده استغزل شمارهٔ ۵۹۴جایی که نه فلک ز حیا سر فکنده استغزل شمارهٔ ۵۹۵شور استغنای عشق از حسرت دل بوده استغزل شمارهٔ ۵۹۶رنگ خون گلجوش زخم تیغ گلچین بوده استغزل شمارهٔ ۵۹۷سرنوشت روی‌ جانان خط مشکین بوده استغزل شمارهٔ ۵۹۸تا حیرت خرام تو سامان دیده استغزل شمارهٔ ۵۹۹تا ز آغوش‌وداعت داغ حیرت‌چیده استغزل شمارهٔ ۶۰۰جنس موهومم دکان آبرویی چیده استغزل شمارهٔ ۶۰۱در جنونم موی سر سامان راحت چیده استغزل شمارهٔ ۶۰۲بازم به دل نوید صفایی رسیده استغزل شمارهٔ ۶۰۳جنس ما با این‌کسادی قیمتی فهمیده استغزل شمارهٔ ۶۰۴عالمی را بی‌زبانیهای من پوشیده استغزل شمارهٔ ۶۰۵واژگونی بسکه با وضعم قرین‌کردیده استغزل شمارهٔ ۶۰۶هرکجا دستت برون از آستین‌گردیده استغزل شمارهٔ ۶۰۷صبح هستی نیست نیرنک هوس بالیده استغزل شمارهٔ ۶۰۸ای که دنیا و جلالش دیده‌ای خمیازه استغزل شمارهٔ ۶۰۹تا فلک درگردش است آفت به‌هرسوهاله استغزل شمارهٔ ۶۱۰چون سپند آرام جسم دردناکم ناله استغزل شمارهٔ ۶۱۱بسکه در بزم توام حسرت جنون پیمانه استغزل شمارهٔ ۶۱۲دل به‌سعی آب‌گردیدن طرب پیمانه استغزل شمارهٔ ۶۱۳در آن بساط‌که حسنت دچار آینه استغزل شمارهٔ ۶۱۴زبس به خلوت حسن توبارآینه استغزل شمارهٔ ۶۱۵ز نقش پای تو کابینه ‌دار آینه استغزل شمارهٔ ۶۱۶قید الفت هستی وحشت‌آشیانی‌هاستغزل شمارهٔ ۶۱۷باز درس خاشاکم سطر شعله‌خوانی‌هاستغزل شمارهٔ ۶۱۸لاف ما و من یکسر دعوی خدایی‌هاستغزل شمارهٔ ۶۱۹بیقراریهای چرخ از دست کجرفتاری استغزل شمارهٔ ۶۲۰لوح‌هستی یک قلم از نقش قدرت عاری استغزل شمارهٔ ۶۲۱صفای آب به یاد غبار راه‌ کسی استغزل شمارهٔ ۶۲۲به‌گلزاری‌که حسنت بی‌نقابستغزل شمارهٔ ۶۲۳در سایه‌ای‌ابرو نگهت مست و خرابستغزل شمارهٔ ۶۲۴مشاطهٔ شوخی‌که به دستت دل ما بستغزل شمارهٔ ۶۲۵نفس را الفت دل پیچ و تابستغزل شمارهٔ ۶۲۶هرسو نگرم دیده به دیدار حجابستغزل شمارهٔ ۶۲۷هستی چو سحر عهد به پرواز فنا بستغزل شمارهٔ ۶۲۸برکمرتا بهله آن‌ترک نزاکت مست بستغزل شمارهٔ ۶۲۹نقاش ازل تا کمر مو کمران بستغزل شمارهٔ ۶۳۰همت چه برفرازد از شرم فقر ما دستغزل شمارهٔ ۶۳۱کنون که مژدهٔ دیدار شوق بنیادستغزل شمارهٔ ۶۳۲نه دیر مانع و نی‌کعبه حایل افتادستغزل شمارهٔ ۶۳۳مرا به آبلهٔ پا چه مشکل افتادستغزل شمارهٔ ۶۳۴گذاز امن درین انجمن کم افتادستغزل شمارهٔ ۶۳۵فسون وهم چه مقدار رهزن افتادستغزل شمارهٔ ۶۳۶بی‌محابا بر من مجنون میفشان پشت دستغزل شمارهٔ ۶۳۷خم مکن در عرض حاجت تا توانی پشت دستغزل شمارهٔ ۶۳۸دل ز اوهام غبارآلودستغزل شمارهٔ ۶۳۹اجابتی ندمید از دعای‌کس به دو دستغزل شمارهٔ ۶۴۰دل راگشاد کار ز صد عقده برترستغزل شمارهٔ ۶۴۱سرکشیها به مرگ راهبرستغزل شمارهٔ ۶۴۲عمرها شد عجزطاقت سوی‌جیبم رهبرستغزل شمارهٔ ۶۴۳نسخهٔ آرام دل در عرض آهی ابترستغزل شمارهٔ ۶۴۴زندگی نقد هزار آزارستغزل شمارهٔ ۶۴۵هوس دل را شکست اعتبارستغزل شمارهٔ ۶۴۶توان به صبر نمودن دل شکسته درستغزل شمارهٔ ۶۴۷قابل نخل ما بر دگرستغزل شمارهٔ ۶۴۸دل از بهار خیال توگلشن رازستغزل شمارهٔ ۶۴۹تو محو خواب و در سیرکن‌فکان بازستغزل شمارهٔ ۶۵۰دل به یاد پرتو حسنت سراپا آتشستغزل شمارهٔ ۶۵۱تا به‌کی خواهی زلاف بخت بر سرها نشستغزل شمارهٔ ۶۵۲تا غبارخط برآن حسن صفا پیرا نشستغزل شمارهٔ ۶۵۳عاقبت چون شعله خاکستر به فرق ما نشستغزل شمارهٔ ۶۵۴جوش حرص از یأس من آخر ز تاب‌وتب نشستغزل شمارهٔ ۶۵۵تازمستی غنچه برفرق چمن میناشکستغزل شمارهٔ ۶۵۶در تماشایی‌که باید صد مژه بالا شکستغزل شمارهٔ ۶۵۷بی‌تو در هرجا دل صبر آزما خواهد شکستغزل شمارهٔ ۶۵۸چون حبابم، شیشهٔ دل هر کجا خواهد شکستغزل شمارهٔ ۶۵۹در چمن‌گر طرف دامانت صبا خواهد شکستغزل شمارهٔ ۶۶۰ناتوانی ‌گر چنین اعضای ما خواهد شکستغزل شمارهٔ ۶۶۱شیخ تا عزم بر نماز شکستغزل شمارهٔ ۶۶۲هوس ‌به فتنهٔ صد انجمن نگاه شکستغزل شمارهٔ ۶۶۳صفحهٔ دل بی‌خط زخم تو فرد باطلستغزل شمارهٔ ۶۶۴دل انجمن صد طرب ازیاد وصالستغزل شمارهٔ ۶۶۵صورت راحت نفور از مردمان عالمستغزل شمارهٔ ۶۶۶با کمال بی‌نقابی پرده‌دارم شیونستغزل شمارهٔ ۶۶۷در جهان عجز طاقت پیشگی‌گردن زنستغزل شمارهٔ ۶۶۸درخور غفلت نگاهی رونق ما و منستغزل شمارهٔ ۶۶۹فکر تدبیر سلامت خون راحت خوردنستغزل شمارهٔ ۶۷۰فردوس دل‌، اسیر خیال تو بودنستغزل شمارهٔ ۶۷۱نی نقش چین نه حسن فرنگ آفریدنستغزل شمارهٔ ۶۷۲پیوستگی به حق‌، ز دو عالم بریدنستغزل شمارهٔ ۶۷۳از میانش مو به موی ناتوانان جستجوستغزل شمارهٔ ۶۷۴بسکه مستان را به قدر میکشیها آبروستغزل شمارهٔ ۶۷۵نیست ایمن از بلا هر کس به فکر جستجوستغزل شمارهٔ ۶۷۶شوخی که جهان‌ گرد جنون نظر اوستغزل شمارهٔ ۶۷۷بزم پیری کز قد خم‌گشتهٔ ما چنگ اوستغزل شمارهٔ ۶۷۸بسکه اجزایم چمن‌پروردهٔ نیرنگ اوستغزل شمارهٔ ۶۷۹شهید خنده زخمم ‌که تیغ‌ همدم اوستغزل شمارهٔ ۶۸۰غزال امن که الفت خیال مبهم استغزل شمارهٔ ۶۸۱قصر غناکه عالم تحقیق نام اوستغزل شمارهٔ ۶۸۲عالم طلسم وحشت چشم سیاه اوستغزل شمارهٔ ۶۸۳کو خلوت و چه انجمن آثار جاه اوستغزل شمارهٔ ۶۸۴بسکه دارم غنچهٔ شوق توپنهان زیرپوستغزل شمارهٔ ۶۸۵بسکه راز عجز ما بالید پنهان زیر پوستغزل شمارهٔ ۶۸۶سعی ناپیدا و حسرتها دویدن آرزوستغزل شمارهٔ ۶۸۷اوج جاه‌، آثارش از اجزای مهمل ریخته‌ستغزل شمارهٔ ۶۸۸به‌دست و تیغ‌کسی خون من حنابسته‌ستغزل شمارهٔ ۶۸۹چنین‌که نیک وبد ما به عجزوابسته‌ستغزل شمارهٔ ۶۹۰دل در قدم آبله پایان‌که شکسته‌ستغزل شمارهٔ ۶۹۱گردباد امروز در صحرا قیامت ‌کاشته‌ستغزل شمارهٔ ۶۹۲سخت‌ جانی از من محزون‌ که باور داشته‌ستغزل شمارهٔ ۶۹۳تنها نه ذره دقت اظهار داشته‌ستغزل شمارهٔ ۶۹۴عجز ما چندین غبار از هرکمین برداشته‌ستغزل شمارهٔ ۶۹۵جایی‌که مرگ شهرت انجام داشته‌ستغزل شمارهٔ ۶۹۶صاحب خلق حسن‌،‌ گلها به دامن داشته‌ستغزل شمارهٔ ۶۹۷چون شمع اگر خلق پس و پیش گذشته‌ستغزل شمارهٔ ۶۹۸دل از ندامت هستی‌، مکدر ا‌فتاده‌ستغزل شمارهٔ ۶۹۹همچو شبنم ادب آیینه زدودن بوده‌ستغزل شمارهٔ ۷۰۰ادب اظهارم و با وصل توام‌کاری هستغزل شمارهٔ ۷۰۱تا ز جنس تب وتاب نفس آثاری هستغزل شمارهٔ ۷۰۲بی‌توام جای نگه جنبش مژگانی هستغزل شمارهٔ ۷۰۳گر آینه‌ات محرم زشتی و نکوییستغزل شمارهٔ ۷۰۴ناله‌ها داریم و کس زین انجمن آگاه نیستغزل شمارهٔ ۷۰۵غنچه در فکر دهانت ‌گوشه‌گیر خسته‌ای‌ستغزل شمارهٔ ۷۰۶حیرت‌دمیده‌ام گُلِ داغم بهانه‌ای‌ستغزل شمارهٔ ۷۰۷نه ما را صراحی نه پیمانه ‌ایستغزل شمارهٔ ۷۰۸ادب نه‌کسب عبادت نه سعی حق‌طلبی‌ستغزل شمارهٔ ۷۰۹به محفلی‌که دل آیینهٔ رضاطلبی‌ستغزل شمارهٔ ۷۱۰زین دو شرر داغ دل هستی ما عبرتیستغزل شمارهٔ ۷۱۱ساز تو کمین نغمهٔ بیداد شکستی‌ستغزل شمارهٔ ۷۱۲غم فراق چه و حسرت وصال تو چیستغزل شمارهٔ ۷۱۳فکر آزادی به این عاجز سرشتیها تریستغزل شمارهٔ ۷۱۴حضورکلبهٔ فقر از تکلفات بری‌ستغزل شمارهٔ ۷۱۵خودنماییها کثافت جوهریستغزل شمارهٔ ۷۱۶درگلستانی‌که دل را با اشاراتش سری‌ستغزل شمارهٔ ۷۱۷تا به مطلوب رسیدن‌کاریستغزل شمارهٔ ۷۱۸درین‌گلشن دو روزت خنده‌کاریستغزل شمارهٔ ۷۱۹به زخم هستی اگر شرم بخیه پردازی‌ستغزل شمارهٔ ۷۲۰در پیچ‌وتاب‌ِ گیسو تا شانه را عروسی‌ستغزل شمارهٔ ۷۲۱امروز دور صحبت وقف ستم ایاغی‌ستغزل شمارهٔ ۷۲۲چمن امروز فرش منزل‌ کیستغزل شمارهٔ ۷۲۳ای صبح گرد ناز تو از کاروان کیستغزل شمارهٔ ۷۲۴سرو بهار جلوه قد دلستان‌ کیستغزل شمارهٔ ۷۲۵موج جنون می‌زند، اشک پریشان ‌کیستغزل شمارهٔ ۷۲۶وحشی صحرای حسن نرگس فتان ‌کیستغزل شمارهٔ ۷۲۷دل گرم من آتشخانهٔ‌کیستغزل شمارهٔ ۷۲۸سرشکم نسخهٔ دیوانهٔ کیستغزل شمارهٔ ۷۲۹دل را به خیال خط او سیر فرنگیستغزل شمارهٔ ۷۳۰صفای حال ما مغشوش رنگیستغزل شمارهٔ ۷۳۱بی‌کدورت نیست هرجا محرمی یا غافلی‌ستغزل شمارهٔ ۷۳۲چارهٔ دردسر دیر محبت جلی‌ستغزل شمارهٔ ۷۳۳بجاست‌شکوهٔ ما تا ره فغان خالیستغزل شمارهٔ ۷۳۴جهان ز جنسِ اثرهای این و آن خالی‌ستغزل شمارهٔ ۷۳۵بندگی با معرفت، خاصِ حضورِ آدمی‌ستغزل شمارهٔ ۷۳۶زندگی شوخی کمین رمیستغزل شمارهٔ ۷۳۷وضع خطوط جبین از قلم مبهمیستغزل شمارهٔ ۷۳۸بیا که هیچ بهاری به حسرتِ ما نیستغزل شمارهٔ ۷۳۹تو مستِ وهم و درین بزم بوی صهبا نیستغزل شمارهٔ ۷۴۰قانون ادب پرده در صورت و صدا نیستغزل شمارهٔ ۷۴۱نیاز نامهٔ ما عرض سجده عنوانیستغزل شمارهٔ ۷۴۲برچهرهٔ آثارجهان رنگ سبب نیستغزل شمارهٔ ۷۴۳برگ و سازم جز هجوم‌گریهٔ بیتاب نیستغزل شمارهٔ ۷۴۴بی‌رخت در چشمهٔ آیینه خاک است آب نیستغزل شمارهٔ ۷۴۵جز‌خون‌دل ز نقد سلامت به دست نیستغزل شمارهٔ ۷۴۶هیچکس چون من درین‌ حرمان‌سرا ناشاد نیستغزل شمارهٔ ۷۴۷بر تپیدنهای دل هم دیده‌ای واکردنی‌ستغزل شمارهٔ ۷۴۸چون سحر طومارچاک سینه‌ام واکردنی‌ستغزل شمارهٔ ۷۴۹عمری‌ست به‌چشمم ز نم اشک اثر نیستغزل شمارهٔ ۷۵۰بی‌ادب بنیاد هستی عافیت دربار نیستغزل شمارهٔ ۷۵۱خواب را‌در دیدهٔ حیران عاشق بار نیستغزل شمارهٔ ۷۵۲دیدهٔ حیرت نگاهان را به مژگان ‌کار نیستغزل شمارهٔ ۷۵۳رنگ‌عجزم لیک با وضع‌ خموشم ‌کار نیستغزل شمارهٔ ۷۵۴در طریق رفتن از خود رهبری درکار نیستغزل شمارهٔ ۷۵۵مست‌عرفان را شراب دیگری درکار نیستغزل شمارهٔ ۷۵۶سرمنزل ثبات قدم جاده‌ساز نیستغزل شمارهٔ ۷۵۷زین عبارات جنون تحقیق بی‌ناموس نیستغزل شمارهٔ ۷۵۸صنعت نیرنگ دل بر فطرت‌ کس فاش نیستغزل شمارهٔ ۷۵۹عاشقی مقدور هر عیاش نیستغزل شمارهٔ ۷۶۰برق با شوقم شراری بیش نیستغزل شمارهٔ ۷۶۱درگلشن هوس‌که سراغ‌گلیش نیستغزل شمارهٔ ۷۶۲بزم تصور توکدورت ایاغ نیستغزل شمارهٔ ۷۶۳وضع ترتیب ادب در عرصه‌گاه لاف نیستغزل شمارهٔ ۷۶۴آستان عشق جولانگاه هر بیباک نیستغزل شمارهٔ ۷۶۵خلق را بر سرهر لقمه ز بس سرشکنی‌ستغزل شمارهٔ ۷۶۶حایل عزم نفس‌گرد ره و فرسنگ نیستغزل شمارهٔ ۷۶۷جای آرام به وحشتکدهٔ عالم نیستغزل شمارهٔ ۷۶۸دیده‌ای راکه به نظاره دل محرم نیستغزل شمارهٔ ۷۶۹عزت ‌و خواری دهر آن همه دور از هم نیستغزل شمارهٔ ۷۷۰تعین جز افسون اوهام نیستغزل شمارهٔ ۷۷۱چو صبحم دماغ می‌آشام نیستغزل شمارهٔ ۷۷۲پر بیکسم امروزکسی را خبرم نیستغزل شمارهٔ ۷۷۳هما سراغم و زیر فلک مگس هم نیستغزل شمارهٔ ۷۷۴پیش چشمی‌که نورعرفان نیستغزل شمارهٔ ۷۷۵مقیدان وفا را ز دل رمیدن نیستغزل شمارهٔ ۷۷۶کتاب عافیتی قیل و قال باب تو نیستغزل شمارهٔ ۷۷۷جهان قلمرو توفان اعتبار تو نیستغزل شمارهٔ ۷۷۸در خیال مزن فهم خویش سازتو نیستغزل شمارهٔ ۷۷۹تویی‌که غیر دلم هیچ‌جا مقام تو نیستغزل شمارهٔ ۷۸۰تو آفتاب و جهان جزبه جستجوی تو نیستغزل شمارهٔ ۷۸۱نور دل در کشور آیینه نیستغزل شمارهٔ ۷۸۲راحت‌ کجاست گر دلت‌ از خویش رسته نیستغزل شمارهٔ ۷۸۳رنگم درین چمن به هوس پر زننده نیستغزل شمارهٔ ۷۸۴مبتذل صبح و شام تازگی‌ آرنده نیستغزل شمارهٔ ۷۸۵در تکلم از ندامت هیچ‌کس آسوده نیستغزل شمارهٔ ۷۸۶با دل تنگ است‌کار اینجا ز حرمان چاره نیستغزل شمارهٔ ۷۸۷خط‌خوبان هم‌،حریف طبع وحشت‌پیشه نیستغزل شمارهٔ ۷۸۸خواجه تا کی باید این بنیاد رسوایی‌ که نیستغزل شمارهٔ ۷۸۹ز انقلاب جسم‌، دل بر ساز وحشت هاله نیستغزل شمارهٔ ۷۹۰هیچکس جز یأس‌، غمخوار من دیوانه نیستغزل شمارهٔ ۷۹۱آزادگی‌، غبار در و بام خانه نیستغزل شمارهٔ ۷۹۲این‌زمان یک طالب‌مستی درین میخانه نیستغزل شمارهٔ ۷۹۳محرم حسن ازل اندیشهٔ بیگانه نیستغزل شمارهٔ ۷۹۴صاف‌طبعان را غمی از خار خارکینه نیستغزل شمارهٔ ۷۹۵طاس این نرد اختیاری نیستغزل شمارهٔ ۷۹۶از ره و منزل تحقیق اگر دوری نیستغزل شمارهٔ ۷۹۷فریاد که در عالم تحقیق‌ کسی نیستغزل شمارهٔ ۷۹۸سرو چمن دل الف شعلهٔ آهیستغزل شمارهٔ ۷۹۹عنقا سراغم از اثرم وهم و ظن تهیستغزل شمارهٔ ۸۰۰بی‌ساز انفعال سراپای من تهی‌ستغزل شمارهٔ ۸۰۱برگ طربم عشرت بی‌برگ و نوایی‌ستغزل شمارهٔ ۸۰۲در ربط خلق یکسر ناموس‌کبریایی‌ستغزل شمارهٔ ۸۰۳ز خویش‌ مگذر اگر جوهرت‌ شناسایی‌ ستغزل شمارهٔ ۸۰۴هرچند درین‌ گلشن هرسو گل خودروییستغزل شمارهٔ ۸۰۵گرم‌رفتاری که سر در راه آن یکتا گذاشتغزل شمارهٔ ۸۰۶نیشی تا علم همت عنقا برداشتغزل شمارهٔ ۸۰۷یک شبم در دل نسیم یاد آن گیسو گذشتغزل شمارهٔ ۸۰۸زان خوشه‌که میناگری باغ عنب داشتغزل شمارهٔ ۸۰۹جرأت سؤال شرم ترا گر جواب داشتغزل شمارهٔ ۸۱۰جز خموشی هرکه دل بر ناله و فریاد داشتغزل شمارهٔ ۸۱۱حیرتم عمری به امید ندامت شاد داشتغزل شمارهٔ ۸۱۲سعی‌جاه آرزوی خاک شدن در سر دا‌شتغزل شمارهٔ ۸۱۳برق آفت لمعه در بی‌ضبطی اسرار داشتغزل شمارهٔ ۸۱۴شب‌که شور بلبل ما ریشه درگلزار داشتغزل شمارهٔ ۸۱۵ز بس که معنی مکتوب عشق پیچش داشتغزل شمارهٔ ۸۱۶تا جنون نقد بهار عشرتم در چنگ داشتغزل شمارهٔ ۸۱۷تا ز حسن او گلستان تماشا رنگ داشتغزل شمارهٔ ۸۱۸دوش در راه خیالت عجز شوق آهنگ داشتغزل شمارهٔ ۸۱۹اندیشه در نزاکت معنی کمال داشتغزل شمارهٔ ۸۲۰در وادیی که قدرت عجزم کمال داشتغزل شمارهٔ ۸۲۱هرجا دلی تپیدن شوق خیال داشتغزل شمارهٔ ۸۲۲تا نظر بر شوخی من نرگس خودکام داشتغزل شمارهٔ ۸۲۳سادگی دل را اسیر فکرهای خام داشتغزل شمارهٔ ۸۲۴شب‌ که جوش‌ حسرتی ‌زان نرگس‌ خودکام داشتغزل شمارهٔ ۸۲۵شب‌که طاووس مرا شوق تو بال‌افشان داشتغزل شمارهٔ ۸۲۶وهم هستی هیچکس را ازتپیدن وانداشتغزل شمارهٔ ۸۲۷هرکه را دستی ز همت بود جز بر دل نداشتغزل شمارهٔ ۸۲۸زندگانی‌ست‌ که جز مرگ سرانجام نداشتغزل شمارهٔ ۸۲۹امشب که به دل حسرت دیدارکمین داشتغزل شمارهٔ ۸۳۰چه سحر بود که دوشم دل آرزوی تو داشتغزل شمارهٔ ۸۳۱آغاز نگاهم به قیامت نظری داشتغزل شمارهٔ ۸۳۲گر جنونم هوس قطع منازل می‌داشتغزل شمارهٔ ۸۳۳تو ازآن خلوت یکتا چه خبر خواهی داشتغزل شمارهٔ ۸۳۴گل در چمن رسید و قدم بر هوا گذاشتغزل شمارهٔ ۸۳۵همت من از نشان جاه چون ناوک‌ گذشتغزل شمارهٔ ۸۳۶تا عرقناک از چمن آن شوخ بی‌پروا گذشتغزل شمارهٔ ۸۳۷در طلبت شب چه جنون‌ها گذشتغزل شمارهٔ ۸۳۸یأس مجنون آخر از پیچ و خم سودا گذشتغزل شمارهٔ ۸۳۹چنین که عمر تأملگر شتاب گذشتغزل شمارهٔ ۸۴۰فرصت نظاره تا مژگان گشودن درگذشتغزل شمارهٔ ۸۴۱شب به یاد آن لب خموش گذشتغزل شمارهٔ ۸۴۲به فکر دل لبم از ربط قیل و قال‌گذشتغزل شمارهٔ ۸۴۳دوش از نظر خیال تو دامن‌کشان گذشتغزل شمارهٔ ۸۴۴همت ‌از هر دو جهان ‌جست ‌و ز دل در نگذشتغزل شمارهٔ ۸۴۵نه همین سبزه از خطش ترگشتغزل شمارهٔ ۸۴۶ز فقر تا به شهادت شد آشنا انگشتغزل شمارهٔ ۸۴۷بی‌روی تو مژگان چه نگارد به سرانگشتغزل شمارهٔ ۸۴۸شب هجوم جلوه او در خیالم جا گرفتغزل شمارهٔ ۸۴۹دی حرف خرامش به لبم بال‌گشا رفتغزل شمارهٔ ۸۵۰سعی روزی داشتم آخر ندامت پیش رفتغزل شمارهٔ ۸۵۱قامتش سامان شوخی از نگاه ما گرفتغزل شمارهٔ ۸۵۲ز آتش رخسار که ساغر گرفتغزل شمارهٔ ۸۵۳بعد از این باید سراغ من ز خاموشی گرفتغزل شمارهٔ ۸۵۴دل ماند بی‌حس و غمت افشانده بال رفتغزل شمارهٔ ۸۵۵صبح از دل چاک‌که دراین باغ سخن رفتغزل شمارهٔ ۸۵۶ازین بساط‌کسی داغ آرمیدن رفتغزل شمارهٔ ۸۵۷فغان‌ که فرصت دام تلاش چیدن رفتغزل شمارهٔ ۸۵۸آخر سیاهی از سر داغم به‌در نرفتغزل شمارهٔ ۸۵۹عمرگذشته بر مژه‌ام اشک بست و رفتغزل شمارهٔ ۸۶۰دی به شبنم گریهٔ ما نوگلی خندید و رفتغزل شمارهٔ ۸۶۱باز وحشی‌جلوه‌ای‌ در دیده جولان‌ کرد و رفتغزل شمارهٔ ۸۶۲هرکه آمد سیر یأسی زین‌ گلستان‌ کرد و رفتغزل شمارهٔ ۸۶۳زین من و ما زندگی سیر فنایی کرد و رفتغزل شمارهٔ ۸۶۴رنگ گلش بهار خط از دور دید و رفتغزل شمارهٔ ۸۶۵هر کس اینجا یک دو دم دکان بسمل چید و رفتغزل شمارهٔ ۸۶۶به حیرتم چه فسون داشت بزم نیرنگتغزل شمارهٔ ۸۶۷که شود به وادی مدعا بلد تسلی منزلتغزل شمارهٔ ۸۶۸ای ظفر شیفتهٔ همت نصرت فالتغزل شمارهٔ ۸۶۹زهی مخموری عالم گلی از حسرت جامتغزل شمارهٔ ۸۷۰آمدم تا صد چمن بر جلوه‌نازان بینمتغزل شمارهٔ ۸۷۱باز با طرزتکلف آشنا می‌بینمتغزل شمارهٔ ۸۷۲ای پر فشان چون بوی‌گل بیرنگی از پیراهنتغزل شمارهٔ ۸۷۳جهان در سرمه خوابید از خیال چشم فتانتغزل شمارهٔ ۸۷۴زهی هنگامهٔ امکان‌، جنون‌ساز غریبانتغزل شمارهٔ ۸۷۵نسزد به وضع فسردگی ز بهار دل مژه بستنتغزل شمارهٔ ۸۷۶بهار آیینهٔ رنگی‌که باشد صرف آیینتغزل شمارهٔ ۸۷۷بیا ای جام و مینای طرب نقش‌کف پایتغزل شمارهٔ ۸۷۸همه‌کس‌ کشیده محمل به جناب‌ کبریایتغزل شمارهٔ ۸۷۹زهی چمن‌سازِ صبحِ فطرت‌، ‌تبسم لعل مهرجویتغزل شمارهٔ ۸۸۰کار به نقش پا رساند جهد سر هواییتغزل شمارهٔ ۸۸۱ره مقصدی که گم است و بس به خیال می ‌سپری عبثغزل شمارهٔ ۸۸۲بی‌مغزی و داری به من سوخته جان بحثغزل شمارهٔ ۸۸۳خواری‌ست بهر کج‌ منش از راست‌روان بحثغزل شمارهٔ ۸۸۴تأمل عارفان چه دارد به کارگاه جهان حادثغزل شمارهٔ ۸۸۵نتوان برد زآینهٔ ما رنگ حدوثغزل شمارهٔ ۸۸۶تا ز پیدایی به‌گوشم خواند افسون احتیاجغزل شمارهٔ ۸۸۷در لاف حلقه ر‌با مزن به ترانه‌های بیان‌کجغزل شمارهٔ ۸۸۸عمری‌ست ‌سرشکی نزد از دیدهٔ تر موجغزل شمارهٔ ۸۸۹عمری‌ست‌که در حسرت آن لعل‌گهر موجغزل شمارهٔ ۸۹۰به عبرت آب شو ای ‌غافل از خمیدن موجغزل شمارهٔ ۸۹۱مباد چشمهٔ شوق مرا فسردن موجغزل شمارهٔ ۸۹۲از بس‌که خورده‌ام به خم زلف یار پیچغزل شمارهٔ ۸۹۳جان هیچ و جسد هیچ و نفس هیچ و بقا هیچغزل شمارهٔ ۸۹۴عنقا سر و برگیم مپرس از فقرا هیچغزل شمارهٔ ۸۹۵ماییم و خاک و وعده‌گه انتظار و هیچغزل شمارهٔ ۸۹۶انجم چو تکمه ریخت ز بند نقاب صبحغزل شمارهٔ ۸۹۷بی‌پرده است جلوه ز طرف نقاب صبحغزل شمارهٔ ۸۹۸از کواکب گل فشاند چرخ در دامان صبحغزل شمارهٔ ۸۹۹بازم از فیض جنون آماد شد سامان صبحغزل شمارهٔ ۹۰۰نداشت دیده من بی‌تو تاب خندهٔ صبحغزل شمارهٔ ۹۰۱دل فتح و دست فتح و نظر فتح و کار فتحغزل شمارهٔ ۹۰۲خجلم ز حسرت پیریی ‌که ز چشم تر نکشد قدحغزل شمارهٔ ۹۰۳شب‌که حسنش برعرق پیچید سامان قدحغزل شمارهٔ ۹۰۴خلقی از پهلوی قدرت قصر و ایوان کرد طرحغزل شمارهٔ ۹۰۵مگو طاق و سرایی‌ کرده‌ام طرحغزل شمارهٔ ۹۰۶موی پیری بست بر طبع حسد تخمیر صلحغزل شمارهٔ ۹۰۷دم سرد بسته به پیش خود چقدر دماغ فسرده یخغزل شمارهٔ ۹۰۸باز از پان‌گشت لعل نو خط دلدار سرخغزل شمارهٔ ۹۰۹شد لب شیرین ادایش با من از ابرام تلخغزل شمارهٔ ۹۱۰تنگی آورده خانهٔ صیادغزل شمارهٔ ۹۱۱ز درد یأس ندانم کجا کنم فریادغزل شمارهٔ ۹۱۲گر شور مستی‌ام کند اندیشه گردبادغزل شمارهٔ ۹۱۳یأس‌فرسای تغافل دل ناشاد مبادغزل شمارهٔ ۹۱۴گر بی‌تو نگه را به تماشا هوس افتادغزل شمارهٔ ۹۱۵تا عرق‌،‌گلبرگ حسنت یک دوشبنم آب دادغزل شمارهٔ ۹۱۶حسنی که یادش آینهٔ حیرت آب دادغزل شمارهٔ ۹۱۷سیل غمی‌ که داد جهان خراب دادغزل شمارهٔ ۹۱۸شب که باد جلوه‌ات چشم خیالم آب دادغزل شمارهٔ ۹۱۹شوق تو به مشت پرم آتش زد و سر دادغزل شمارهٔ ۹۲۰داد عشق از بی‌نیازی درس طفلانم به یادغزل شمارهٔ ۹۲۱شب که توفان‌جوشی چشم ترم آمد به یادغزل شمارهٔ ۹۲۲چو ناله گرد نمودم اثر نمی‌تابدغزل شمارهٔ ۹۲۳گذشت عمر و دل از حرص سر نمی‌تابدغزل شمارهٔ ۹۲۴چنین کز تاب می گلبرگ حسنت شعله‌رنگ افتدغزل شمارهٔ ۹۲۵به روی آن جهان جلوه‌، یک عالم نقاب افتدغزل شمارهٔ ۹۲۶کسی که چون مژه عبرت دلیل روشنش افتدغزل شمارهٔ ۹۲۷ادب چه چاره کند چون فضول افتدغزل شمارهٔ ۹۲۸ز ننگ منت راحت به مرگم‌ کار می‌افتدغزل شمارهٔ ۹۲۹دل از نیرنگ آگاهی به چندین پیشه می‌افتدغزل شمارهٔ ۹۳۰نفس درازی‌ کس تا به چون و چند نیفتدغزل شمارهٔ ۹۳۱تو کار خویش کن اینجا تویی در من نمی‌گنجدغزل شمارهٔ ۹۳۲جنون اندیشه‌ای بگذار تا دل بر هنر پیچدغزل شمارهٔ ۹۳۳به روی عالم‌آرا گر نقاب زلف درپیچدغزل شمارهٔ ۹۳۴نه با سازهوس جوشد نه برکسب هنرپیچدغزل شمارهٔ ۹۳۵حسرتی در دل از آن لاله قبا می‌پیچدغزل شمارهٔ ۹۳۶به سرم شور تمنای تو تا می‌پیچدغزل شمارهٔ ۹۳۷فریب جاه مخور تا دل تو تنگ نگرددغزل شمارهٔ ۹۳۸جنون جولانی‌ام هرجا به‌وحشت رهنماگرددغزل شمارهٔ ۹۳۹دل اگر محو مدعا گرددغزل شمارهٔ ۹۴۰جنون بینوایان هرکجا بخت‌آزما گرددغزل شمارهٔ ۹۴۱هرچه آنجاست چو آنجا روی‌اینجاگرددغزل شمارهٔ ۹۴۲همین دنیاست کانجامش قیامت پرده‌در گرددغزل شمارهٔ ۹۴۳بر دستگاه اقبال کس خیره‌سر نگرددغزل شمارهٔ ۹۴۴دل تا به‌کی‌ام جز پی آزار نگرددغزل شمارهٔ ۹۴۵به عبرت سرکشان را موی پیری رهنمون‌گرددغزل شمارهٔ ۹۴۶به حرف و صوت مگو کار دل تباه نگرددغزل شمارهٔ ۹۴۷در این ‌گلشن ‌کدامین شعله با این تاب می‌گرددغزل شمارهٔ ۹۴۸سیه مستی به دور ساغرت بیتاب می‌گرددغزل شمارهٔ ۹۴۹نگه ز روی تو تا کامیاب می‌گرددغزل شمارهٔ ۹۵۰چو شمع از عضو عضوم آگهی سرشار می‌گرددغزل شمارهٔ ۹۵۱ساغرم بی‌ تو داغ می ‌گرددغزل شمارهٔ ۹۵۲به هرجا ساز غیرت انفعال آهنگ می‌گرددغزل شمارهٔ ۹۵۳ز انداز نگاهت فتنه برق آهنگ می‌ گرددغزل شمارهٔ ۹۵۴به اندک شوخیی بنیاد تمکین‌کنده می‌گرددغزل شمارهٔ ۹۵۵ادب سازیم بر ما کیست تمهید صدا بنددغزل شمارهٔ ۹۵۶تا کاتب ایجادم نقش من و ما بنددغزل شمارهٔ ۹۵۷هوس تا چند بر دل تهمت هر خشک و تر بنددغزل شمارهٔ ۹۵۸گره به رشتهٔ نفس خوش آن‌که نبنددغزل شمارهٔ ۹۵۹باز بی‌تابی‌ام احرام چه در می‌بنددغزل شمارهٔ ۹۶۰به یادت‌گردش رنگم به هرجا بار می‌بنددغزل شمارهٔ ۹۶۱قضا تا نقش بنیاد من بیکار می‌بنددغزل شمارهٔ ۹۶۲چشم تو به حال من‌ گر نیم نظر خنددغزل شمارهٔ ۹۶۳لعل لب او یکدم بر حالم اگر خنددغزل شمارهٔ ۹۶۴صبری‌که صبح این باغ از ما جدا نخنددغزل شمارهٔ ۹۶۵ستمکشی‌ که به جز گریه‌اش نشا‌ید و خنددغزل شمارهٔ ۹۶۶جهان‌کجاست‌،‌گلی زان نقاب می‌خنددغزل شمارهٔ ۹۶۷رنگم نقاب غیرت آن جلوه می‌دردغزل شمارهٔ ۹۶۸هوس در مزرع آمال‌ گو صد خرمن انباردغزل شمارهٔ ۹۶۹بر این ستمکده یارب چه سنگ می‌باردغزل شمارهٔ ۹۷۰نه فخر می‌دمد اینجا نه ننگ می‌باردغزل شمارهٔ ۹۷۱ادب‌سنج بیان حرفی از آن لب هرکجا داردغزل شمارهٔ ۹۷۲اگر معشوق‌ بی‌مهر است‌ وگر عاشق‌ وفا داردغزل شمارهٔ ۹۷۳تصور جوهر اکاهی قدرت‌کجا داردغزل شمارهٔ ۹۷۴حرصت آن نیست‌ که مرگش‌ ز هوس واداردغزل شمارهٔ ۹۷۵رگ گل آستین شوخی کمین صید ما داردغزل شمارهٔ ۹۷۶زمینگیری ز جولانم چه امکانست واداردغزل شمارهٔ ۹۷۷گهی بر سر،‌ گهی در دل‌،‌ گهی در دیده جا داردغزل شمارهٔ ۹۷۸نوبهار است و جهان سیر چمنها داردغزل شمارهٔ ۹۷۹دماغ بلبل ما کی هوای بال و پر داردغزل شمارهٔ ۹۸۰بت هندی‌ کی از دردسر ترکان خبر داردغزل شمارهٔ ۹۸۱بر طمع‌، طبع خسیسی‌ که تفاخر داردغزل شمارهٔ ۹۸۲بیا ای شعله تا دل فال وصلی از تو برداردغزل شمارهٔ ۹۸۳در این وادی‌ کف یایی ز آسایش خبر داردغزل شمارهٔ ۹۸۴ز جرگهٔ سخنم خامشی به در داردغزل شمارهٔ ۹۸۵شمع بزمت چه قدم برداردغزل شمارهٔ ۹۸۶مگو دل از غم و صبر از جفا خبر داردغزل شمارهٔ ۹۸۷درین ره تا کسی از وصل مقصد کام برداردغزل شمارهٔ ۹۸۸کسی از التفات چشم خوبان‌ کام برداردغزل شمارهٔ ۹۸۹دل از دم محبت، چندین فتور داردغزل شمارهٔ ۹۹۰هوس‌پیمای فرصت گرد کلفت در قفس داردغزل شمارهٔ ۹۹۱جهان‌، جنون بهار غفلت‌، ز نرگس سرمه‌ساش داردغزل شمارهٔ ۹۹۲حیا عمری‌ست با صد گردش رنگم طرف داردغزل شمارهٔ ۹۹۳هر سو نظرگشودیم زان جلوه رنگ داردغزل شمارهٔ ۹۹۴بی‌نمک از نمک غیر توهم داردغزل شمارهٔ ۹۹۵جنون از بس شکست آبله در هر قدم داردغزل شمارهٔ ۹۹۶شکوه مفلسی ما را به خاموشی علم داردغزل شمارهٔ ۹۹۷گرفتار رسوم اندیشهٔ آرام‌ کم داردغزل شمارهٔ ۹۹۸مگو این نسخه طور معنیی یک دست‌کم داردغزل شمارهٔ ۹۹۹هوس‌پیمایی جاهت خمارآلود غم داردغزل شمارهٔ ۱۰۰۰جایی‌ که جام در دست آن مه خرام داردغزل شمارهٔ ۱۰۰۱ادب چون ماه نو امشب پی تکلیف من داردغزل شمارهٔ ۱۰۰۲ز شرم سرنوشتی‌کز ازل بنیاد من داردغزل شمارهٔ ۱۰۰۳سحر آه و گلستان نکهت و بلبل فغان داردغزل شمارهٔ ۱۰۰۴اگر خضر خطت از چشمهٔ حیوان نشان داردغزل شمارهٔ ۱۰۰۵به پستی وانماند هر که از دردی نشان داردغزل شمارهٔ ۱۰۰۶به خیال زنده بودن هوس بقا نداردغزل شمارهٔ ۱۰۰۷فنا کی شغل سودای محبت را زیان داردغزل شمارهٔ ۱۰۰۸کام دل از لب خاموش گرفتن داردغزل شمارهٔ ۱۰۰۹اسیر آن پنجهٔ نگارین رهایی ازهیچ در نداردغزل شمارهٔ ۱۰۱۰چه بلاست اینکه پیری ز فنا خبر نداردغزل شمارهٔ ۱۰۱۱دل با غبار هستی ربط آنقدر نداردغزل شمارهٔ ۱۰۱۲رنگ حنا در کفم بهار نداردغزل شمارهٔ ۱۰۱۳کس طاقت آن لمعهٔ رخسار نداردغزل شمارهٔ ۱۰۱۴نشئهٔ یأسم غم خمار نداردغزل شمارهٔ ۱۰۱۵اسرار در طبایع ضبط نفس نداردغزل شمارهٔ ۱۰۱۶گلهای آن تبسم باغ فلک نداردغزل شمارهٔ ۱۰۱۷سعی نفس جز شمار گام نداردغزل شمارهٔ ۱۰۱۸نامم هوس نگین نداردغزل شمارهٔ ۱۰۱۹چرا کسی چو حباب از ادب نگاه نداردغزل شمارهٔ ۱۰۲۰خامش‌نفسی خفت گوینده نداردغزل شمارهٔ ۱۰۲۱بهار صبح نفس زین دو دم بقا که نداردغزل شمارهٔ ۱۰۲۲نفس به غیر تک و پوی باطلی‌ که نداردغزل شمارهٔ ۱۰۲۳غبار ما به جز این پر شکستنی‌که نداردغزل شمارهٔ ۱۰۲۴به هرجا نعمتی هست انفعالی درکمین داردغزل شمارهٔ ۱۰۲۵قدح، می بر ‌کف است‌ و شمع‌، گل در آستین داردغزل شمارهٔ ۱۰۲۶نهال زندگی بالیدنی وحشت‌کمین داردغزل شمارهٔ ۱۰۲۷دل از وسعت اگر شانی نداردغزل شمارهٔ ۱۰۲۸عدم زین بیش برهانی نداردغزل شمارهٔ ۱۰۲۹حرص اگر بر عطش غلو داردغزل شمارهٔ ۱۰۳۰پر افشانده‌ام با اوج عنقا گفتگو داردغزل شمارهٔ ۱۰۳۱مگو رند از می و زاهد زتقوا گفتگو داردغزل شمارهٔ ۱۰۳۲این دور، دور حیز است‌، وضع متین که داردغزل شمارهٔ ۱۰۳۳آنجاکه خیالت ز تمناگله داردغزل شمارهٔ ۱۰۳۴بی‌یأس دل از هرچه ندارد گله داردغزل شمارهٔ ۱۰۳۵هرجا نفسی هست ز هستی‌ گله داردغزل شمارهٔ ۱۰۳۶از پنبه اگر آتش سوزان گله داردغزل شمارهٔ ۱۰۳۷از چرخ نه هر ابله و نادان‌گله داردغزل شمارهٔ ۱۰۳۸بهار عیش امکان رنگ وحشت دیده‌ای داردغزل شمارهٔ ۱۰۳۹نفس را شور دل از عافیت بیگانه‌ای داردغزل شمارهٔ ۱۰۴۰نفس زینسان که بر عزم پرافشانی کدی داردغزل شمارهٔ ۱۰۴۱خیال خوش‌نگاهان باز با شوخی سری داردغزل شمارهٔ ۱۰۴۲عالم گرفتاری‌، خوش تسلسلی داردغزل شمارهٔ ۱۰۴۳نه مفصل نه مجملی داردغزل شمارهٔ ۱۰۴۴غرور قدرت اگر بازوی خمی داردغزل شمارهٔ ۱۰۴۵ضعیفی‌ها بیان عجز طاقت برنمی‌داردغزل شمارهٔ ۱۰۴۶تک و پوی نفس از عالم عبرت فنی داردغزل شمارهٔ ۱۰۴۷مگر با نقش پایت مژدهٔ جوشیدنی داردغزل شمارهٔ ۱۰۴۸اینقدر ریش چه معنی داردغزل شمارهٔ ۱۰۴۹خیالت در غبار دل صفاپردازیی داردغزل شمارهٔ ۱۰۵۰نقشم‌کسی از سعی چه فرهنگ برآردغزل شمارهٔ ۱۰۵۱گرشوق به راهت قدمی پیش برآردغزل شمارهٔ ۱۰۵۲گر آن خروش جهان یکتا سری به این انجمن برآردغزل شمارهٔ ۱۰۵۳حاشاکه مرا طعن‌کسان بر سقط آردغزل شمارهٔ ۱۰۵۴فسردن از مزاج شعله خاکستر برون آردغزل شمارهٔ ۱۰۵۵من و حسنی‌که هرجا یادش از دل سر برون آردغزل شمارهٔ ۱۰۵۶نگاهت جوش صد میخانه از ساغر برون آردغزل شمارهٔ ۱۰۵۷احتیاجی که سر مرد به خم می‌آردغزل شمارهٔ ۱۰۵۸در احتیاج نتوان بر سفله التجا بردغزل شمارهٔ ۱۰۵۹خاکستری نماند ز ما تا هوا بردغزل شمارهٔ ۱۰۶۰ناموس عالم عین اندیشهٔ سوا بردغزل شمارهٔ ۱۰۶۱هیهات دم بازپسین عرض ادب بردغزل شمارهٔ ۱۰۶۲احتیاجم خجلت از احباب بردغزل شمارهٔ ۱۰۶۳حسرت‌، پیام بیکسی آخر به یار بردغزل شمارهٔ ۱۰۶۴شرم‌قصورم از سخن‌، شکوه‌اعتبار بردغزل شمارهٔ ۱۰۶۵رنگ در دل داشتم روشنگر ادراک بردغزل شمارهٔ ۱۰۶۶پیری‌ام آخر می و پیمانه بردغزل شمارهٔ ۱۰۶۷ما را به در دل ادب هیچکسی بردغزل شمارهٔ ۱۰۶۸مکتوب من به هرکه برد باد می‌بردغزل شمارهٔ ۱۰۶۹فکر خویشم آخر از صحرای امکان می‌بردغزل شمارهٔ ۱۰۷۰آه به دوستان دگر عرض دعا که می‌بردغزل شمارهٔ ۱۰۷۱یک سر مو گر هوس از فکر جاهی بگذردغزل شمارهٔ ۱۰۷۲عرق‌آلوده جمالی ز نظر می‌گذردغزل شمارهٔ ۱۰۷۳زین گلستان که گلش رنگ ندامت داردغزل شمارهٔ ۱۰۷۴بهار می‌رود و گل ز باغ می‌گذردغزل شمارهٔ ۱۰۷۵ز سخت‌جانی من عمر تنگ می‌گذردغزل شمارهٔ ۱۰۷۶ز ساز جسم هزار انفعال می‌گذردغزل شمارهٔ ۱۰۷۷باکه‌گویم چه قیامت به سرم می‌گذردغزل شمارهٔ ۱۰۷۸تا لبش در نظرم می‌گذردغزل شمارهٔ ۱۰۷۹دل مباد افسرده تا برکس نگرددکار سردغزل شمارهٔ ۱۰۸۰داغ بودم‌که چه خواهم به غمت انشا کردغزل شمارهٔ ۱۰۸۱دل‌گداخته بر شش جهت بغل واکردغزل شمارهٔ ۱۰۸۲امروز بعد عمری دلدار یاد ما کردغزل شمارهٔ ۱۰۸۳دل به زلف یار هم آرام نتوانست‌کردغزل شمارهٔ ۱۰۸۴وحشتِ ما را تعلق رام نتوانست کردغزل شمارهٔ ۱۰۸۵خودسر به مرک گردن دعوی فرود کردغزل شمارهٔ ۱۰۸۶اول دل ستمزده قطع امید کردغزل شمارهٔ ۱۰۸۷از تغافل‌زدنی ترک سبب باید کردغزل شمارهٔ ۱۰۸۸پیش ارباب حسب ترک نسب باید کردغزل شمارهٔ ۱۰۸۹دل سحرگاهی به‌گلشن یاد آن رخسار کردغزل شمارهٔ ۱۰۹۰عشق مطرب‌زاده‌ای بر ساز و تقوا زور کردغزل شمارهٔ ۱۰۹۱آگاهی از خیال خودم بی‌نیاز کردغزل شمارهٔ ۱۰۹۲گرد مرا تحیّر، صبح جنون سبق ‌کردغزل شمارهٔ ۱۰۹۳بیستون یادی ز فرهاد ندامت فال ‌کردغزل شمارهٔ ۱۰۹۴روزی‌که نقش‌گردش چشمت خیال‌کردغزل شمارهٔ ۱۰۹۵اینقدر اشک به دیدارکه حیران گل کردغزل شمارهٔ ۱۰۹۶شب‌ که دل از یأس مطلب باده‌ای در جام‌ کردغزل شمارهٔ ۱۰۹۷عجز طاقت به‌ گرفتاری غم شادم‌ کردغزل شمارهٔ ۱۰۹۸وداع عمر چمن‌ساز اعتبارم کردغزل شمارهٔ ۱۰۹۹گر کمال اختیار خواهم کردغزل شمارهٔ ۱۱۰۰طبع سرکش خاک‌گشت و چشم شرمی وانکردغزل شمارهٔ ۱۱۰۱اگر نظّاره‌ گل می‌توان کردغزل شمارهٔ ۱۱۰۲ناتوانی در تلاش حرص بهتانم نکردغزل شمارهٔ ۱۱۰۳دورگردون تا دماغ جام عیشم تازه‌کردغزل شمارهٔ ۱۱۰۴حرف پیری داشتم لغزیدنم دیوانه کردغزل شمارهٔ ۱۱۰۵بی فقر آشکار نگردد عیار مردغزل شمارهٔ ۱۱۰۶عمر ارذل ای خدا مگمار بر نیروی مردغزل شمارهٔ ۱۱۰۷پیکرم چون تیشه تا از جان‌ کنی یاد آوردغزل شمارهٔ ۱۱۰۸پای طلب دمی‌که سر از دل برآوردغزل شمارهٔ ۱۱۰۹زین شیشهٔ ساعت ‌که مه و سال برآوردغزل شمارهٔ ۱۱۱۰عملی که سر به هوا خم از همه پیکرت به‌در آوردغزل شمارهٔ ۱۱۱۱ز دنیا چه‌گیرد اگر مردگیردغزل شمارهٔ ۱۱۱۲اگر به افواج عزم شاهان سواد روم و فرنگ گیردغزل شمارهٔ ۱۱۱۳دمی ‌که تیغ تو خون مرا بحل ‌گیردغزل شمارهٔ ۱۱۱۴تا ساز نفسها کم مضراب نگیردغزل شمارهٔ ۱۱۱۵گر شوق پی مطلب نایاب نگیردغزل شمارهٔ ۱۱۱۶به محفلی‌که فضولی قدح به دست نگیردغزل شمارهٔ ۱۱۱۷من آن غبارم که حکم نقشم به هیچ آیینه درنگیردغزل شمارهٔ ۱۱۱۸تدبیر عنان من پر شور نگیردغزل شمارهٔ ۱۱۱۹اگر دماغم درین خمستان خمار شرم عدم نگیردغزل شمارهٔ ۱۱۲۰فسردگیهای ساز امکان ترانه‌ام را عنان نگیردغزل شمارهٔ ۱۱۲۱دل به خرسندی اگر ترک هوس می‌گیردغزل شمارهٔ ۱۱۲۲غنا مفت هوس‌گر نام آسودن نمی‌گیردغزل شمارهٔ ۱۱۲۳نه هستی از نفس‌هایم شمار ناله می‌گیردغزل شمارهٔ ۱۱۲۴راه فضولی ما هم در ازل حیا زدغزل شمارهٔ ۱۱۲۵چنین‌گر طیع‌بیدر‌ت‌به‌خورد و خواب‌می‌سازدغزل شمارهٔ ۱۱۲۶نفس ‌با یک‌ جهان وحشت به‌ خاک‌ و آب می‌سازدغزل شمارهٔ ۱۱۲۷چو دندان ریخت نعمت حرص را مأیوس می‌سازدغزل شمارهٔ ۱۱۲۸تا جلوهٔ بیرنگ تو بر قلب صور زدغزل شمارهٔ ۱۱۲۹حدیث عشق شودناله ترجمانش و لرزدغزل شمارهٔ ۱۱۳۰زبان به‌کام خموشی‌ کشد بیانش و لرزدغزل شمارهٔ ۱۱۳۱روزی ‌که قضا سر خط آفاق رقم زدغزل شمارهٔ ۱۱۳۲جام غرور کدام رنگ توان زدغزل شمارهٔ ۱۱۳۳آنکه ما را به جفا سوخته یا می‌سوزدغزل شمارهٔ ۱۱۳۴دل مپرسید چرا سوخته یا می‌سوزدغزل شمارهٔ ۱۱۳۵تو شمشیر حقی هر کس ز غفلت با تو بستیزدغزل شمارهٔ ۱۱۳۶به این عجزم چه ز خاک حیاپرورد برخیزدغزل شمارهٔ ۱۱۳۷چو شمع از ساز من دیگرکدام آهنگ برخیزدغزل شمارهٔ ۱۱۳۸چوگوهر قطره‌ام تاکی به آب افتدکه برخیزدغزل شمارهٔ ۱۱۳۹چه غفلت یارب از تقریر یأس انجام می‌خیزدغزل شمارهٔ ۱۱۴۰بهار حیرت‌ست اینجا نه‌گل نی جام می‌خیزدغزل شمارهٔ ۱۱۴۱به این ضعفی ‌که جسم زارم از بستر نمی‌خیزدغزل شمارهٔ ۱۱۴۲نشئه دودی است‌ که از آتش می می‌خیزدغزل شمارهٔ ۱۱۴۳تبسم هرکجا رنگ سخن زان لعل تر ریزدغزل شمارهٔ ۱۱۴۴وداع‌ کلفتم تا گل‌ کند چاک جگر ریزدغزل شمارهٔ ۱۱۴۵خرد به عشق‌ کند حیله‌ساز جنگ و گریزدغزل شمارهٔ ۱۱۴۶مباش غره به سامان این بنا که نریزدغزل شمارهٔ ۱۱۴۷به ‌گرمی نگه از شعله تاب می‌ریزدغزل شمارهٔ ۱۱۴۸به هرکجا مژه‌ام رنگ خواب می‌ریزدغزل شمارهٔ ۱۱۴۹خطی‌ که بر گل روی تو آب می‌ریزدغزل شمارهٔ ۱۱۵۰باز اشکم به خیالت چه فسون می‌ریزدغزل شمارهٔ ۱۱۵۱چاک کسوت فقرم رنگ خنده می‌ریزدغزل شمارهٔ ۱۱۵۲به طراز دامن ناز و چه ز خاکساری ما رسدغزل شمارهٔ ۱۱۵۳بر رمز کارگاه ازل کیست وارسدغزل شمارهٔ ۱۱۵۴همّت از گردنکشی مشکل به استغنا رسدغزل شمارهٔ ۱۱۵۵دگر تظلم ما عاجزان‌کجا برسدغزل شمارهٔ ۱۱۵۶سراغت از چمن‌‌ کبریا که می‌پرسدغزل شمارهٔ ۱۱۵۷کیست‌ کز جهد به آن انجمن ناز رسدغزل شمارهٔ ۱۱۵۸جایی‌ که شکوه‌ها به صف زیر و بم رسدغزل شمارهٔ ۱۱۵۹سَحَرِ طلو‌عِ گلِ دعا که مرادِ اهلِ هِمَم رسدغزل شمارهٔ ۱۱۶۰تا ز عبرت سر مژگان به خمیدن نرسدغزل شمارهٔ ۱۱۶۱همه راست زین چمن آرزو، که به کام دل ثمری رسدغزل شمارهٔ ۱۱۶۲تا ز چمن دماغ را بوی بهار می‌رسدغزل شمارهٔ ۱۱۶۳زبرگردون آنچه ازکشت تو و من می‌رسدغزل شمارهٔ ۱۱۶۴آه به درد عجز هم‌ کوشش ما نمی‌رسدغزل شمارهٔ ۱۱۶۵تا گرد ما به اوج ثریا نمی‌رسدغزل شمارهٔ ۱۱۶۶کار دلها باز از آن مژگان به سامان می‌رسدغزل شمارهٔ ۱۱۶۷هرگز به دستگاه نظر پا نمی‌رسدغزل شمارهٔ ۱۱۶۸نشئهٔ‌گوشهٔ دل از دیر و حرم نمی‌رسدغزل شمارهٔ ۱۱۶۹صبح شو ای‌شب‌که خورشید من‌اکنون می‌رسدغزل شمارهٔ ۱۱۷۰هوس تعین خواجگی‌، به نیاز بنده نمی‌رسدغزل شمارهٔ ۱۱۷۱به امیدِ فنا تاب و تبِ هستی گوارا شدغزل شمارهٔ ۱۱۷۲ز تنگی منفعل‌ گردید دل آفاق پیدا شدغزل شمارهٔ ۱۱۷۳صفا داغ‌ کدورت‌ گشت سامان من و ما شدغزل شمارهٔ ۱۱۷۴کسی معنی بحر فهمیده باشدغزل شمارهٔ ۱۱۷۵پی اشک من ندانم به‌کجا رسیده باشدغزل شمارهٔ ۱۱۷۶آن فتنه ‌که آفاقش شور من و ما باشدغزل شمارهٔ ۱۱۷۷به که چندی دل ما خامشی انشا باشدغزل شمارهٔ ۱۱۷۸تا در آیینهٔ دل راه نفس واباشدغزل شمارهٔ ۱۱۷۹چراکس منکر بی‌طاقتیهای درا باشدغزل شمارهٔ ۱۱۸۰زشوخی چشم من‌تاکی به روی غیرواباشدغزل شمارهٔ ۱۱۸۱تسلی کو اگر منظورت اسباب هوس باشدغزل شمارهٔ ۱۱۸۲مرا این آبرو در عالم پرواز بس باشدغزل شمارهٔ ۱۱۸۳صبحی‌ که‌ گلت به باغ باشدغزل شمارهٔ ۱۱۸۴تا مشرب محبت ننگ وفا نباشدغزل شمارهٔ ۱۱۸۵محبت ستمگر نباشد نباشدغزل شمارهٔ ۱۱۸۶عشق هرجا ادب‌آموز تپیدن باشدغزل شمارهٔ ۱۱۸۷رمز آشنای معنی هر خیره‌سر نباشدغزل شمارهٔ ۱۱۸۸مکتوب شوق هرگز بی‌نامه‌بر نباشدغزل شمارهٔ ۱۱۸۹هرچند به حق قرب تو مقدور نباشدغزل شمارهٔ ۱۱۹۰راحت نصیب ایجاد زنگ و حبش نباشدغزل شمارهٔ ۱۱۹۱هرچند دل از وصل قدح‌نوش نباشدغزل شمارهٔ ۱۱۹۲وضع فلک آنجا که به یک حال نباشدغزل شمارهٔ ۱۱۹۳هرچند خودنمایی تخت و حشم نباشدغزل شمارهٔ ۱۱۹۴اگر تعین عنقا هوس پیام نباشدغزل شمارهٔ ۱۱۹۵گر بوی وفا را نفس آیینه نباشدغزل شمارهٔ ۱۱۹۶دل انجمن محرم و بیگانه نباشدغزل شمارهٔ ۱۱۹۷خیال نامد!ری تا کیت خاطرنشین باشدغزل شمارهٔ ۱۱۹۸بپرهیز از حسد تا فضل یزدانت قرین باشدغزل شمارهٔ ۱۱۹۹وداع سرکشی‌کن‌گر دلت راحت‌کمین باشدغزل شمارهٔ ۱۲۰۰جمعیت از آن دل‌که پریشان تو باشدغزل شمارهٔ ۱۲۰۱ما راکه نفس آینه پرداخته باشدغزل شمارهٔ ۱۲۰۲چشمی‌ که بر آن جلوه نظر داشته باشدغزل شمارهٔ ۱۲۰۳محو طلبت گردی اگر داشته باشدغزل شمارهٔ ۱۲۰۴مشتاق تو گر نامه‌بری داشته باشدغزل شمارهٔ ۱۲۰۵هر کس به رهت چشم تری داشته باشدغزل شمارهٔ ۱۲۰۶از نامه‌ام آن شوخ مکدر شده باشدغزل شمارهٔ ۱۲۰۷آنجاکه طلب محوتوکل شده باشدغزل شمارهٔ ۱۲۰۸تغافل‌چه‌خجلت‌به‌خود چیده‌باشدغزل شمارهٔ ۱۲۰۹خلوتسرای تحقیق کاشانهٔ که باشدغزل شمارهٔ ۱۲۱۰نیام تیغ عالمگیر مستی موج می باشدغزل شمارهٔ ۱۲۱۱در این خرابه نه دشمن نه دوست می‌باشدغزل شمارهٔ ۱۲۱۲نگه در شبههٔ تحقیق من معذور می‌باشدغزل شمارهٔ ۱۲۱۳لب بی‌صرفه نوا جهل سبق می‌باشدغزل شمارهٔ ۱۲۱۴نقش نیرنگ جهان جوهر رم می‌باشدغزل شمارهٔ ۱۲۱۵پیر خمیازه‌کش وضع جوان می‌باشدغزل شمارهٔ ۱۲۱۶راحت دل ز نفس بال‌فشان می‌باشدغزل شمارهٔ ۱۲۱۷دماغ وحشت‌آهنگان خیال‌آور نمی‌باشدغزل شمارهٔ ۱۲۱۸بنای رنگ فطرت بر مزاج دون نمی‌باشدغزل شمارهٔ ۱۲۱۹بی زنگ درین محفل آیینه نمی‌باشدغزل شمارهٔ ۱۲۲۰دل خاک سر کوی وفا شد چه بجا شدغزل شمارهٔ ۱۲۲۱دلدار مقیم دل ما شد چه بجا شدغزل شمارهٔ ۱۲۲۲جگری آبله زد تخم غمی پیدا شدغزل شمارهٔ ۱۲۲۳صیاد بی‌نشانی پرواز رنگ ما شدغزل شمارهٔ ۱۲۲۴بازم از شرم سجود امشب عرق بیتاب شدغزل شمارهٔ ۱۲۲۵ای شمع تک وتاز نفس ‌گرد سفر شدغزل شمارهٔ ۱۲۲۶اینقدر نمی‌دانم صیدم از چه لاغر شدغزل شمارهٔ ۱۲۲۷مژده ای ذوق وصال آیینه بی‌زنگار شدغزل شمارهٔ ۱۲۲۸نقطهٔ دل‌گرد خودگشت و خط پرگار شدغزل شمارهٔ ۱۲۲۹شب که از شور شکست دل اثر پرزور شدغزل شمارهٔ ۱۲۳۰هرکجا عشاق را درد طلب منظور شدغزل شمارهٔ ۱۲۳۱فکر نازک عالمی را سرمهٔ تقریر شدغزل شمارهٔ ۱۲۳۲تا دل دیوانه واماند از تپیدن داغ شدغزل شمارهٔ ۱۲۳۳آگاهی دل انجمن اختلاف شدغزل شمارهٔ ۱۲۳۴به‌ کدام فرصت ازین چمن هوس از فضولی اثر کشدغزل شمارهٔ ۱۲۳۵جبههٔ‌حرص اگر چنین‌گرد ره هوس‌کشدغزل شمارهٔ ۱۲۳۶از غبارم هرچه بالا می‌کشدغزل شمارهٔ ۱۲۳۷هرکه حرفی از لبت وامی‌کشدغزل شمارهٔ ۱۲۳۸شوق دیداری ‌که از دل بال حسرت می‌کشدغزل شمارهٔ ۱۲۳۹عریانی آنقدر به برم تنگ می‌کشدغزل شمارهٔ ۱۲۴۰مد بقا کجا به مه و سال می‌کشدغزل شمارهٔ ۱۲۴۱حرص پیری شیأالله از خروشم می‌کشدغزل شمارهٔ ۱۲۴۲باز دامان دل آهنگ چه گلشن می‌کشدغزل شمارهٔ ۱۲۴۳بار ما عمری‌ست دوش چشم حیران می‌کشدغزل شمارهٔ ۱۲۴۴چو شمع هیچکس به زیانم نمی‌کشدغزل شمارهٔ ۱۲۴۵رفته‌رفته این بزرگی‌ها به بازی می‌کشدغزل شمارهٔ ۱۲۴۶همچو مینا غنچهٔ رازم بهار آهنگ شدغزل شمارهٔ ۱۲۴۷کم و بیش وهم تعینت سر و برگ نقص و کمال شدغزل شمارهٔ ۱۲۴۸دل شهرهٔ تسلیم ز ضبط‌ نفسم شدغزل شمارهٔ ۱۲۴۹روز سیهم سایه صفت جزو بدن شدغزل شمارهٔ ۱۲۵۰تا پری به ‌عرض آمد موج شیشه عریان شدغزل شمارهٔ ۱۲۵۱ترکِ آرزو کردم رنجِ هستی آسان‌ شدغزل شمارهٔ ۱۲۵۲رم وحشی نگاه من غبارانگیز جولان شدغزل شمارهٔ ۱۲۵۳قیامت خنده‌ریزی بر مزار من‌ گل ‌افشان شدغزل شمارهٔ ۱۲۵۴مخمل و دیبا حجاب هستی رسوا نشدغزل شمارهٔ ۱۲۵۵مکتوب مقصد ما از بیکسی فغان شدغزل شمارهٔ ۱۲۵۶عید است غبار سر راه تو توان شدغزل شمارهٔ ۱۲۵۷پیر گردیدم و هستی سبب ننگ نشدغزل شمارهٔ ۱۲۵۸گل نکرد آهی‌که بر ما خنجر قاتل نشدغزل شمارهٔ ۱۲۵۹از حوادث خاطر آزاد ما غمگین نشدغزل شمارهٔ ۱۲۶۰چون شفق از رنگ خونم هیچکس‌گلچین نشدغزل شمارهٔ ۱۲۶۱پر هما چه‌ کند بخت اگر دگرگون شدغزل شمارهٔ ۱۲۶۲حیرت‌کفیل پر زدن‌گفتگو نشدغزل شمارهٔ ۱۲۶۳آهی به هوا چتر زد و چرخ برین‌ شدغزل شمارهٔ ۱۲۶۴شب حسرت دیدار توام دام ‌کمین شدغزل شمارهٔ ۱۲۶۵زین ساز بم و زیر توقع چه خروشدغزل شمارهٔ ۱۲۶۶کسی ‌که نیک و بد هوشیار و مست بپوشدغزل شمارهٔ ۱۲۶۷رضاعت از برم چندانکه گردم پیر می‌جوشدغزل شمارهٔ ۱۲۶۸نه تنها از قدح مستی و از گل رنگ می‌جوشدغزل شمارهٔ ۱۲۶۹حال دل از دوری دلبر نمی‌دانم چه شدغزل شمارهٔ ۱۲۷۰حاصلم زین مزرعِ بی‌بر نمی‌دانم چه شدغزل شمارهٔ ۱۲۷۱ز وهم متهم ظرف کم نخواهی شدغزل شمارهٔ ۱۲۷۲باغ نیرنگ جنونم نیست آسان بشکفدغزل شمارهٔ ۱۲۷۳وحشتم گر یک تپش در دشت امکان بشکفدغزل شمارهٔ ۱۲۷۴به یاد آستانت هرکه سر بر خاک می‌مالدغزل شمارهٔ ۱۲۷۵سپند بزم تو تا بیقرار گردد و نالدغزل شمارهٔ ۱۲۷۶اگر سور است وگر ماتم دل‌مایوس می‌نالدغزل شمارهٔ ۱۲۷۷دل باز به جوش یارب آمدغزل شمارهٔ ۱۲۷۸ز هستی قطع‌کن‌ گر میل راحت در نمود آمدغزل شمارهٔ ۱۲۷۹نتوان به تلاش از غم اسباب برآمدغزل شمارهٔ ۱۲۸۰عالم همه زین میکده بیهوش برآمدغزل شمارهٔ ۱۲۸۱تمام شوقیم لیک غافل که دل به راهِ که می‌خرامدغزل شمارهٔ ۱۲۸۲ز ابرام طلب نومیدی‌ام آخر به چنگ آمدغزل شمارهٔ ۱۲۸۳شبم آهی ز دل در حسرت قاتل برون آمدغزل شمارهٔ ۱۲۸۴فالی از داغ زدم دل چمن‌آیین آمدغزل شمارهٔ ۱۲۸۵گل به سر، جام به کف‌، آن چمن‌ آیین آمدغزل شمارهٔ ۱۲۸۶ز تخمت چه نشو و نما می‌دمدغزل شمارهٔ ۱۲۸۷پر مفلسم به من چه نوا می‌توان رساندغزل شمارهٔ ۱۲۸۸به هرجا باغبان در یاد مستان تاک بنشاندغزل شمارهٔ ۱۲۸۹اگر درد طلب این گردم از رفتار جوشاندغزل شمارهٔ ۱۲۹۰دل به قید جسم از علم یقین بیگانه ماندغزل شمارهٔ ۱۲۹۱طالعم زلف یار را ماندغزل شمارهٔ ۱۲۹۲موج‌گل بی‌تو خار را ماندغزل شمارهٔ ۱۲۹۳دلدار رفت و دیده به حیرت دچار ماندغزل شمارهٔ ۱۲۹۴رفتیم و داغ ما به دل روزگار ماندغزل شمارهٔ ۱۲۹۵از دلم‌بگذشت و خون‌در چشم حیرت‌ساز ماندغزل شمارهٔ ۱۲۹۶در گلستانی‌ که چشمم محو آن طناز ماندغزل شمارهٔ ۱۲۹۷شوق تا محمل به دوش طبع وحشت‌ساز ماندغزل شمارهٔ ۱۲۹۸از هجوم کلفت دل ناله بی‌آهنگ ماندغزل شمارهٔ ۱۲۹۹رشته بگسیخت نفس زیر و بم ساز نماندغزل شمارهٔ ۱۳۰۰گر آیینه‌ات در مقابل نماندغزل شمارهٔ ۱۳۰۱دل بال یاس زد نفس مغتنم نماندغزل شمارهٔ ۱۳۰۲کم نیست صحبت دل‌گر مرد، زن نماندغزل شمارهٔ ۱۳۰۳دلدار گذشت و نگه بازپسین ماندغزل شمارهٔ ۱۳۰۴بسکه بیمارتو بر بستر غم یکرو ماندغزل شمارهٔ ۱۳۰۵بهار عمر به صبح دمیده می‌ماندغزل شمارهٔ ۱۳۰۶ز بعد ما نه غزل نی قصیده می‌ماندغزل شمارهٔ ۱۳۰۷نه غنچه سر به گریبان‌ کشیده می‌ماندغزل شمارهٔ ۱۳۰۸زان نشئه‌ که قلقل به لب شیشه دواندغزل شمارهٔ ۱۳۰۹گر نالهٔ من پرتو اندیشه دواندغزل شمارهٔ ۱۳۱۰پی تحقیق کسانی که گرو تاخته‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۱۱در بساطی که دم تیغ ادب آخته‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۱۲صفا فریب فقیهان نفس گداخته‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۱۳چون برگ گل ز بس پر و بالم شکسته‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۱۴نقش دویی بر آینه‌ من نبسته‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۱۵عمری‌ست رخت حسرتم از سینه بسته‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۱۶دونان که در تلاش گهر دست شسته‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۱۷جمعی‌که پر به فکر هنر درشکسته‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۱۸این حرصها که دامن صد فن شکسته‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۱۹شمعها زین انجمن بی‌صرفه‌تازان رفته‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۲۰آن سبکروحان که تن در خاکساری داده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۲۱ذره تا خورشید امکان جمله حیرت زاده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۲۲هرجا صلای محرمی راز داده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۲۳از شکست رنگم آب روی شاهی داده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۲۴روزگاری شد که از اهل وفا دل برده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۲۵غفلت آهنگان که دل را ساز غوغا کرده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۲۶اینکه در دیر غمت دم سرد پیدا کرد‌ه‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۲۷آن سخا کیشان ‌که بر احسان نظر واکرده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۲۸فرصت انشایان هستی‌ گر تکلف ‌کرده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۲۹تا ز گرد انتظارت مستفیدم‌ کرده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۳۰آب و رنگ عبرتی صرف بهارم‌ کرده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۳۱با خزان آرزو حشر بهارم‌ کرد‌ه‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۳۲وعده افسونان طلسم انتظارم کرده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۳۳گرد عجزم‌، خوشخرامان سرفرازم کرده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۳۴همچو گوهر قطرهٔ خشکی عیانم‌ کرده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۳۵موج گوهرطینتان‌، گر شوخی افزون کرده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۳۶یاران تمیز هستی بدخو نکرده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۳۷بر من فسون عجز در ایجاد خوانده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۳۸اهل معنی ‌گر به گفت‌وگو نفس فرسوده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۳۹آنها که رنگ خودسری شمع دیده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۴۰امروز ناقصان به کمالی رسید‌ه‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۴۱لاله و گل چشمک رمز خوان فهمیده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۴۲حاضران از دور چون محشر خروشم دیده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۴۳محرمان‌ کاثار صنع از عشق پر فن دیده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۴۴در عشق آنکه قابل دردش ندیده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۴۵در غبار هستی اسرار فنا پوشیده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۴۶یاران فسانه‌های تو و من شنیده‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۴۷این ستم‌کیشان ‌که وهم زندگی ‌را هاله‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۴۸بیقراران تو کز شوق فنا دیوانه‌اندغزل شمارهٔ ۱۳۴۹معنی‌سبقان‌گر همه صد بحر کتابندغزل شمارهٔ ۱۳۵۰چشم چون آیینه برنیرنگ عرض نازبندغزل شمارهٔ ۱۳۵۱محرم آهنگ دل شو سرمه بر آواز بندغزل شمارهٔ ۱۳۵۲ای ساز قدس دل به جهان نوا مبندغزل شمارهٔ ۱۳۵۳ای بهار پرفشان دل برگل و سنبل مبندغزل شمارهٔ ۱۳۵۴مدعا دل بود اگر نیرنگ امکان ریختندغزل شمارهٔ ۱۳۵۵تا به عالم‌، رنگ بنیاد تمنا ریختندغزل شمارهٔ ۱۳۵۶کار دنیا بس که مهمل‌ گشت عقبا ریختندغزل شمارهٔ ۱۳۵۷آنکه از بوی بهارش رنگ امکان ریختندغزل شمارهٔ ۱۳۵۸رنگ اطوار ادب‌سنجان به قانون ریختندغزل شمارهٔ ۱۳۵۹سبکروان‌که به وحشت میان جان بستندغزل شمارهٔ ۱۳۶۰گذشتگان‌که ز تشویش ما و من رستندغزل شمارهٔ ۱۳۶۱مصوران به هزار انفعال پیوستندغزل شمارهٔ ۱۳۶۲بی‌نیازان برق‌ربز بحر و بر برخاستندغزل شمارهٔ ۱۳۶۳زد نفس فال تن‌آسانی دلی آراستندغزل شمارهٔ ۱۳۶۴محفل هستی به تحریک دلی آراستندغزل شمارهٔ ۱۳۶۵آرزو سوخت نفس آینهٔ دل بستندغزل شمارهٔ ۱۳۶۶غافلی چند که نقش حق وباطل بستندغزل شمارهٔ ۱۳۶۷هرجا تپش شمع درین خانه نهفتندغزل شمارهٔ ۱۳۶۸دنیا وتلاش هوس بی‌خبری چندغزل شمارهٔ ۱۳۶۹خلقی‌ست پراکندهٔ سعی هوسی چندغزل شمارهٔ ۱۳۷۰گر آگهی به سیر فنا و بقا بخندغزل شمارهٔ ۱۳۷۱ای بی‌نصیب عشق به ‌کار هوس بخندغزل شمارهٔ ۱۳۷۲حسرت زلف توام بود شکستم دادندغزل شمارهٔ ۱۳۷۳یاران مزهٔ عبرت از این مائده بردندغزل شمارهٔ ۱۳۷۴تا شدم ‌گرم طلب عجز درایم‌ کردندغزل شمارهٔ ۱۳۷۵حاصل عافیت آنها که به دامن‌کردندغزل شمارهٔ ۱۳۷۶خوش‌خرامان اگر اندیشهٔ جولان کردندغزل شمارهٔ ۱۳۷۷ذره تا مسهر هزار آینه عریان‌ کردندغزل شمارهٔ ۱۳۷۸ز شرم عشق فلکها به خاک روکردندغزل شمارهٔ ۱۳۷۹رازداران کز ادب راه لب گویا زدندغزل شمارهٔ ۱۳۸۰روزگاری‌ که به عشق از هوسم افکندندغزل شمارهٔ ۱۳۸۱روزی که هوسها در اقبال گشودندغزل شمارهٔ ۱۳۸۲برای خاطرم غم آفریدندغزل شمارهٔ ۱۳۸۳به شوخی زد طرب غم آفریدندغزل شمارهٔ ۱۳۸۴ز بسکه منتظران چشم در ره یارندغزل شمارهٔ ۱۳۸۵محرمانی‌ که به آهنگ فنا مسرورندغزل شمارهٔ ۱۳۸۶مصور نگهت ساغر چه رنگ زندغزل شمارهٔ ۱۳۸۷عاقبت شرم امل بر غفلت ما می‌زندغزل شمارهٔ ۱۳۸۸فطرت آخر بر معاد از سعی اکمل می‌زندغزل شمارهٔ ۱۳۸۹محوگریبان ادب‌کی سر به هر سو می‌زندغزل شمارهٔ ۱۳۹۰برق خطی بر سیاهی می‌زندغزل شمارهٔ ۱۳۹۱عشاق‌ گر از سبحه و زنار نویسندغزل شمارهٔ ۱۳۹۲تن‌پرستان‌که به این آب و نمک عیاشندغزل شمارهٔ ۱۳۹۳گر خاک ‌نشینان علم افراخته باشندغزل شمارهٔ ۱۳۹۴حکم عشق است‌ که‌ تشریف تمنا بخشندغزل شمارهٔ ۱۳۹۵صد ابد عیش طربخانهٔ دنیا بخشندغزل شمارهٔ ۱۳۹۶زان زر و سیم ‌که این مردم باذل بخشندغزل شمارهٔ ۱۳۹۷از چه دعوی شمعها گردن به بالا می‌کشندغزل شمارهٔ ۱۳۹۸جماعتی‌که نظرباز آن بر و دوشندغزل شمارهٔ ۱۳۹۹مبصّران حقیقت‌ که سر به سر هوشندغزل شمارهٔ ۱۴۰۰به‌ گفتگوی کسان مردمی که می‌لافندغزل شمارهٔ ۱۴۰۱چه بوربا و چه مخمل حجاب می‌بافندغزل شمارهٔ ۱۴۰۲قماش رنگ ز بس بی‌حجاب می‌بافندغزل شمارهٔ ۱۴۰۳دلها تامل آینهٔ حسن مطلقندغزل شمارهٔ ۱۴۰۴شور اشکم‌ گر چنین راه تپش سر می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۰۵نشد آنکه شعلهٔ وحشتی به دل فسرده فسون‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۰۶باز مخمور است دل تا بیخودی انشا کندغزل شمارهٔ ۱۴۰۷دل پا شکسته حق طلب‌، به رهت چگونه ادا کندغزل شمارهٔ ۱۴۰۸شور لیلی کو که باز آزایش سودا کندغزل شمارهٔ ۱۴۰۹کو جنون تا عقدهٔ هوش از سر ما واکندغزل شمارهٔ ۱۴۱۰هر سخن ‌سنجی‌ که خواهد صید معنیها کندغزل شمارهٔ ۱۴۱۱از قضا بر خوان ممسک‌ گر کسی نان بشکندغزل شمارهٔ ۱۴۱۲هر کجا سعی جنون بر عزم جولان بشکندغزل شمارهٔ ۱۴۱۳حسن‌کلاه هوسی‌گر به تجمل شکندغزل شمارهٔ ۱۴۱۴لاغری آن همه زین مرحله دورم افکندغزل شمارهٔ ۱۴۱۵کلاه هرکه فلک بر سماک می‌فکندغزل شمارهٔ ۱۴۱۶اگر از گدازم نمی گل کندغزل شمارهٔ ۱۴۱۷اگر معنی خامشی ‌گل کندغزل شمارهٔ ۱۴۱۸تقلید از چه علم به لافم علم‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۱۹از بسکه به تحصیل غنا حرص توجان ‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۲۰لمعهٔ مهرش دمی کاینه تابان کندغزل شمارهٔ ۱۴۲۱هرجا خرام ناز تو تمکین عیان‌ کندغزل شمارهٔ ۱۴۲۲اشک ‌گهر طینت ما راه تپش سر نکندغزل شمارهٔ ۱۴۲۳طبع دانا الم دهر مکدر نکندغزل شمارهٔ ۱۴۲۴هوس جنون‌زدهٔ نفس به کدام جلوه کمین کندغزل شمارهٔ ۱۴۲۵وهم بلند وپست جاه چند دلت سیه‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۲۶بادهٔ تحقیق را ظرف هوس تنگی کندغزل شمارهٔ ۱۴۲۷مشرب عشاق بر وضع هوس تنگی‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۲۸بسکه بی‌روپت بهارم ‌کلفت انشا می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۲۹عاقبت‌در حلقهٔ‌آن زلف‌، دل جا می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۳۰ساز امکان از شکست آواز پیدا می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۳۱هر نفس دل صدهزار اندیشه پیدا می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۳۲گر طمع دست طلب وامی‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۳۳میل هوس ز عافیتم فرد می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۳۴درگلستانی‌که حسنش جلوه‌ای سر می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۳۵اول ،‌در عدم‌، دهنت باز می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۳۶گر جنونم ناله واری نذر بلبل می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۳۷هرکجا آیینهٔ حسن جنون‌ گل می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۳۸بس که زخم‌ کشتهٔ نازش تلاطم می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۳۹داغ عشقم چاره‌جوییها کبابم می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۴۰حسرت امشب آه بی‌تأثیر روشن می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۴۱عقل اگر صد انجمن تدبیر روشن می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۴۲بولهوس از سبک سری حفظ سخن نمی‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۴۳ناتوانی باز چون شمعم چه افسون می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۴۴قامت خم‌کز حیا سوی زمین رو می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۴۵ذوق فقر افسانهٔ اقبال‌کوته می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۴۶با هستی‌ام وداع تو و من چه می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۴۷بر اهل فضل دانش و فن‌گریه می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۴۸کارجهان خواه عجز، خواه سری می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۴۹هر که اینجا می‌رسد بی‌اعتدالی می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۵۰هرکه در اظهار مطلب هرزه‌نالی می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۵۱اینکه طاقت‌ها جوانی می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۵۲نظم امکانی کجا ضبط روانی می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۵۳رفته رفته عافیت هم‌کینه‌خواهی می‌کندغزل شمارهٔ ۱۴۵۴مفلسی دست تهی بر سودن ارزانی کندغزل شمارهٔ ۱۴۵۵بلا‌کشان محبت‌ گل چه نیرنگندغزل شمارهٔ ۱۴۵۶گردی دگر نشد ز من نارسا بلندغزل شمارهٔ ۱۴۵۷یارب چه‌سان‌کنم به هوای دعا بلندغزل شمارهٔ ۱۴۵۸پیری آمد ماند عشرتها ز انداز بلندغزل شمارهٔ ۱۴۵۹غافل شدیم وگشت خروش هوس بلندغزل شمارهٔ ۱۴۶۰حسرت دل‌کرد بر ما پنجهٔ قاتل بلندغزل شمارهٔ ۱۴۶۱عجز نپسندید از ما شکوهٔ قاتل بلندغزل شمارهٔ ۱۴۶۲آنها که لاف افسر و اورنگ می‌زنندغزل شمارهٔ ۱۴۶۳عشاق چون فسانهٔ تحقیق سر کنندغزل شمارهٔ ۱۴۶۴جمعی‌ که با قناعت جاوید خو کنندغزل شمارهٔ ۱۴۶۵حق‌مشربان دمی که به تحقیق رو کنندغزل شمارهٔ ۱۴۶۶روشندلان چو آینه بر هرچه رو کنندغزل شمارهٔ ۱۴۶۷این غافلان که آینه‌پرداز می‌دهندغزل شمارهٔ ۱۴۶۸علویانی ‌که به این عالم دون می‌آیندغزل شمارهٔ ۱۴۶۹هرکه انجام غرور من و ما می‌بیندغزل شمارهٔ ۱۴۷۰هرکه زین انجمن آثار صفا می‌بیندغزل شمارهٔ ۱۴۷۱بهار رنگ عبرت جز دل روشن نمی‌بیندغزل شمارهٔ ۱۴۷۲آفاق جا ندارد همت کجا نشیندغزل شمارهٔ ۱۴۷۳به روی من ز کجا رنگ اعتبار نشیندغزل شمارهٔ ۱۴۷۴سپند بزم‌ تو گویند هیچ جا ننشیندغزل شمارهٔ ۱۴۷۵اتفاق است آنکه هردشوار را آسان نمودغزل شمارهٔ ۱۴۷۶بر در دل حلقه زد غفلت‌، ‌کنون آهش چه سودغزل شمارهٔ ۱۴۷۷ریشه‌واری عافیت در مزرع امکان نبودغزل شمارهٔ ۱۴۷۸تاآینه‌روبروی ما بودغزل شمارهٔ ۱۴۷۹نیرنگ امل‌ گل بقا بودغزل شمارهٔ ۱۴۸۰یاد شوقی‌ کز جفاهایت دل ما شاد بودغزل شمارهٔ ۱۴۸۱آنجاکه عجزممتحن چون و چند بودغزل شمارهٔ ۱۴۸۲عیش ما کم نیست گر اشکی به چشم تر بودغزل شمارهٔ ۱۴۸۳هرکه را اجزای موهوم نفس دفتر بودغزل شمارهٔ ۱۴۸۴همچو آتش‌ هرکه را دود طلب در سر بودغزل شمارهٔ ۱۴۸۵برگ و ساز عندلیبان زین چمن‌ گفتار بودغزل شمارهٔ ۱۴۸۶دیده را مژگان بهم آوردنی درکار بودغزل شمارهٔ ۱۴۸۷زین باغ بسکه بی‌ثمری آشکار بودغزل شمارهٔ ۱۴۸۸مطلبی‌ گر بود از هستی همین آزار بودغزل شمارهٔ ۱۴۸۹شب که در بزم ادب قانون حیرت‌ساز بودغزل شمارهٔ ۱۴۹۰سجدهٔ خاک درت هرکه تمنایش بودغزل شمارهٔ ۱۴۹۱آدمی‌کاثار تنزیهش رجوع خاک بودغزل شمارهٔ ۱۴۹۲در ادبگاهی ‌که لب نامحرم تحریک بودغزل شمارهٔ ۱۴۹۳امشب غبار نالهٔ دل سرمه رنگ بودغزل شمارهٔ ۱۴۹۴روزی که بی تو دامن ضعفم به چنگ بودغزل شمارهٔ ۱۴۹۵شب‌ که از جوش خیالت بزم‌ گلشن تنگ بودغزل شمارهٔ ۱۴۹۶شب‌که از شوق توپروازم بهار آهنگ بودغزل شمارهٔ ۱۴۹۷ماضی ومستقبل این بزم حیرت حال بودغزل شمارهٔ ۱۴۹۸درشت‌خو سخنش عافیت ثمر نبودغزل شمارهٔ ۱۴۹۹نهال وحشت ما خالی از ثمر نبودغزل شمارهٔ ۱۵۰۰تا نفس ما ومن غبارنبودغزل شمارهٔ ۱۵۰۱تا دل از انجمن وصل تو مأیوس نبودغزل شمارهٔ ۱۵۰۲شب که جز یأس به کام دل مأیوس نبودغزل شمارهٔ ۱۵۰۳ناله می‌افشاند پر در باغ ما بلبل نبودغزل شمارهٔ ۱۵۰۴نقش هستی جز غبار وهم نیرنگی نبودغزل شمارهٔ ۱۵۰۵یک‌دو دم هنگامهٔ تشویش مهر و کینه بودغزل شمارهٔ ۱۵۰۶چون شرر اقبال هستی بسکه فرصت‌کاه بودغزل شمارهٔ ۱۵۰۷روزی‌ که عشق رنگ جهان نقش بسته بودغزل شمارهٔ ۱۵۰۸هرکه را دیدم ز لاف ما و من شرمنده بودغزل شمارهٔ ۱۵۰۹بسکه در ساز صفاکیشان حیا خوابیده بودغزل شمارهٔ ۱۵۱۰شب که در یادت سراپایم زبان ناله بودغزل شمارهٔ ۱۵۱۱شب‌که وصل آغوش‌پرداز دل دیوانه بودغزل شمارهٔ ۱۵۱۲محوتسلیمیم اما سجده لغزش مایه بودغزل شمارهٔ ۱۵۱۳آنروز که پیدایی ما را اثری بودغزل شمارهٔ ۱۵۱۴با ما نه نم اشکی ونی چشم تری بودغزل شمارهٔ ۱۵۱۵این انجمن افسانهٔ راز دهنی بودغزل شمارهٔ ۱۵۱۶به‌کوی‌دوست‌که تکلیف بی‌نشانی بودغزل شمارهٔ ۱۵۱۷به نظم عمرکه سر تا سرش روانی بودغزل شمارهٔ ۱۵۱۸چون آب روان پر مگذر بی‌خبر از خودغزل شمارهٔ ۱۵۱۹جایی‌که سعی حرص جنون‌آفرین دودغزل شمارهٔ ۱۵۲۰تا مه نوبر فلک بال‌گشا می‌رودغزل شمارهٔ ۱۵۲۱هر که آمد در جان بیکس‌تر از ما می‌رودغزل شمارهٔ ۱۵۲۲با این خرام ناز اگر آن مست می‌رودغزل شمارهٔ ۱۵۲۳شبنم صبح از چمن آبله دل می‌رودغزل شمارهٔ ۱۵۲۴دل ز پی‌اش عمرهاست سجده‌ کمین می‌رودغزل شمارهٔ ۱۵۲۵بعد ازینت سبزه خط در سیاهی می‌رودغزل شمارهٔ ۱۵۲۶گر چنین اشکم ز شرم پرگناهی می‌رودغزل شمارهٔ ۱۵۲۷شوق موسی نگهم رام تسلی نشودغزل شمارهٔ ۱۵۲۸چو دولت درش بر خسان واشودغزل شمارهٔ ۱۵۲۹آه نومیدم‌ کجا تأثیر من پیدا شودغزل شمارهٔ ۱۵۳۰گر چنین بخت نگون عبرت ‌کمین پیدا شودغزل شمارهٔ ۱۵۳۱حسن بی‌شرم ازهجوم بوالهوس محشر شودغزل شمارهٔ ۱۵۳۲در بیابانی‌ که سعی بیخودی رهبر شودغزل شمارهٔ ۱۵۳۳دل جهان دیگر از مرآت یکدیگر شودغزل شمارهٔ ۱۵۳۴طبع قناعت اختیار مصدر زیب و فر شودغزل شمارهٔ ۱۵۳۵گر خیال‌گردش چشم توام رهبر شودغزل شمارهٔ ۱۵۳۶گرنه مشت خاکم از اشک ندامت تر شودغزل شمارهٔ ۱۵۳۷خواهش از ضبط نفس‌ گر قدمی پیش شودغزل شمارهٔ ۱۵۳۸بر آستان تو تا جبهه نقش پا نشودغزل شمارهٔ ۱۵۳۹دلیل شکوهٔ من سعی نارسا نشودغزل شمارهٔ ۱۵۴۰غرور ناز تو تهمت‌کش ادا نشودغزل شمارهٔ ۱۵۴۱فسون عیش‌، کدورت‌زدای ما نشودغزل شمارهٔ ۱۵۴۲می و نغمه مسلم حوصله‌ای که قدح‌کش گردش سر نشودغزل شمارهٔ ۱۵۴۳جهدکن‌که دل ز هوس پایمال شک نشودغزل شمارهٔ ۱۵۴۴خودسر هوازده را شرم رهنمون نشودغزل شمارهٔ ۱۵۴۵هوش تا عافیت آیینهٔ مستی نشودغزل شمارهٔ ۱۵۴۶کجاست سایه که هستیش دستگاه شودغزل شمارهٔ ۱۵۴۷اشک ز بیداد عشق پرده‌گشا می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۴۸حسرت مخمورم آخر مستی انشا می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۴۹بیقراری در دل آگاه طاقت می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۵۰دل جهان دیگر از رفع‌ کدورت می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۵۱شوخی‌، بهار طبع چمن‌زاد می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۵۲تا مقابل بر رخ آن شعله پیکر می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۵۳دل چو آزاد از تعلق شد منور می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۵۴کی به آسانی دم آبم میسر می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۵۵هرکجا عبرت به درس وعظ رهبر می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۵۶زندگی در ملک عبرت مرگ مفلس می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۵۷ازکجا آیینه با مردم موافق می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۵۸آخر از جمع هوسها عقده حاصل می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۵۹جزو موزون اعتدال جوهر کل می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۶۰دل ز هر اندیشه با رجی مقابل می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۶۱عرض هستی زنگ بر آیینهٔ دل می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۶۲جوهر تمکین مرد از لاف برهم می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۶۳آتش شوق طلب آنجا که روشن می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۶۴طبع خاموشان به نور شرم روشن می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۶۵هر کجا شمع تماشای تو روشن می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۶۶باد صحرای جنون هرگه‌ گل‌افشان می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۶۷تا دم تیغت به عرض جلوه عریان می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۶۸اشکم از پیری به چشم تر پریشان می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۶۹طرهٔ او در خیالم ‌گر پریشان می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۷۰فرصت ناز کر و فر ضامن ‌کس نمی‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۷۱یاد تو آتشی است که خامش نمی‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۷۲علم و عیان خلق به جز شک نمی‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۷۳موی دماغ جاه و حشم حل نمی‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۷۴دون طبع قدرش از هوس افزون نمی‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۷۵خارج ابنای جنس است آنکه موزون می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۷۶دل چو شد روشن جهان هم مشرب او می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۷۷چون رشته‌ای که ازگهر آگاه می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۷۸آفات از هوس به سرت هاله می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۷۹در هوای او دل هر ذره جانی می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۸۰بیخودی امشب پر و بال فغانی می‌شودغزل شمارهٔ ۱۵۸۱پیری وداع عمر سبکبال وانمودغزل شمارهٔ ۱۵۸۲گذشت عمر به لرزیدنم ز بیم و امیدغزل شمارهٔ ۱۵۸۳شدم خاک و نگفتم عاشقم کار اینچنین بایدغزل شمارهٔ ۱۵۸۴ز هر مو دام بر دوشم گرفتار اینچنین بایدغزل شمارهٔ ۱۵۸۵نشاط این بهارم بی‌گل رویت چه کار آیدغزل شمارهٔ ۱۵۸۶از حقهٔ دهانش هر گه سخن برآیدغزل شمارهٔ ۱۵۸۷ظالم چه خیال است مؤدب به‌در آیدغزل شمارهٔ ۱۵۸۸دل صبرآزما کمتر ز دار و گیر فرسایدغزل شمارهٔ ۱۵۸۹دل در جسد شبهه عبارت چه نمایدغزل شمارهٔ ۱۵۹۰مگو صبح طرب در ملک هستی دیر می‌آیدغزل شمارهٔ ۱۵۹۱چه شمع امشب در این محفل چمن‌پرداز می‌آیدغزل شمارهٔ ۱۵۹۲خیال چشم‌که ساغر به چنگ می‌آیدغزل شمارهٔ ۱۵۹۳نفس تا پرفشان است از تو و من برنمی‌آیدغزل شمارهٔ ۱۵۹۴نفس هم از دل من بی‌شکستن برنمی‌آیدغزل شمارهٔ ۱۵۹۵حریفی‌ها‌ی عشق از هر کس و ناکس نمی‌آیدغزل شمارهٔ ۱۵۹۶جنونی با دل گمگشته از کو‌ی تو می‌آیدغزل شمارهٔ ۱۵۹۷دندان به خنده چون کند آن لعل تر سپیدغزل شمارهٔ ۱۵۹۸پیری آمد، گشت چشم‌ از گریه‌ام‌ کم‌کم سپیدغزل شمارهٔ ۱۵۹۹دل تا نظر گشود به خویش آفتاب دیدغزل شمارهٔ ۱۶۰۰چمن دلی ‌که به یاد تو آشنا گردیدغزل شمارهٔ ۱۶۰۱چه شدکه قاصد امید لنگ برگردیدغزل شمارهٔ ۱۶۰۲رسید عید و طربها دلیل دل‌ گردیدغزل شمارهٔ ۱۶۰۳به سعی یأس نفس خامشی بیان‌ گردیدغزل شمارهٔ ۱۶۰۴توان اگر همه دور آن آسمان گردیدغزل شمارهٔ ۱۶۰۵سران ز نسخهٔ تسلیم باب برداریدغزل شمارهٔ ۱۶۰۶دوستان از منش دعا مبریدغزل شمارهٔ ۱۶۰۷تاکی از این باغ و راغ رنج دویدن بریدغزل شمارهٔ ۱۶۰۸چو شمع بر سرت اقبال و جاه می‌گریدغزل شمارهٔ ۱۶۰۹چو سبحه بر سر هم تا به‌ کی قدم شمریدغزل شمارهٔ ۱۶۱۰سخن ز مشق ادب موج‌ گوهرش ‌گیربدغزل شمارهٔ ۱۶۱۱تا دل به ساز زمزمه‌درد وا رسیدغزل شمارهٔ ۱۶۱۲صبحی به‌گوش عبرتم از دل صدا رسیدغزل شمارهٔ ۱۶۱۳سرکشی می‌خواستیم از پا نشستن در رسیدغزل شمارهٔ ۱۶۱۴تا حنا‌ ازکفت به‌کام رسیدغزل شمارهٔ ۱۶۱۵در غمت آخر به جایی‌کار بیدادم رسیدغزل شمارهٔ ۱۶۱۶منتظران بهار فصل شکفتن رسیدغزل شمارهٔ ۱۶۱۷بنای حرص به معراج مدعا نرسیدغزل شمارهٔ ۱۶۱۸نقشم از ضعف به اندیشهٔ دیدن نرسیدغزل شمارهٔ ۱۶۱۹آخر ز سجده‌ ام عرق جبهه سر کشیدغزل شمارهٔ ۱۶۲۰از کشمکش‌ کف تو می لاله‌گون ‌کشیدغزل شمارهٔ ۱۶۲۱پهلو به چرخ می‌زند امروز جاه عیدغزل شمارهٔ ۱۶۲۲صبح شد در عرصهٔ‌گردون مگو خندان سفیدغزل شمارهٔ ۱۶۲۳ز زلف و روی توتا دیده‌ام سیاه و سفیدغزل شمارهٔ ۱۶۲۴خاک شد رنگ تنزه گل آثار دمیدغزل شمارهٔ ۱۶۲۵زندگی افسرد فال شوخی سودا زنیدغزل شمارهٔ ۱۶۲۶کامجویان اندکی بر مطلب استغنا زنیدغزل شمارهٔ ۱۶۲۷همتی‌ گر هست پایی بر سر دنیا زنیدغزل شمارهٔ ۱۶۲۸دل شکستی دارد از معموره بر هامون زنیدغزل شمارهٔ ۱۶۲۹شورحاجت تاکی ازحرص دو دل باید شنیدغزل شمارهٔ ۱۶۳۰دوستان در گوشهٔ چشم تغافل جا کنیدغزل شمارهٔ ۱۶۳۱بیدلان چند خیال گل و شمشاد کنیدغزل شمارهٔ ۱۶۳۲غافلان چند قبادوزی ادراک کنیدغزل شمارهٔ ۱۶۳۳شوق تا گردد دو بالا خویش را احول کنیدغزل شمارهٔ ۱۶۳۴یاران به رنگ رفته دو روزم مثل‌ کنیدغزل شمارهٔ ۱۶۳۵یاران‌، چو صبح‌‌‍‌‍، قیمت وحشت‌گران کنیدغزل شمارهٔ ۱۶۳۶دوستان افسرد دل چندی به آهش خون‌ کنیدغزل شمارهٔ ۱۶۳۷ای هوس آوارگان چند تک و پو کنیدغزل شمارهٔ ۱۶۳۸گر آرزوی رستن از این دامگه‌کنیدغزل شمارهٔ ۱۶۳۹چو فقر دست دهد ترک عز و جاه‌کنیدغزل شمارهٔ ۱۶۴۰ای بیخردان طور تعین نگزینیدغزل شمارهٔ ۱۶۴۱دل خلوت اندیشهٔ یار است ببینیدغزل شمارهٔ ۱۶۴۲کو رنگ‌، چه بو؟ جلوهٔ یارست ببینیدغزل شمارهٔ ۱۶۴۳چینی هوسان عبرت مستور ببینیدغزل شمارهٔ ۱۶۴۴چه ممکن است که عاشق گل و سمن گویدغزل شمارهٔ ۱۶۴۵خوش‌خرامان داد طبع سست‌بنیادم دهیدغزل شمارهٔ ۱۶۴۶امروز نوبهارست ساغرکشان بیاییدغزل شمارهٔ ۱۶۴۷یاران در این بیابان از ما اثر مجوییدغزل شمارهٔ ۱۶۴۸ستمکش تو به قاصد اگر دهد کاغذغزل شمارهٔ ۱۶۴۹ای ساز بر و دوش تو پیراهن‌کاغذغزل شمارهٔ ۱۶۵۰ای شعله نهال از قلمت‌ گلشن ‌کاغذغزل شمارهٔ ۱۶۵۱از غبار جلوه غیر تو تا بستم نظرغزل شمارهٔ ۱۶۵۲بر تماشای فنایم دوخت پیریها نظرغزل شمارهٔ ۱۶۵۳چه رسد ز نشئهٔ معنوی به دماغ بی‌حس بی‌خبرغزل شمارهٔ ۱۶۵۴در طلسم درد از ما می‌توان بردن اثرغزل شمارهٔ ۱۶۵۵در گلستانی که سرو او نباشد جلوه‌گرغزل شمارهٔ ۱۶۵۶دست داری برفشان چون کل در این‌کلزار زرغزل شمارهٔ ۱۶۵۷زاهد ز دعوت خلق دارد عجب‌ کر و فرغزل شمارهٔ ۱۶۵۸سعی نفس‌ کفیل ‌توست زحمت جستجو مبرغزل شمارهٔ ۱۶۵۹شبی‌که شعلهٔ یاد تو داشت سیر جگرغزل شمارهٔ ۱۶۶۰نه جام باده‌ شناسم نه کاسهٔ طنبورغزل شمارهٔ ۱۶۶۱هوای تیغ تو افتاد تا مرا در سرغزل شمارهٔ ۱۶۶۲با همه بی‌دست و پایی اندکی همت‌گمارغزل شمارهٔ ۱۶۶۳تا کنم از هر بن مو رنگ هستی آشکارغزل شمارهٔ ۱۶۶۴جسم غافل را به اندوه رم فرصت چه‌کارغزل شمارهٔ ۱۶۶۵چشم تعظیم از گران‌جانان این محفل مدارغزل شمارهٔ ۱۶۶۶چیست هستی به آن‌همه آزار؟غزل شمارهٔ ۱۶۶۷خاک ما نامه‌ها به جانب یارغزل شمارهٔ ۱۶۶۸در هوس‌گاه عالم بیکارغزل شمارهٔ ۱۶۶۹ای ابر! نی به باغ و نه در لاله‌زار بارغزل شمارهٔ ۱۶۷۰ترک دنیا کن غم این سحر باطل برمدارغزل شمارهٔ ۱۶۷۱مردی چو شمع در همه‌جا، جا نگاه دارغزل شمارهٔ ۱۶۷۲ای هوس قطع نفس ‌کن، ساعتی دنگم‌ گذارغزل شمارهٔ ۱۶۷۳در این ادبکده جز سر به هیچ جا مگذارغزل شمارهٔ ۱۶۷۴تا کی خیال هستی موهوم‌؟ سر برآرغزل شمارهٔ ۱۶۷۵چشم واکردم به خویش، اما ز آغوش شرارغزل شمارهٔ ۱۶۷۶شد نظر واکردنی خواب فراموش شرارغزل شمارهٔ ۱۶۷۷بر خیالی چیده‌ایم از دیده تا دل انتظارغزل شمارهٔ ۱۶۷۸چشم واکن رنگ اسرار دگر دارد بهارغزل شمارهٔ ۱۶۷۹سیر گلزار که یارب در نظر دارد بهارغزل شمارهٔ ۱۶۸۰تا چند حسرت چمن و سایه‌های ابرغزل شمارهٔ ۱۶۸۱شب زندگی سر آمد به نفس‌شماری آخرغزل شمارهٔ ۱۶۸۲به ارشاد ادب در دستگاه خودسران مگذرغزل شمارهٔ ۱۶۸۳ناتمام همتی تا عجز سامان نیست سرغزل شمارهٔ ۱۶۸۴در چمن تا قامتش انداز شوخی‌کرد سرغزل شمارهٔ ۱۶۸۵تیغ در دست است یار از جیب بیرون آر سرغزل شمارهٔ ۱۶۸۶از بس که زد خیالِ توام آب در نظرغزل شمارهٔ ۱۶۸۷دام ز سیر گلشن اسباب در نظرغزل شمارهٔ ۱۶۸۸ز صبح طلعتش آیینهٔ دل را صفا بنگرغزل شمارهٔ ۱۶۸۹گل عجزی تصور کن بهارکبریا بنگرغزل شمارهٔ ۱۶۹۰نمی‌گویم به گردون سیر کن یا بر هوا بنگرغزل شمارهٔ ۱۶۹۱به خود آنقدر کر و فر مچین که ببنددت پی کین کمرغزل شمارهٔ ۱۶۹۲قد خمیده ندارد به غیر ناله حضورغزل شمارهٔ ۱۶۹۳نکرد ضبط نفس راز وحشتم مستورغزل شمارهٔ ۱۶۹۴حکم دل دارد ز همواری سر و روی‌ گهرغزل شمارهٔ ۱۶۹۵به صفحه‌ای‌ که حدیث جنون‌ کنم تحریرغزل شمارهٔ ۱۶۹۶زهی ز روی تو آیینه آفتاب میرغزل شمارهٔ ۱۶۹۷غبار فرصت از این خاکدان وهم مگیرغزل شمارهٔ ۱۶۹۸نه غنچه عافیت افسون‌، نه‌ گل بقا تأثیرغزل شمارهٔ ۱۶۹۹خیال زلف‌ که واکرد راه در زنجیرغزل شمارهٔ ۱۷۰۰دل از فسون تعلق نگاه در زنجیرغزل شمارهٔ ۱۷۰۱این بحر را یک آینه دشت سراب‌ گیرغزل شمارهٔ ۱۷۰۲ای قاصد تحقیق ز تسلیم مددگیرغزل شمارهٔ ۱۷۰۳در عشق زپرواز نفس آینه برگیرغزل شمارهٔ ۱۷۰۴دل بیضهٔ طاووس خیال است به برگیرغزل شمارهٔ ۱۷۰۵زین بحر بیکران کم هر اعتبار گیرغزل شمارهٔ ۱۷۰۶هستی چو صبح قابل ضبط نفس مگیرغزل شمارهٔ ۱۷۰۷همنشین با من ز تشویش هوسها کین مگیرغزل شمارهٔ ۱۷۰۸به عجز کوش و تک و تاز دیگر آسان‌ گیرغزل شمارهٔ ۱۷۰۹مژگان‌ گشا جهان ته بال نگاه ‌گیرغزل شمارهٔ ۱۷۱۰درس هستی فکر تکراری ندارد خوانده‌ گیرغزل شمارهٔ ۱۷۱۱به‌ کنج زانوی تسلیم طرح امن اندازغزل شمارهٔ ۱۷۱۲جراءت پیریم این بس‌ که به چندین تک وتازغزل شمارهٔ ۱۷۱۳از جیب هزار آینه سر بر زده‌ای بازغزل شمارهٔ ۱۷۱۴جامی مگر از بزم حیا در زده‌ای بازغزل شمارهٔ ۱۷۱۵چو شمع غره مشو چشم بر حیا اندازغزل شمارهٔ ۱۷۱۶سودای تک و تاز هوسها ز سر اندازغزل شمارهٔ ۱۷۱۷کی رود از خاطر آشفته‌ام سودای نازغزل شمارهٔ ۱۷۱۸نرگسش وامی‌کند طومار استغنای نازغزل شمارهٔ ۱۷۱۹بس که از شادابی خطت شد این گلزار سبزغزل شمارهٔ ۱۷۲۰هر کجا آیینهٔ ما گردد از زنگار سبزغزل شمارهٔ ۱۷۲۱پوچ است سر به سر فلک بی‌مدار مغزغزل شمارهٔ ۱۷۲۲عمری خیال پخت سر گیر و دار مغزغزل شمارهٔ ۱۷۲۳خودسری‌گرد دل تنگ نگردد هرگزغزل شمارهٔ ۱۷۲۴فتیله‌ای به دل بیخبر ز داغ افروزغزل شمارهٔ ۱۷۲۵خون شد دل و ز اشک اثر می‌کشد هنوزغزل شمارهٔ ۱۷۲۶رنگ طاقت سوخت اما وحشت آغازم هنوزغزل شمارهٔ ۱۷۲۷بی‌پرده است و نیست عیان راز من هنوزغزل شمارهٔ ۱۷۲۸خارخارت ‌کشت و پیش حرص بیکاری هنوزغزل شمارهٔ ۱۷۲۹دارم دلی از داغ تمنای تو لبریزغزل شمارهٔ ۱۷۳۰غبار ره شو و سرکوب صد حشم برخیزغزل شمارهٔ ۱۷۳۱دل مصفاکن شرر در خرمن اسباب ریزغزل شمارهٔ ۱۷۳۲ای بیخودی بر آینهٔ وهم رنگ ریزغزل شمارهٔ ۱۷۳۳به دل ز مقصد موهوم خار خار مریزغزل شمارهٔ ۱۷۳۴صاحب دل را نزیبد گفت‌وگو با هیچکسغزل شمارهٔ ۱۷۳۵کاروان ما نداردگردی از صوت جرسغزل شمارهٔ ۱۷۳۶نیست بی‌شور حوادث آمد و رفت نفسغزل شمارهٔ ۱۷۳۷از لب خامش زبان واماندهٔ کام است و بسغزل شمارهٔ ۱۷۳۸ذوق شهرتها دلیل فطرت خام است و بسغزل شمارهٔ ۱۷۳۹چشم ‌وا کن شش جهت یار است و بسغزل شمارهٔ ۱۷۴۰زندگی محروم تکرارست و بسغزل شمارهٔ ۱۷۴۱خودسر ز عافیت به تکلف برید و بسغزل شمارهٔ ۱۷۴۲غم نه‌تنها بر دلم نالید و بسغزل شمارهٔ ۱۷۴۳بی‌پردگی ‌کسوت هستی ز حیا پرسغزل شمارهٔ ۱۷۴۴پر تیره‌روزم از من بی ‌پا و سر مپرسغزل شمارهٔ ۱۷۴۵دل قیامت می کند از طبع ناشادم مپرسغزل شمارهٔ ۱۷۴۶غفلت آهنگم ز ساز حیرت ایجادم مپرسغزل شمارهٔ ۱۷۴۷جز ستم بر دل ناکام نکرده‌ست نفسغزل شمارهٔ ۱۷۴۸در این بساط هوس پیش از اعتبار نفسغزل شمارهٔ ۱۷۴۹گره چو غنچه نباید زدن به تار نفسغزل شمارهٔ ۱۷۵۰تب و تاب بیهُده تا کجا به ‌گشاد بال و پر از نفسغزل شمارهٔ ۱۷۵۱ای دلت صیاد راز، از لب مده بیرون نفسغزل شمارهٔ ۱۷۵۲بی‌تأمل در دم پیری مده بیرون نفسغزل شمارهٔ ۱۷۵۳صبح است و دارد آن‌گل در سر هوای نرگسغزل شمارهٔ ۱۷۵۴چند نشینی به‌ کلفت دل مأیوسغزل شمارهٔ ۱۷۵۵گر شود از خواب من خیال تو محبوسغزل شمارهٔ ۱۷۵۶نفس ثبات ندارد به شست ‌کار نویسغزل شمارهٔ ۱۷۵۷شخص معدومی‌، به پیش وهم خود موجود باشغزل شمارهٔ ۱۷۵۸من نمی‌گویم زیان کن یا به فکر سود باشغزل شمارهٔ ۱۷۵۹دل به‌کام تست چندی خرمی اظهار باشغزل شمارهٔ ۱۷۶۰گر نه‌ای عین تماشا حیرت سرشار باشغزل شمارهٔ ۱۷۶۱چو ابر و بحر ز لاف سخا پشیمان باشغزل شمارهٔ ۱۷۶۲هوس وداع بهار خیال امکان باشغزل شمارهٔ ۱۷۶۳تاکی افسردن دمی از فکر خود وارسته باشغزل شمارهٔ ۱۷۶۴خواه در معمورهٔ جان خواه در ویرانه باشغزل شمارهٔ ۱۷۶۵جوانی سوخت پیری چند بنشاند به مهتابشغزل شمارهٔ ۱۷۶۶آیین خود آرایی از روز الست ‌استشغزل شمارهٔ ۱۷۶۷من وآن فتنه بالایی‌که عالم زیر دست استشغزل شمارهٔ ۱۷۶۸ز ساز قافله ما که ما و من جرس استشغزل شمارهٔ ۱۷۶۹به لوح جسم‌که یکسر نفس خطوط حک استشغزل شمارهٔ ۱۷۷۰این صبح که جولانها بر چرخ برین هستشغزل شمارهٔ ۱۷۷۱چو تمثالی ‌که بی‌آیینه معدوم است بنیادشغزل شمارهٔ ۱۷۷۲فریاد جهان سوخت نفس سعی ‌کمندشغزل شمارهٔ ۱۷۷۳دلی دارم که غیر از غنچه بودن نیست بهبودشغزل شمارهٔ ۱۷۷۴متاع هستیی دارم مپرس از بود و نابودشغزل شمارهٔ ۱۷۷۵در آن کشور که پیشانی گشاید حسن جاویدشغزل شمارهٔ ۱۷۷۶بزم امکان بسکه عام افتاده دور ساغرشغزل شمارهٔ ۱۷۷۷بسکه افتاده است بی‌نم خون صید لاغرشغزل شمارهٔ ۱۷۷۸خط مشکین شد وبال غنچهٔ جان پرورشغزل شمارهٔ ۱۷۷۹به ساز نیستی بسته‌ست شور ما و من تارشغزل شمارهٔ ۱۷۸۰بهار صنع چو دیدیم در سر و کارشغزل شمارهٔ ۱۷۸۱چه لازم است‌ کشد تیغ چشم خونخوارشغزل شمارهٔ ۱۷۸۲صبح از چه خرابات جنون‌کرد بهارشغزل شمارهٔ ۱۷۸۳مکش دردسر شهرت میفکن بر نگین زورشغزل شمارهٔ ۱۷۸۴چنین تا کی تپد در انتظار زخم نخجیرشغزل شمارهٔ ۱۷۸۵دل دیوانه‌ای دارم به گیسوی گرهگیرشغزل شمارهٔ ۱۷۸۶شکست خاطری دارم مپرس از فکر تدبیرشغزل شمارهٔ ۱۷۸۷گزند زندگانی در کفن جسم است تدبیرشغزل شمارهٔ ۱۷۸۸نمی‌دانم چه گل در پرده دارد زخم شمشیرشغزل شمارهٔ ۱۷۸۹دلی که گردش چشم تو بشکند سازشغزل شمارهٔ ۱۷۹۰سخن‌سنجی‌که مدح خلق نفریبد به وسواسشغزل شمارهٔ ۱۷۹۱که دارد جوهر تحقیق حسرتگاه ناموسشغزل شمارهٔ ۱۷۹۲دل بی‌مدعا رنگی ندارد تا کنم فاششغزل شمارهٔ ۱۷۹۳آن را که ز خود برد تمنای سراغشغزل شمارهٔ ۱۷۹۴به رنگی‌کج‌کلاه افتاده خم در پیکر تیغشغزل شمارهٔ ۱۷۹۵به هر بزمی که باشد جلوه فرما جوهرتیغشغزل شمارهٔ ۱۷۹۶چه لازم جوهر دیگر نماید پیکر تیغشغزل شمارهٔ ۱۷۹۷کشت عاشق‌ که دهد داد گیاه خشکشغزل شمارهٔ ۱۷۹۸شوق آزادی سر از سامان استغنا مکشغزل شمارهٔ ۱۷۹۹به پیری از هوس زندگی خمار مکشغزل شمارهٔ ۱۸۰۰به بر کشید ز بس جوش نازکی تنگشغزل شمارهٔ ۱۸۰۱به تاراج جنون دادم چه هستی و چه فرهنگشغزل شمارهٔ ۱۸۰۲نداشت پروای عرض جوهر، صفای آیینهٔ فرنگشغزل شمارهٔ ۱۸۰۳من و پرفشانی حسرتی ‌که ‌گم است مقصد بسملشغزل شمارهٔ ۱۸۰۴جوانی دامن افشان رفت و پیری هم به دنبالشغزل شمارهٔ ۱۸۰۵دل گمگشته‌ای دارم چه می‌پرسی ز احوالشغزل شمارهٔ ۱۸۰۶مرغی که پر افشاند به گلزار خیالشغزل شمارهٔ ۱۸۰۷هرگه روم از خویش به سودای وصالشغزل شمارهٔ ۱۸۰۸چو دریابد کسی رنگ ادای چشم خود کامشغزل شمارهٔ ۱۸۰۹عبارت مختصر تا کی سوال وصل پیغامشغزل شمارهٔ ۱۸۱۰کلاه نیست تعین ‌که ما ز سر فکنیمشغزل شمارهٔ ۱۸۱۱بی‌نشان حسنی که جز در پرده نتوان دیدنشغزل شمارهٔ ۱۸۱۲دل به هجران صبر کرد اما فزون شد شیونشغزل شمارهٔ ۱۸۱۳تماشایی که من دارم مقیم چشم حیرانشغزل شمارهٔ ۱۸۱۴جفا جویی که من دارم هوای تیر مژگانش‌غزل شمارهٔ ۱۸۱۵ز برق بی‌نیازی خنده‌ها دارد گلستانشغزل شمارهٔ ۱۸۱۶ز بس دامان ناز افشاند زلف عنبر افشانشغزل شمارهٔ ۱۸۱۷آب از یاقوت می‌ریزد تکلم کردنشغزل شمارهٔ ۱۸۱۸ای خیال آوارهٔ نیرنگ هوشغزل شمارهٔ ۱۸۱۹عالم از چشم ترم شد میفروشغزل شمارهٔ ۱۸۲۰عیب همه عالم ز تغافل به هنر پوشغزل شمارهٔ ۱۸۲۱آه از این جلوهٔ نقاب فروشغزل شمارهٔ ۱۸۲۲ای ز لعلت سخن ‌گلاب فروشغزل شمارهٔ ۱۸۲۳مپرسید از نگین شاه و اقبال نفس‌ کاهشغزل شمارهٔ ۱۸۲۴اگر زین رنگ‌، تمکین می‌زند موج از سراپایشغزل شمارهٔ ۱۸۲۵حیا بی‌پرده نپسندید راز حسن یکتایشغزل شمارهٔ ۱۸۲۶رنگ گل تعبیر دمید از کف پایشغزل شمارهٔ ۱۸۲۷زبان فرسوده نقدی را که شد پا بسته سودایشغزل شمارهٔ ۱۸۲۸سر تاراج گلشن داشت سرو فتنه بالایشغزل شمارهٔ ۱۸۲۹اشکم قدم آبله فرسا ننهد پیشغزل شمارهٔ ۱۸۳۰چه سازم تا توانم ریخت رنگ سجده در کویشغزل شمارهٔ ۱۸۳۱دلی را که بخشد گداز آرزویشغزل شمارهٔ ۱۸۳۲صبا ای پیک مشتاقان قدم فهمیده نه سویشغزل شمارهٔ ۱۸۳۳تپد آینه بسکه در آرزویشغزل شمارهٔ ۱۸۳۴طرب خواهی درین محفل برون آ گامی آن سویشغزل شمارهٔ ۱۸۳۵بی تو مشکل ‌کنم از خلق نهان جوهر خویشغزل شمارهٔ ۱۸۳۶چند پاشی ز جنون خاک هوس برسرخویشغزل شمارهٔ ۱۸۳۷آخر چو شمع سوختم از برگ و ساز خویشغزل شمارهٔ ۱۸۳۸عمرها شد بی‌نصیب راحتم از چشم خویشغزل شمارهٔ ۱۸۳۹اگر چو غنچه میسر شود شکستن خویشغزل شمارهٔ ۱۸۴۰بی‌خلل نگذاشت گل را صنعت اجزای خویشغزل شمارهٔ ۱۸۴۱پرکوته است دست به هر سو دراز حرصغزل شمارهٔ ۱۸۴۲از قناعت خاک باید کرد در انبان حرصغزل شمارهٔ ۱۸۴۳گرفته اشک مرا دیده تا به دامان رقصغزل شمارهٔ ۱۸۴۴مگشا جریدهٔ حاجتت بر دوستان ز کف غرضغزل شمارهٔ ۱۸۴۵مباد دامن‌ کس‌ گیرم از فسون غرضغزل شمارهٔ ۱۸۴۶ای بی خبر مسوز نفس در هوای فیضغزل شمارهٔ ۱۸۴۷خلقی است شمع‌وار در این قحط جای فیضغزل شمارهٔ ۱۸۴۸نبود نقطه‌ای از علم این‌ کتاب غلطغزل شمارهٔ ۱۸۴۹شده فهم مقصد عالمی زتلاش هرزه قدم غلطغزل شمارهٔ ۱۸۵۰بر جنون نتوان شد از عقل ادب‌پرور محیطغزل شمارهٔ ۱۸۵۱گشتم از بی‌دست و پاییها به خشک و تر محیطغزل شمارهٔ ۱۸۵۲نشکسته ساغر عاریت ز حصول آب بقا چه حظغزل شمارهٔ ۱۸۵۳دارد از ضبط نفس طبع هوس پرور چه حظغزل شمارهٔ ۱۸۵۴نمی‌شود کس ازین عبرت انجمن محظوظغزل شمارهٔ ۱۸۵۵غبار تفرقه هر جا بود مقابل جمعغزل شمارهٔ ۱۸۵۶ای هستی تو وضع درنگ و شتاب شمعغزل شمارهٔ ۱۸۵۷باز امشب نفس شعله فشان دارد شمعغزل شمارهٔ ۱۸۵۸هر چه در دل ‌گذرد وقف زبان دارد شمعغزل شمارهٔ ۱۸۵۹از عدم مشکل نه آسان سیر امکان کرد شمعغزل شمارهٔ ۱۸۶۰نی در پرواز زد، نی‌ سعی جولان کرد شمعغزل شمارهٔ ۱۸۶۱سوختن یک نغمه است از ساز شمعغزل شمارهٔ ۱۸۶۲بی ‌نم خجلت نمی‌باشد سر و کار طمعغزل شمارهٔ ۱۸۶۳هوس جنون زده ناکجا همه سو قدم زند از طمعغزل شمارهٔ ۱۸۶۴اثر خجالت مدعا اگر این الم دمد از طمعغزل شمارهٔ ۱۸۶۵هرکجاکردم به یاد سجده‌ات ساز رکوعغزل شمارهٔ ۱۸۶۶نشسته‌ای ز دل تنگ بر در تصدیعغزل شمارهٔ ۱۸۶۷به ذوق‌ گرد رهت می‌دوم سراسر باغغزل شمارهٔ ۱۸۶۸کنون که می‌گذرد عیش چون نسیم ز باغغزل شمارهٔ ۱۸۶۹نازد به عشق غازهٔ حسن جنون دماغغزل شمارهٔ ۱۸۷۰نشئهٔ عجزم چو شبنم داد بر طیب دماغغزل شمارهٔ ۱۸۷۱یارب از سرمنزل مقصد چه سان یابم سراغغزل شمارهٔ ۱۸۷۲نه صورت بویی و نه رنگی‌ست درین باغغزل شمارهٔ ۱۸۷۳عالم همه داغست و ندارد اثر داغغزل شمارهٔ ۱۸۷۴کو شعلهٔ دردی‌که به ذوق اثر داغغزل شمارهٔ ۱۸۷۵شمع من‌ گرم حیا کرد مگر سوی چراغغزل شمارهٔ ۱۸۷۶نیست پروانهٔ من قابل پهلوی چراغغزل شمارهٔ ۱۸۷۷ما شهیدان را وضویی داده‌اند از آب تیغغزل شمارهٔ ۱۸۷۸فقر ما را مشمارید کم از عالم تیغغزل شمارهٔ ۱۸۷۹ساز تبختر است اگر مایهٔ شرفغزل شمارهٔ ۱۸۸۰تحقیق را به ما و من افتاده اختلافغزل شمارهٔ ۱۸۸۱رستن چه ممکنست ز قید جهان لافغزل شمارهٔ ۱۸۸۲جای آن است‌که بالد گهر شان صدفغزل شمارهٔ ۱۸۸۳نسبت لعل‌ که داد این همه سامان صدفغزل شمارهٔ ۱۸۸۴بحث و جدل به افت جان می‌کند طرفغزل شمارهٔ ۱۸۸۵تا نمی‌گردد تب و تاب نفس ها برطرفغزل شمارهٔ ۱۸۸۶عقل را مپسند با عشق جنون‌پرور طرفغزل شمارهٔ ۱۸۸۷چه دهد تردد هرزه‌ات ز حضور سیر و سفر به‌کفغزل شمارهٔ ۱۸۸۸ای ز عکس نرگست آیینه جام مل به‌ کفغزل شمارهٔ ۱۸۸۹گاه به رنگ مایلی‌ گاه به بوی بی ‌نسقغزل شمارهٔ ۱۸۹۰رخ شرمگین توهیچگه به خیال ما نکند عرقغزل شمارهٔ ۱۸۹۱غیر از حیا چه پیش توان برد در عرقغزل شمارهٔ ۱۸۹۲ما سجدهٔ حضوریم محو جناب مطلقغزل شمارهٔ ۱۸۹۳بر خود از ساز شکفتن‌کی‌گمان دارد عقیقغزل شمارهٔ ۱۸۹۴گهر محیط تقدسی مکن آبروی حیا سبکغزل شمارهٔ ۱۸۹۵ای مژدهٔ دیدار تو چون عید مبارکغزل شمارهٔ ۱۸۹۶این دم از شرم طلب نیست زبان ما خشکغزل شمارهٔ ۱۸۹۷مغز شد در سر پر شور من از سودا خشکغزل شمارهٔ ۱۸۹۸نشد از حسرت داغت جگرم تنها خشکغزل شمارهٔ ۱۸۹۹بسکه بی‌لعل تو رفت از بزم عیش ما نمکغزل شمارهٔ ۱۹۰۰غیر خاموشی نداردگفتگوی ما نمکغزل شمارهٔ ۱۹۰۱شرع هر دین بهرهٔ او نیست جز رفع شکوکغزل شمارهٔ ۱۹۰۲چو غنچه بسکه تپیدم ز وحشت دل تنگغزل شمارهٔ ۱۹۰۳در نظرها معنی‌ام‌ گل می‌کند غیرت به چنگغزل شمارهٔ ۱۹۰۴رسانده‌ایم درین عرصهٔ خیال آهنگغزل شمارهٔ ۱۹۰۵رفت مرآت دل از کلفت آفاق به زنگغزل شمارهٔ ۱۹۰۶ز خودفروشی پرواز بسکه دارم ننگغزل شمارهٔ ۱۹۰۷نام شاهان کز نگین گل کرده کر و فر به چنگغزل شمارهٔ ۱۹۰۸تاکجا با طبع سرکش سرکند تدبیر جنگغزل شمارهٔ ۱۹۰۹گرم نوید کیست سروش شکست رنگغزل شمارهٔ ۱۹۱۰مگو پیام وفا جسته‌جسته دارد رنگغزل شمارهٔ ۱۹۱۱در یاد جلوهٔ توکه دارد هزار رنگغزل شمارهٔ ۱۹۱۲یک برک‌ گل نکرده ز روبت بهار رنگغزل شمارهٔ ۱۹۱۳گر جنون جوشد به این تأثیر احسانش ز سنگغزل شمارهٔ ۱۹۱۴کعبهٔ دل‌ گرچه دارد تنگ ارکانش ز سنگغزل شمارهٔ ۱۹۱۵ای خانهٔ آیینه ز دیدار تو پرگلغزل شمارهٔ ۱۹۱۶بلبل الم غنچه کشد بیشتر از گلغزل شمارهٔ ۱۹۱۷سنگی چو گوهر، بستیم بر دلغزل شمارهٔ ۱۹۱۸سعی روزی‌کاهش است ای بیخبر چشمی بمالغزل شمارهٔ ۱۹۱۹عشرت سالگره تا کی‌ات ای غفلت فالغزل شمارهٔ ۱۹۲۰زخم تیغی ز تو برداشته‌ام همچو هلالغزل شمارهٔ ۱۹۲۱به رنگی یأس جوشیده‌ست با دلغزل شمارهٔ ۱۹۲۲ز من عمریست می‌گردد جدا دلغزل شمارهٔ ۱۹۲۳گاه موج اشک و گاهی گرد افغانست دلغزل شمارهٔ ۱۹۲۴بازآکه بی‌جمالت توفان شکسته بر دلغزل شمارهٔ ۱۹۲۵گر چنین جوشاند آثار دویی ننگش ز دلغزل شمارهٔ ۱۹۲۶به پیری ‌گشته حاصل از برای من فراغ دلغزل شمارهٔ ۱۹۲۷از شوخی فضولی ما داشت عار وصلغزل شمارهٔ ۱۹۲۸چیست درین فتنه‌زار غیر ستم در بغلغزل شمارهٔ ۱۹۲۹ای از خرامت نقش پا خورشید تابان در بغلغزل شمارهٔ ۱۹۳۰عمریست چون‌ گل می‌روم زین باغ حرمان در بغلغزل شمارهٔ ۱۹۳۱محو جنون ساکنم شور بیابان در بغلغزل شمارهٔ ۱۹۳۲می‌آید از دشت جنون گردم بیابان در بغلغزل شمارهٔ ۱۹۳۳تا چشم تو شد ساغر دوران تغافلغزل شمارهٔ ۱۹۳۴زین باغ‌ گذشتیم به احسان تغافلغزل شمارهٔ ۱۹۳۵ای جوش بهارت چمن‌آرای تغافلغزل شمارهٔ ۱۹۳۶خواندم خط هر نسخه به ایمای تغافلغزل شمارهٔ ۱۹۳۷ای فرش خرامت همه‌جا چون سر ما گلغزل شمارهٔ ۱۹۳۸بسکه افتاده‌ست باغ آبرو نایاب گلغزل شمارهٔ ۱۹۳۹گر کند طاووس حیرتخانهٔ اسباب گلغزل شمارهٔ ۱۹۴۰ای بهار جلوه‌ات را شش جهت دربار گلغزل شمارهٔ ۱۹۴۱با چنین شوخی نشیند تا به‌کی بیکار گلغزل شمارهٔ ۱۹۴۲در چمن‌ گر جلوه‌ات آرد به روی‌ کار گلغزل شمارهٔ ۱۹۴۳می‌توان در باغ دید از سینهٔ افگار گلغزل شمارهٔ ۱۹۴۴می‌کند درس رمی از رنگ و بو تکرار گلغزل شمارهٔ ۱۹۴۵نوبهار آرد به امداد من بیمارگلغزل شمارهٔ ۱۹۴۶اگر آن نازنین رود به تماشای رنگ‌گلغزل شمارهٔ ۱۹۴۷دل آرمیده به خون مکش ز فسون رنگ وهوای‌ گلغزل شمارهٔ ۱۹۴۸تا بست ادب نامهٔ من در پر بسملغزل شمارهٔ ۱۹۴۹وفور مال به تأکید خسّت است دلیلغزل شمارهٔ ۱۹۵۰بس که چون سایه‌ام از روز ازل تیره رقمغزل شمارهٔ ۱۹۵۱به هر زمین که خبر گیری از سواد عدمغزل شمارهٔ ۱۹۵۲داغم از کیفت آگاهی و اوهام همغزل شمارهٔ ۱۹۵۳رفت فرصت ز کف اما من حیرت‌زده همغزل شمارهٔ ۱۹۵۴موج ما را شرم دریای‌ کرمغزل شمارهٔ ۱۹۵۵بسکه دارد سوختن چون مجمرم در دل مقامغزل شمارهٔ ۱۹۵۶سنگ راهم می‌خورد حرصی که دارد احتشامغزل شمارهٔ ۱۹۵۷عمرها شد نقد دل بر چشم حیران است وامغزل شمارهٔ ۱۹۵۸گهی حجاب وگه آیینهٔ جمال توامغزل شمارهٔ ۱۹۵۹دست و پا گم کردهٔ شوق تماشای توامغزل شمارهٔ ۱۹۶۰صورت خود ز تو نشناخته‌امغزل شمارهٔ ۱۹۶۱بیدست و پا به خاک ادب نقش بسته‌امغزل شمارهٔ ۱۹۶۲نیرنگ جلوه‌ای‌که به دل نقش بسته‌امغزل شمارهٔ ۱۹۶۳باز بر خود تهمت عیشی چو بلبل بسته‌امغزل شمارهٔ ۱۹۶۴با هیچکس حدیث نگفتن نگفته‌امغزل شمارهٔ ۱۹۶۵در راه عشق توشهٔ امنی نبرده‌امغزل شمارهٔ ۱۹۶۶هستی نیاز دیده نمناک کرده‌امغزل شمارهٔ ۱۹۶۷شمعی از وحشت نگاهی انجمن گم کرده‌امغزل شمارهٔ ۱۹۶۸نورِ جان در ظلمت‌آبادِ بدن گم کرده‌امغزل شمارهٔ ۱۹۶۹زان بهار ناز حیرانم چه سامان کرده‌امغزل شمارهٔ ۱۹۷۰دیدهٔ مشتاقی از هر مو به بار آورده‌امغزل شمارهٔ ۱۹۷۱به صد غبار درین دشت مبتلا شده‌امغزل شمارهٔ ۱۹۷۲پاکم از رنگ هوس تا به سجود آمده‌امغزل شمارهٔ ۱۹۷۳ازکتاب آرزو بابی دگر نگشوده‌امغزل شمارهٔ ۱۹۷۴بسکه بی روی تو لبریز ندامت بوده‌امغزل شمارهٔ ۱۹۷۵بی ‌تو در هر جا جنون جوش ندامت بوده‌امغزل شمارهٔ ۱۹۷۶برق حسنی در نظر دارم به خود پیچیده‌امغزل شمارهٔ ۱۹۷۷چون تپش در دل نفس دزدیده‌امغزل شمارهٔ ۱۹۷۸حرف داغی لاله‌سان زبر زبان دزدیده‌امغزل شمارهٔ ۱۹۷۹عافیتها در مزاج پرفشان دزدیده‌امغزل شمارهٔ ۱۹۸۰سینه چاک یک جهان گرد هوس بالیده‌امغزل شمارهٔ ۱۹۸۱سر اگر بر آسمان یا بر زمین مالیده‌امغزل شمارهٔ ۱۹۸۲بسکه نیرنگت قدح چیده‌ست در اندیشه‌امغزل شمارهٔ ۱۹۸۳بیخودی ننهفت اسرار دل غم پیشه‌امغزل شمارهٔ ۱۹۸۴از جراحت‌زار دل چیده‌ست دامان ناله‌امغزل شمارهٔ ۱۹۸۵در جنون گر نگسلد پیمان فرمان ناله‌امغزل شمارهٔ ۱۹۸۶دوش چون نی سطر دردی می‌چکید از خامه‌امغزل شمارهٔ ۱۹۸۷قصهٔ دیوانگان دارد سراسر نامه‌امغزل شمارهٔ ۱۹۸۸از خیالت وحشت‌اندوز دل بی‌کینه‌امغزل شمارهٔ ۱۹۸۹اشک شمعی بود یک عمر آبیار دانه‌امغزل شمارهٔ ۱۹۹۰برگ خودداری مجویید از دل دیوانه‌امغزل شمارهٔ ۱۹۹۱تا دچار نازکرد آن نرگس مستانه‌امغزل شمارهٔ ۱۹۹۲شور آفاق است جوشی از دل دیوانه‌امغزل شمارهٔ ۱۹۹۳عمری‌ست چون نفس به تپیدن فسانه‌امغزل شمارهٔ ۱۹۹۴فهم حقیقت من و ما را بهانه‌امغزل شمارهٔ ۱۹۹۵می‌دهد زیب عمارت از خرابی خانه‌امغزل شمارهٔ ۱۹۹۶سر خط نازیست امشب زخمهای سینه‌امغزل شمارهٔ ۱۹۹۷مرده‌ام اما همان خجلت طراز هستی‌امغزل شمارهٔ ۱۹۹۸یاد من کردی به سامان‌گشت ناز هستی‌امغزل شمارهٔ ۱۹۹۹با همه سرسبزی از سامان قدرت عاری‌امغزل شمارهٔ ۲۰۰۰رفتم ز خویش و یاد نگاهیست حالی‌امغزل شمارهٔ ۲۰۰۱تا کجا بوس کف پایت شود ارزانی‌امغزل شمارهٔ ۲۰۰۲تو کریم مطلق و من گدا چه کنی جز این‌که بخوانی‌امغزل شمارهٔ ۲۰۰۳آنی که بی تو من همه جا بی ‌سخن نی‌امغزل شمارهٔ ۲۰۰۴نبری گمان فسردگی به غبار بی‌سروپایی‌امغزل شمارهٔ ۲۰۰۵بی حوصلگی‌کرد درین بزم ‌کبابمغزل شمارهٔ ۲۰۰۶شب ‌گردش چشمت قدحی داد به خوابمغزل شمارهٔ ۲۰۰۷ندارد آنقدر قطع از جهان غفلت اسبابمغزل شمارهٔ ۲۰۰۸از بسکه چون نگه زتحیر لبالبمغزل شمارهٔ ۲۰۰۹یک چشم حیرت است زسرتا به پا لبمغزل شمارهٔ ۲۰۱۰تأخیر ندارد خط فرمان نجاتمغزل شمارهٔ ۲۰۱۱مشت عرق ز جبهه به هر باب ریختمغزل شمارهٔ ۲۰۱۲خاکم به سر که بی تو به ‌گلشن نسوختمغزل شمارهٔ ۲۰۱۳به سعی ضعف ‌گرفتم ز دام خویش نجستمغزل شمارهٔ ۲۰۱۴چو گوهر آخر از تجرید نقش مدعا بستمغزل شمارهٔ ۲۰۱۵جولان جنون آخر بر عجز رسا بستمغزل شمارهٔ ۲۰۱۶حضور معنی‌ام‌ گم گشت تا دل بر صور بستمغزل شمارهٔ ۲۰۱۷به عشقت‌ گر همه یک داغ سامان بود در دستمغزل شمارهٔ ۲۰۱۸شب از یاد خطت سر رشتهٔ جان بود در دستمغزل شمارهٔ ۲۰۱۹بر یار اگر پیام دل تنگ می‌فرستمغزل شمارهٔ ۲۰۲۰شب جوش بهاری به دل تنگ شکستمغزل شمارهٔ ۲۰۲۱هرگه به برگ و ساز معیشت‌ گریستمغزل شمارهٔ ۲۰۲۲از هوس چون شمع‌گر سر بر هوا برداشتمغزل شمارهٔ ۲۰۲۳کاش یک نم‌ گردش چشم تری می‌داشتمغزل شمارهٔ ۲۰۲۴ز خود تهی شدم از عالم خراب‌گذشتمغزل شمارهٔ ۲۰۲۵به جستجوی خود از سعی بی ‌دماغ ‌گذشتمغزل شمارهٔ ۲۰۲۶شبی مشتاق رنگ ‌آمیزی تصویر دل ‌گشتمغزل شمارهٔ ۲۰۲۷به تحریک نقابش گر شود مایل سر انگشتمغزل شمارهٔ ۲۰۲۸به فقر آخر سر و برگ فنای خویشتن‌ گشتمغزل شمارهٔ ۲۰۲۹کو جهد که چون بوی‌ گل از هوش خود افتمغزل شمارهٔ ۲۰۳۰کی در قفس و دام هوا و هوس افتمغزل شمارهٔ ۲۰۳۱کو شور دماغی ‌که به سودای تو افتمغزل شمارهٔ ۲۰۳۲شب‌که عبرت را دلیل این شبستان یافتمغزل شمارهٔ ۲۰۳۳آرزو بیتاب شد ساز بیانی یافتمغزل شمارهٔ ۲۰۳۴چون آینه چندان به برش تنگ گرفتمغزل شمارهٔ ۲۰۳۵به دل‌ گردی ز هستی یافتم از خویشتن رفتمغزل شمارهٔ ۲۰۳۶تحیر مطلعی سرزد چو صبح‌ از خویشتن رفتمغزل شمارهٔ ۲۰۳۷دوش ‌گستاخ به نظارهٔ جانان رفتمغزل شمارهٔ ۲۰۳۸تا به در یوزهٔ راحت طلبیدن رفتمغزل شمارهٔ ۲۰۳۹گر به پرواز و گر از سعی تپیدن رفتمغزل شمارهٔ ۲۰۴۰شب از رویت سخنهایی بهار اندوده می‌گفتمغزل شمارهٔ ۲۰۴۱چون شمع می‌روم ز خود و شعله قامتمغزل شمارهٔ ۲۰۴۲چنین‌کز گردش چشم تو می‌آید به جان انجمغزل شمارهٔ ۲۰۴۳ز خورشید جمالش تا عرق سازد عیان انجمغزل شمارهٔ ۲۰۴۴کند هر جا عرق ز آن ماه تابان‌ گلفشان انجمغزل شمارهٔ ۲۰۴۵شب بزم خیالی به دل سوخته چیدمغزل شمارهٔ ۲۰۴۶نیست در میدان عبرت باکی از نیک و بدمغزل شمارهٔ ۲۰۴۷ازین حسرت قفس روزی دو مپسندید آزادمغزل شمارهٔ ۲۰۴۸چشمش افکنده طرح بیدادمغزل شمارهٔ ۲۰۴۹قیامت می‌کند حسرت مپرس از طبع نا شادمغزل شمارهٔ ۲۰۵۰ای دلت حسرت‌ کمین انتخاب صبحدمغزل شمارهٔ ۲۰۵۱می‌رسد گویند باز آن آفتاب صبحدمغزل شمارهٔ ۲۰۵۲دلبر شد و من پا به دلِ سخت فشردمغزل شمارهٔ ۲۰۵۳ز دست عافیت داغم سپند یأس پروردمغزل شمارهٔ ۲۰۵۴نگه واری بس است از جیب عبرت سر برآوردمغزل شمارهٔ ۲۰۵۵زین باغْ هم‌چو شبنم رنجِ خیال بُردمغزل شمارهٔ ۲۰۵۶شبی سیر خیال نقش پای دلربا کردمغزل شمارهٔ ۲۰۵۷نه دنیا دیدم و نی سوی عقبا چشم وا کردمغزل شمارهٔ ۲۰۵۸عبث خود را چو آتش تهمت آلود غضب کردمغزل شمارهٔ ۲۰۵۹نه عبادت‌، نه ریاضت کردمغزل شمارهٔ ۲۰۶۰هنرها عرضه دادم با صفای دل حسد کردمغزل شمارهٔ ۲۰۶۱من خاکسار گردن ز کجا بلند کردمغزل شمارهٔ ۲۰۶۲چون شمع روزگاری با شعله سازکردمغزل شمارهٔ ۲۰۶۳شب چشم امتیازی بر خویش باز کردمغزل شمارهٔ ۲۰۶۴ز علم و عمل نکته‌ها گوش‌ کردمغزل شمارهٔ ۲۰۶۵چو شبنم تا نقاب اعتبار خویش شق‌ کردمغزل شمارهٔ ۲۰۶۶ز تحقیق نقوش لوح امکان رفع شک کردمغزل شمارهٔ ۲۰۶۷مژه خواباندم و دل را به جمعیت علم کردمغزل شمارهٔ ۲۰۶۸وداع دورگرد عرضهٔ آرام رم کردمغزل شمارهٔ ۲۰۶۹گذشت عمر و شکست دل آشکار نکردمغزل شمارهٔ ۲۰۷۰خود را به عیش امکان پر متهم نکردمغزل شمارهٔ ۲۰۷۱گهی بر صبح پیچیدم‌ گهی با گل جنون‌ کردمغزل شمارهٔ ۲۰۷۲از هر طلبی پیش ندامت‌گله‌کردمغزل شمارهٔ ۲۰۷۳گر چراغ ازنفس سوخته بر می‌کردمغزل شمارهٔ ۲۰۷۴تو می‌رفتی و من شور قیامت ساز می‌کردمغزل شمارهٔ ۲۰۷۵خوشا ذوقی‌ که از دل عقده‌ای‌ گر باز می‌کردمغزل شمارهٔ ۲۰۷۶دمی چون شمع‌ گر جیب تغافل چاک می‌کردمغزل شمارهٔ ۲۰۷۷شب‌ که در حسرت دیدار کمین می‌کردمغزل شمارهٔ ۲۰۷۸گر لبی را به هوس ناله‌کمین می‌کردمغزل شمارهٔ ۲۰۷۹کف خاکم چسان مقبول جست‌وجوی او گردمغزل شمارهٔ ۲۰۸۰چو شمع از انفعال آگهی بیتاب می‌گردمغزل شمارهٔ ۲۰۸۱نفسی چند جدا از نظرت می‌گردمغزل شمارهٔ ۲۰۸۲نه بر صحرا نظر دارم نه در گلزار می‌گردمغزل شمارهٔ ۲۰۸۳کف خاکستری می‌جوشم ازخود پاک می‌گردمغزل شمارهٔ ۲۰۸۴بیخودی‌ کردم ز حسن بی حجارش سر زدمغزل شمارهٔ ۲۰۸۵چشم وا کردم به چندین رنگ و بو ساغر زدمغزل شمارهٔ ۲۰۸۶دوش کز سیر بهار سوختن سر بر زدمغزل شمارهٔ ۲۰۸۷رفتم از خویش و به بزم جلوه‌اش لنگر زدمغزل شمارهٔ ۲۰۸۸پر نفس می‌سوخت ما و من ز غیرت تن زدمغزل شمارهٔ ۲۰۸۹امشب ان مست ناز می‌رسدمغزل شمارهٔ ۲۰۹۰نه تعین نه ناز می‌رسدمغزل شمارهٔ ۲۰۹۱آرزویی در گره بستم دُری یکتا شدمغزل شمارهٔ ۲۰۹۲بالی از آزادی افشاندم قفس پیما شدمغزل شمارهٔ ۲۰۹۳چون حباب آن دم که سیر آهنگ این دریا شدمغزل شمارهٔ ۲۰۹۴زبن باغ تا ستمکش نشو و نما شدمغزل شمارهٔ ۲۰۹۵حیف سازت‌ که منش پردهٔ آهنگ شدمغزل شمارهٔ ۲۰۹۶خاک بودم آب گشتم‌ گِل شدمغزل شمارهٔ ۲۰۹۷کام از جهان گرفتم و ناکام هم شدمغزل شمارهٔ ۲۰۹۸در گلستانی که محو آن‌ گل خودرو شدمغزل شمارهٔ ۲۰۹۹باغ هستی نیست جز رنگی‌ که‌ گرداند عدمغزل شمارهٔ ۲۱۰۰با صد حضور باز طلبکارت آمدمغزل شمارهٔ ۲۱۰۱دور از آن در چند در هر دشت و در گرداندمغزل شمارهٔ ۲۱۰۲سحر ز شرم رخت مطلعی به تاب رساندمغزل شمارهٔ ۲۱۰۳شباب رفت و من از یأس مبتلا ماندمغزل شمارهٔ ۲۱۰۴ندارم رشتهٔ دیگر که آیین طلب بندمغزل شمارهٔ ۲۱۰۵به یاد نرگس او هر طرف احرام می‌بندمغزل شمارهٔ ۲۱۰۶چو بوی‌گل به نظرها نقاب نگشودمغزل شمارهٔ ۲۱۰۷زا‌ن ناله‌ که شب بی ‌رخت افراخته بودمغزل شمارهٔ ۲۱۰۸به باغی که چون صبح خندیده بودمغزل شمارهٔ ۲۱۰۹شبی کز خیال تو گل چیده بودمغزل شمارهٔ ۲۱۱۰صد بیابان جنون آن طرف هوش خودمغزل شمارهٔ ۲۱۱۱نالهٔ عجز نوای لب خاموش خودمغزل شمارهٔ ۲۱۱۲تحیر آینهٔ عالم مثال خودمغزل شمارهٔ ۲۱۱۳گاه خرد جوهرم‌، گاه جنون خودمغزل شمارهٔ ۲۱۱۴گرنه شرابم چرا ساقی خون خودمغزل شمارهٔ ۲۱۱۵از قاصد دلبر خبر دل طلبیدمغزل شمارهٔ ۲۱۱۶درین‌ گلشن نه بویی دیدم و نی‌ رنگ فهمیدمغزل شمارهٔ ۲۱۱۷سر تمنای پایبوسی به هر در و دشت می‌کشیدمغزل شمارهٔ ۲۱۱۸سحر کیفیت دیدار از ایینه پرسیدمغزل شمارهٔ ۲۱۱۹به سودای هوس عمری درین بازارگردیدمغزل شمارهٔ ۲۱۲۰به صد وحشت رفیق آه بی تاثیر گردیدمغزل شمارهٔ ۲۱۲۱ز خودداری چو موج گوهر آخر سنگ گردیدمغزل شمارهٔ ۲۱۲۲تا درتن باغ‌گل افشان نموگردیدمغزل شمارهٔ ۲۱۲۳شب که آیینهٔ آن آینه‌رو گردیدمغزل شمارهٔ ۲۱۲۴هزار آینه با خود دچار کردم و دیدمغزل شمارهٔ ۲۱۲۵خون خوردم و زین باغ به رنگی نرسیدمغزل شمارهٔ ۲۱۲۶بسکه چون طاوو‌س‌، پیچیده‌ست مستی در سرمغزل شمارهٔ ۲۱۲۷بس که در هجر تو فرسود از ضعیفی پیکرمغزل شمارهٔ ۲۱۲۸سرمه شد آخر به خواب بی‌خودیها پیکرمغزل شمارهٔ ۲۱۲۹شعلهٔ بی‌طاقتی افسرده در خاکسترمغزل شمارهٔ ۲۱۳۰گر از سایه یک نقش پا برترمغزل شمارهٔ ۲۱۳۱محو دلم مپرس ز تحقیق عنصرمغزل شمارهٔ ۲۱۳۲همچو آیینه تحیر سفرمغزل شمارهٔ ۲۱۳۳همچو شمع از خویش بر اندازِ وحشت برترمغزل شمارهٔ ۲۱۳۴هیهات تا که از نظرم رفت دلبرمغزل شمارهٔ ۲۱۳۵بر خموشی زده‌ام فکر خروشی دارمغزل شمارهٔ ۲۱۳۶به زور شعلهٔ آواز حسرت‌ گرم رفتارمغزل شمارهٔ ۲۱۳۷به هوس چون پر طاووس چمنها دارمغزل شمارهٔ ۲۱۳۸بیکس شهیدم خون هم ندارمغزل شمارهٔ ۲۱۳۹جز سوختن به یادت مشقی دگر ندارمغزل شمارهٔ ۲۱۴۰حباب‌وارکه کرد اینقدرگرفتارمغزل شمارهٔ ۲۱۴۱دل با تو سفرکرد و تهی ماند کنارمغزل شمارهٔ ۲۱۴۲ز بس لبریز حسرت دارد امشب شوق دیدارمغزل شمارهٔ ۲۱۴۳زخمی به دل از دست نگارین تو دارمغزل شمارهٔ ۲۱۴۴فسرده در غبار دهر چون آیینه زنگارمغزل شمارهٔ ۲۱۴۵ازین صحرای بی‌حاصل دگر با خود چه بردارمغزل شمارهٔ ۲۱۴۶خیال آن مژه عمریست در نظر دارمغزل شمارهٔ ۲۱۴۷ز سور و ماتم این انجمنهاکی خبر دارمغزل شمارهٔ ۲۱۴۸فغان‌ گل می‌کند هرگه به ‌وحشت‌ گام بردارمغزل شمارهٔ ۲۱۴۹عروج همتی در کار دارمغزل شمارهٔ ۲۱۵۰سرشک بیخودم عیش می ناب دگر دارمغزل شمارهٔ ۲۱۵۱چو اشک امشب به ساغر بادهٔ نابی دگر دارمغزل شمارهٔ ۲۱۵۲به دشت بیخودی آوازهٔ شوق جرس دارمغزل شمارهٔ ۲۱۵۳پر افشانم چو صبح اما گرفتاری هوس دارمغزل شمارهٔ ۲۱۵۴درین حیرتسرا عمریست افسون جرس دارمغزل شمارهٔ ۲۱۵۵می‌پرست ایجادم نشئهٔ ازل دارمغزل شمارهٔ ۲۱۵۶به حسرت غنچه‌ام یعنی به دلتنگی وطن دارمغزل شمارهٔ ۲۱۵۷مقیم وحدتم هر چند در کثرت وطن دارمغزل شمارهٔ ۲۱۵۸به رنگ شمع ممکن نیست سوز دل نهان دارمغزل شمارهٔ ۲۱۵۹در آن محفل‌ که‌ام من تا بگویم این و آن دارمغزل شمارهٔ ۲۱۶۰عمری‌ست ز اسباب غنا هیچ ندارمغزل شمارهٔ ۲۱۶۱می‌ام به‌ ساغر اگر خشک شد خمار ندارمغزل شمارهٔ ۲۱۶۲عبرت انجمن جایی‌ست مأمنی که من دارمغزل شمارهٔ ۲۱۶۳مپرسید از معاش خنده عنوانی‌ که من دارمغزل شمارهٔ ۲۱۶۴ببین به ساز و مپرس از ترانه‌ای‌ که ندارمغزل شمارهٔ ۲۱۶۵چو سایه خاک به سر داغم از غمی‌ که ندارمغزل شمارهٔ ۲۱۶۶به هستی از اثر اعتبار مایه ندارمغزل شمارهٔ ۲۱۶۷خاموشم و بیتابی فریاد تو دارمغزل شمارهٔ ۲۱۶۸شبی‌که بی‌توجهان را به یاس تنگ برآرمغزل شمارهٔ ۲۱۶۹غبار یأسم به هر تپیدن هزار بیداد می‌نگارمغزل شمارهٔ ۲۱۷۰مسلمان‌ گشتم و هیچ از میان نگسست زنارمغزل شمارهٔ ۲۱۷۱من درین بحر، نه‌ کشتی نه‌ کدو می‌آرمغزل شمارهٔ ۲۱۷۲بر آسمان رسانم و گر بر هوا برمغزل شمارهٔ ۲۱۷۳بر ندارد شوخی از طبع ادب تخمیر شرمغزل شمارهٔ ۲۱۷۴ز دشت بیخودی می‌آیم از وضع ادب دورمغزل شمارهٔ ۲۱۷۵شعورت خواه مستم وانماید خواه مخمورمغزل شمارهٔ ۲۱۷۶نی سر تعمیر دل دارم نه تن می‌پرورمغزل شمارهٔ ۲۱۷۷چه حاجتست به بند گران تدبیرمغزل شمارهٔ ۲۱۷۸چه نیرنگست یارب در تماشاگاه تسخیرمغزل شمارهٔ ۲۱۷۹ز بس ضعیف مزاج جهان تدبیرمغزل شمارهٔ ۲۱۸۰نمی‌باشد تهی یک پرده از آهنگ تسخیرمغزل شمارهٔ ۲۱۸۱چه دولت است که من نامت از ادب گیرمغزل شمارهٔ ۲۱۸۲ز سودای چشم تو تا کام ‌گیرمغزل شمارهٔ ۲۱۸۳چو ماه نو به چندین حسرت از خود کام می‌گیرمغزل شمارهٔ ۲۱۸۴سراغ عیش ز عمر نمانده می‌گیرمغزل شمارهٔ ۲۱۸۵اگر ساقی ز موجِ باده بندد رشتهٔ سازمغزل شمارهٔ ۲۱۸۶حیرت دمد از شوخی گل کردن رازمغزل شمارهٔ ۲۱۸۷ز بال نارسا بر خویش پیچیده است پروازمغزل شمارهٔ ۲۱۸۸ز فیض‌ ناتوانی مصرعی در خلق ممتازمغزل شمارهٔ ۲۱۸۹به حیرت خویش را بیگانهٔ ادراک می‌سازمغزل شمارهٔ ۲۱۹۰به ذوق جستجویت جیب هستی چاک می‌سازمغزل شمارهٔ ۲۱۹۱نفس را بعد ازین در سوختن افسانه می‌سازمغزل شمارهٔ ۲۱۹۲چو سرو از ناز بر جوی حیا بالیدنت نازمغزل شمارهٔ ۲۱۹۳زرنگ ناز چون گل بزم عشرت چیدنت نازمغزل شمارهٔ ۲۱۹۴قیامت‌ کرد گل در پیرهن بالیدنت نازمغزل شمارهٔ ۲۱۹۵به لب حرف طلب دزدم به دل شور هوس سوزمغزل شمارهٔ ۲۱۹۶شرار سنگم و در فکر کار خویش می‌سوزمغزل شمارهٔ ۲۱۹۷آمد ز گلشن ناز آن جوهر تبسمغزل شمارهٔ ۲۱۹۸واکرد صبح آهی بر دل در تبسمغزل شمارهٔ ۲۱۹۹باز از جهان حسرت دیدار می‌رسمغزل شمارهٔ ۲۲۰۰از ضعف بسکه در همه جا دیر می‌رسمغزل شمارهٔ ۲۲۰۱تا نفس آب زندگیست هیچ به بو نمی‌رسمغزل شمارهٔ ۲۲۰۲چه‌سان با دوست درد و داغ چندین ساله بنویسمغزل شمارهٔ ۲۲۰۳ز چاک سینه آهی می‌نو‌بسمغزل شمارهٔ ۲۲۰۴جنون ذره‌ام در ساز وحشت سخت قلاشمغزل شمارهٔ ۲۲۰۵بی روی تو گر گریه به اندازه‌ کند چشمغزل شمارهٔ ۲۲۰۶تا دفتر حیرت ز رخش تازه کند چشمغزل شمارهٔ ۲۲۰۷تا جلوه‌ات پر افشاند از آشیانهٔ چشمغزل شمارهٔ ۲۲۰۸تا می ز جام همت بد مست می‌کشمغزل شمارهٔ ۲۲۰۹چون شمع زحمتی که به شبگیر می‌کشمغزل شمارهٔ ۲۲۱۰تیغ آهی بر صف اندوه امکان می‌کشمغزل شمارهٔ ۲۲۱۱به عرض جوهر طاقت درین محیط خموشمغزل شمارهٔ ۲۲۱۲جنون از بس قیامت ریخت بر آیینهٔ هوشمغزل شمارهٔ ۲۲۱۳چو دریا یک قلم موجست شوق بیخودی جوشمغزل شمارهٔ ۲۲۱۴ز بسکه حیرت دیدار برده است ز هوشمغزل شمارهٔ ۲۲۱۵ز بسکه شور جنون‌گشت برق‌کلبهٔ هوشمغزل شمارهٔ ۲۲۱۶ز فیض‌ گریهٔ سرشار افسردن فراموشمغزل شمارهٔ ۲۲۱۷زبن سجدهٔ خود دار تفاخر چه فروشمغزل شمارهٔ ۲۲۱۸گهی در شعله می‌غلتم گهی با آب می‌جوشمغزل شمارهٔ ۲۲۱۹ندانم مژدهٔ وصل‌ که شد برق افکن هوشمغزل شمارهٔ ۲۲۲۰نه مضمون نقش می‌بندم نه لفظ از پرده می‌جوشمغزل شمارهٔ ۲۲۲۱در عالم حق شهرت باطل چه فروشمغزل شمارهٔ ۲۲۲۲ز حرف راحت اسباب دنیا پنبه درگوشمغزل شمارهٔ ۲۲۲۳ندانم مژده آواز پای کیست در گوشمغزل شمارهٔ ۲۲۲۴قفای زانوی پیری مقیم خلوت خویشمغزل شمارهٔ ۲۲۲۵چراغ خامشم حسرت نگاه محفل خویشمغزل شمارهٔ ۲۲۲۶چنین آفت نصیب از طبع راحت دشمن خویشمغزل شمارهٔ ۲۲۲۷غبار عجز پروازی مقیم دامن خویشمغزل شمارهٔ ۲۲۲۸نه گر‌دون بلندی نی زمین پستی خویشمغزل شمارهٔ ۲۲۲۹در مکتب تأمل فارغ ز صوت و حرفمغزل شمارهٔ ۲۲۳۰به صدگردون تسلسل بست دور ساغر عشقمغزل شمارهٔ ۲۲۳۱از شوق تو ای شمع طرب بعد هلاکمغزل شمارهٔ ۲۲۳۲در حسرت ‌آن شمع طرب بعد هلاکمغزل شمارهٔ ۲۲۳۳دو روزی گو به خون گل کرده باشد چشم نمناکمغزل شمارهٔ ۲۲۳۴زین ‌گریه اگر باد برد حاصل خاکمغزل شمارهٔ ۲۲۳۵از کجا وهم دو رنگی به قدح ریخته بنگمغزل شمارهٔ ۲۲۳۶به اقبال حضورت صد گلستان عیش در چنگمغزل شمارهٔ ۲۲۳۷به رنگ‌گلشن ازفیض حضورت عشرت آهنگمغزل شمارهٔ ۲۲۳۸چکیدنهای اشکم یا شکست شیشهٔ رنگمغزل شمارهٔ ۲۲۳۹چمن طراز شکوه جهان نیرنگمغزل شمارهٔ ۲۲۴۰ز بس گرد وحشت گرفته است تنگمغزل شمارهٔ ۲۲۴۱نمی‌دانم هجوم آباد سودای چه نیرنگمغزل شمارهٔ ۲۲۴۲مزرع تسلیم ادب حاصلمغزل شمارهٔ ۲۲۴۳ننمود غنچه‌ات آنقدر ادب اقتضای تاملمغزل شمارهٔ ۲۲۴۴بی شبههٔ تحقیق نه شخصم نه مثالمغزل شمارهٔ ۲۲۴۵تحیر سوخت پروازم فسردن کرد پامالمغزل شمارهٔ ۲۲۴۶ز بس صرف ادب پیمایی عجز است احوالمغزل شمارهٔ ۲۲۴۷عمری‌ست قیامتکدهٔ گردش حالمغزل شمارهٔ ۲۲۴۸بعد کشتن نیز پنهان نیست داغ بسملمغزل شمارهٔ ۲۲۴۹به این طاقت نمی‌دانم چه خواهد بود انجاممغزل شمارهٔ ۲۲۵۰چنین ز شرم‌ که‌ گردید سرنگون جاممغزل شمارهٔ ۲۲۵۱دوری بزمت در غم‌ و شادی، ‌گر کند این می قسمت جاممغزل شمارهٔ ۲۲۵۲نشد از سعی تمکین وحشتی آسودگی راممغزل شمارهٔ ۲۲۵۳چندین مژه بنشست رگ خواب به چشممغزل شمارهٔ ۲۲۵۴از عزت و خواری نه امید است نه بیممغزل شمارهٔ ۲۲۵۵شکوه فقر ملک بی‌نیازی‌ کرد تسلیممغزل شمارهٔ ۲۲۵۶تا کی ستم‌ کند سر بی‌مغز بر تنمغزل شمارهٔ ۲۲۵۷در تجرد تهمتی دیگر ندوزی بر تنمغزل شمارهٔ ۲۲۵۸دیده‌ای داری چه می‌پرسی ز جیب و دامنمغزل شمارهٔ ۲۲۵۹شرار کاغذ فرصت کمینمغزل شمارهٔ ۲۲۶۰برون دل نتوان یافت‌ گرد جولانمغزل شمارهٔ ۲۲۶۱به سودای بهار جلوه‌ات عمریست‌گریانمغزل شمارهٔ ۲۲۶۲به نقش سخت رویی‌های مردم بس‌که حیرانمغزل شمارهٔ ۲۲۶۳ز صد ابرام بیش است انفعال چشم حیرانمغزل شمارهٔ ۲۲۶۴نی قابل سودم نه سزاوار زیانمغزل شمارهٔ ۲۲۶۵هر چند درین مرحله بی تاب و توانمغزل شمارهٔ ۲۲۶۶باز دل مست نوایی‌ست که من می‌دانمغزل شمارهٔ ۲۲۶۷دلیل کاروان اشکم آه سرد رامانمغزل شمارهٔ ۲۲۶۸نه فکر غنچه نی اندیشهٔ ‌گل می‌کند شبنمغزل شمارهٔ ۲۲۶۹اگردریا نگیرد خرده بر بیش و کم شبنمغزل شمارهٔ ۲۲۷۰دل را به یاد روی کسی یاد می‌کنمغزل شمارهٔ ۲۲۷۱آمدم طرح بهار تازه‌ای انشا کنمغزل شمارهٔ ۲۲۷۲وحشتی‌ کو تا وداع اینهمه غوغا کنمغزل شمارهٔ ۲۲۷۳چون سپند اظهار مطلب ازکجا پیداکنمغزل شمارهٔ ۲۲۷۴کو فضایی که نفس را ز دل آزاد کنمغزل شمارهٔ ۲۲۷۵باده ندارم که به ساغرکنمغزل شمارهٔ ۲۲۷۶به‌کمین دعوی هستی‌ام‌ که چو شمعش از نظر افکنمغزل شمارهٔ ۲۲۷۷بعد ازین از صحبت این دیو مردم رم کنمغزل شمارهٔ ۲۲۷۸زان پری چون شیشه تا کی شکوه‌ای خالی‌ کنمغزل شمارهٔ ۲۲۷۹ای طرب وجدی که باز آغوش گل وامی‌کنمغزل شمارهٔ ۲۲۸۰بعد ازین در گوشهٔ دل چون نفس جا می‌کنمغزل شمارهٔ ۲۲۸۱گاهی به ناله‌ گه به تپش ‌گرد می‌کنمغزل شمارهٔ ۲۲۸۲شمع‌سان چشمی ‌کز اشکِ آتشین تر می‌کنمغزل شمارهٔ ۲۲۸۳چیزی از خود هر قدم زیر قدم‌ گم می‌کنمغزل شمارهٔ ۲۲۸۴چون شرار کاغذ امشب عیش خرمن می‌کنمغزل شمارهٔ ۲۲۸۵بس که در شغل ندامت روز و شب جان می‌کنمغزل شمارهٔ ۲۲۸۶زندگی را از قد خم عبرت آگه می‌کنمغزل شمارهٔ ۲۲۸۷دل را به مستی از من و ما ساده می‌کنمغزل شمارهٔ ۲۲۸۸دعوت تنزیه حسن بی‌مثالی می‌کنمغزل شمارهٔ ۲۲۸۹صفحهٔ هستی شرر تاراج آهی می‌کنمغزل شمارهٔ ۲۲۹۰باز بیتابانه ایجاد نوایی می‌کنمغزل شمارهٔ ۲۲۹۱عمرها شد از ادب موج گهر در دامنمغزل شمارهٔ ۲۲۹۲ادب سرشتهٔ عجزم مپرس از آیینمغزل شمارهٔ ۲۲۹۳بی دستگاهیی بود چون شمع در کمینمغزل شمارهٔ ۲۲۹۴ز نور عالم امکان گر انتخاب گزینمغزل شمارهٔ ۲۲۹۵تا چند ز غفلت طرب اندیش نشینمغزل شمارهٔ ۲۲۹۶کر شدم تا چند شور حق و باطل بشنومغزل شمارهٔ ۲۲۹۷از انفعال عشرت موهوم آگهمغزل شمارهٔ ۲۲۹۸پرواز بی نشانی دارد دماغ جاهمغزل شمارهٔ ۲۲۹۹به هر طرف‌ که هوای سفر شکست‌ کلاهمغزل شمارهٔ ۲۳۰۰چون خامه از ضعیفی افلاک دستگاهمغزل شمارهٔ ۲۳۰۱صید کمند شوقی‌ست از مهر تا به ما همغزل شمارهٔ ۲۳۰۲کباب عافیتم بیدماغ افسر جاهمغزل شمارهٔ ۲۳۰۳وقت است‌کنیم‌گریه با همغزل شمارهٔ ۲۳۰۴ز دل چون غنچه یک چاک‌ گریبانگیر می‌خواهمغزل شمارهٔ ۲۳۰۵شب وصل است از بخت اندکی توقیر می‌خواهمغزل شمارهٔ ۲۳۰۶آه دود آخته‌ای می‌خواهمغزل شمارهٔ ۲۳۰۷ای نرگست حیاکدهٔ صلح و جنگ همغزل شمارهٔ ۲۳۰۸در جیب غنچه بوی بهار است و رنگ همغزل شمارهٔ ۲۳۰۹خوشا عهدی‌ که غم‌ کوس تسلی می‌زد و دل همغزل شمارهٔ ۲۳۱۰نه تنها ناامید وصل یارم دورم از دل همغزل شمارهٔ ۲۳۱۱سر خوش آن نرگس مستانه‌ایمغزل شمارهٔ ۲۳۱۲منم آن نشئهٔ فطرت‌ که خمستان قدیمغزل شمارهٔ ۲۳۱۳نه خط شناس امیدم نه درس محرم بیمغزل شمارهٔ ۲۳۱۴به رنگ خامه ز بس ناتوانی اجزایمغزل شمارهٔ ۲۳۱۵پروانه شوم یا پر طاووس گشایمغزل شمارهٔ ۲۳۱۶تا حسرت سر منزل او برد ز جایمغزل شمارهٔ ۲۳۱۷نه وحدت سرایم نه‌کثرت نوایمغزل شمارهٔ ۲۳۱۸با عشق نه نامیست نه ننگم‌ که برآیمغزل شمارهٔ ۲۳۱۹رنگ پر ریختهٔ الفت گلزار توایمغزل شمارهٔ ۲۳۲۰چون سبحه یک دو روز که با هم نشسته‌ایمغزل شمارهٔ ۲۳۲۱بر سینه داغ‌های تمنا نوشته‌ایمغزل شمارهٔ ۲۳۲۲سطری اگر ز وضع جهان وانوشته‌ایمغزل شمارهٔ ۲۳۲۳چون قلم راه تجرد بس‌که تنها رفته‌ایمغزل شمارهٔ ۲۳۲۴گر در هوای او قدمی پیش رفته‌ایمغزل شمارهٔ ۲۳۲۵چون غنچه در خیال تو هرگاه رفته‌ایمغزل شمارهٔ ۲۳۲۶یکدم آسایش به صد ابرام پیدا کرده‌ایمغزل شمارهٔ ۲۳۲۷دیدهٔ انتظار را دام امید کرده‌ایمغزل شمارهٔ ۲۳۲۸با کف خاکستری سودای اخگر کرده‌ایمغزل شمارهٔ ۲۳۲۹دور هستی پیش از گامی تمامش کرده‌ایمغزل شمارهٔ ۲۳۳۰نشنیده حرف چند که ما گوش‌ کرده‌ایمغزل شمارهٔ ۲۳۳۱در جگر صد رنگ توفان ‌کرده‌ایمغزل شمارهٔ ۲۳۳۲نسخهٔ هیچیم‌، وهمی از عدم آورده‌ایمغزل شمارهٔ ۲۳۳۳صبح است و ما دماغ تمنا رسانده‌ایمغزل شمارهٔ ۲۳۳۴از زندگی به جز غم فردا نمانده‌ایمغزل شمارهٔ ۲۳۳۵زین صفر کز عدم در هستی گشوده‌ایمغزل شمارهٔ ۲۳۳۶یاران نه در چمن نه به‌باغی رسیده‌ایمغزل شمارهٔ ۲۳۳۷پایمالیم و فارغ ازگله‌ایمغزل شمارهٔ ۲۳۳۸به ذوق سجدهٔ باز از عدم گلباز می‌آیمغزل شمارهٔ ۲۳۳۹عمری‌ست در نظرها اشک عرق نقابیمغزل شمارهٔ ۲۳۴۰سایه‌وار از نارسایان جهان غربتیمغزل شمارهٔ ۲۳۴۱هیچ می‌دانی مآل خود چرا نشناختیمغزل شمارهٔ ۲۳۴۲حسرتی در دل نماند از بسکه ما واسوختیمغزل شمارهٔ ۲۳۴۳یاد آن فرصت‌ که ما هم عذر لنگی داشتیمغزل شمارهٔ ۲۳۴۴یاد آن فرصت‌ که عیش رایگانی داشتیمغزل شمارهٔ ۲۳۴۵جبههٔ فکر ز خجلت عرق افشان ‌کردیمغزل شمارهٔ ۲۳۴۶دیده را باز به دیدار که حیران کردیمغزل شمارهٔ ۲۳۴۷دوش‌کز دود جگر طرح شببشان‌کردیمغزل شمارهٔ ۲۳۴۸از چاک گریبان به دلی راه نکردیمغزل شمارهٔ ۲۳۴۹چشم پوشیدیم و برما و من استغنا زدیمغزل شمارهٔ ۲۳۵۰بی‌تکلف گرگدا گشتیم و گر سلطان شدیمغزل شمارهٔ ۲۳۵۱قابل بار امانتها مگو آسان شدیمغزل شمارهٔ ۲۳۵۲عشق هویی زد به صد مستی جنون باز آمدیمغزل شمارهٔ ۲۳۵۳فرصت‌کمین پرواز چون نالهٔ سپندیمغزل شمارهٔ ۲۳۵۴تا سایه صفت آینه از زنگ زدودیمغزل شمارهٔ ۲۳۵۵جز حیرت ازین مزرعه خرمن ننمودیمغزل شمارهٔ ۲۳۵۶خاک نمیم امروز دی محو یاد بودیمغزل شمارهٔ ۲۳۵۷درکارگاه تحقیق غیر از عدم نبودیمغزل شمارهٔ ۲۳۵۸جغد ویرانهٔ خیال خودیمغزل شمارهٔ ۲۳۵۹چون نگه عمریست داغ چشم حیران خودیمغزل شمارهٔ ۲۳۶۰خلوت‌پرست گوشهٔ حیرانی خودیمغزل شمارهٔ ۲۳۶۱عزت‌ کلاه بی سر و سامانی خودیمغزل شمارهٔ ۲۳۶۲سودیم سراپا و به پایی نرسیدیمغزل شمارهٔ ۲۳۶۳صد شکرکه جز عجز گیاهی ندمیدیمغزل شمارهٔ ۲۳۶۴برکاغذ آتش زده هر چند سواریمغزل شمارهٔ ۲۳۶۵عمرها شد عرق از هستی مبهم داریمغزل شمارهٔ ۲۳۶۶تا خامه‌وار خود را از سعی وا نداریمغزل شمارهٔ ۲۳۶۷تا چند به هر مرده و بیمار بگریمغزل شمارهٔ ۲۳۶۸وقت‌ست کنم شور جنون عام و بگریمغزل شمارهٔ ۲۳۶۹فریاد کز توهم نامحرم حضوریمغزل شمارهٔ ۲۳۷۰خیز کز درس دویی سر خط عاری گیریمغزل شمارهٔ ۲۳۷۱پیمانهٔ غناکدهٔ بی‌مثالیمغزل شمارهٔ ۲۳۷۲از کمال سرکشی عاجزترین عالمیمغزل شمارهٔ ۲۳۷۳بی شبهه نیست هستی از بسکه ناتوانیمغزل شمارهٔ ۲۳۷۴در رهت نا رفته از خود هر طرف سر می‌زنیمغزل شمارهٔ ۲۳۷۵صبح تمنا دمید، دل چمنستان ‌کنیمغزل شمارهٔ ۲۳۷۶به هرجا رفته‌ام از خویشتن راه تو می‌پویمغزل شمارهٔ ۲۳۷۷فسردن نیست ممکن دست بردارد ز پهلویمغزل شمارهٔ ۲۳۷۸نه لفظ از پرده می‌جوشد نه معنی می‌دهد رویمغزل شمارهٔ ۲۳۷۹به‌کنج نیستی عمریست جای خویش می‌جویمغزل شمارهٔ ۲۳۸۰شررواری ز فرصت رو نمای خویش می‌جویمغزل شمارهٔ ۲۳۸۱حرفم همه از مغز است از پوست نمی‌گویمغزل شمارهٔ ۲۳۸۲شکوهٔ اسباب چند، دل به رمیدن دهیمغزل شمارهٔ ۲۳۸۳اسمیم بی‌مسمی دیگر چه وانماییمغزل شمارهٔ ۲۳۸۴بیگانه وضعیم یا آشناییمغزل شمارهٔ ۲۳۸۵چون ‌کاغذ آتش‌زده مهمان بقاییمغزل شمارهٔ ۲۳۸۶دل حیرت آفرین است هر سو نظرگشاییمغزل شمارهٔ ۲۳۸۷عمری‌ست به‌صحرای طلب عجز دراییمغزل شمارهٔ ۲۳۸۸گر ما گوییم‌، ماکجاییمغزل شمارهٔ ۲۳۸۹شکست رنگ که بود آبیار این‌ گلشنغزل شمارهٔ ۲۳۹۰صفای دل به چراغ بقا دهد روغنغزل شمارهٔ ۲۳۹۱عمرها در پرده بود اسرار وهم ما و منغزل شمارهٔ ۲۳۹۲آخر از بار تعلق‌های اسباب جهانغزل شمارهٔ ۲۳۹۳بر آن سرم‌ کز جنون نمایم بلند و پست خیال یکسانغزل شمارهٔ ۲۳۹۴بسته‌ام چشم امید از الفت اهل جهانغزل شمارهٔ ۲۳۹۵بعد مردن از غبارم‌ کیست تا یابد نشانغزل شمارهٔ ۲۳۹۶تا بگذرم به صد سر و گردن ز آسمانغزل شمارهٔ ۲۳۹۷در شکوه صافدل ندهد رخصت زبانغزل شمارهٔ ۲۳۹۸زهی به شوخی بهار نازت شکسته رنگ غرور امکانغزل شمارهٔ ۲۳۹۹سخت جانی هرکجا آید به عرض امتحانغزل شمارهٔ ۲۴۰۰صورت اظهار معنی نیست محتاج بیانغزل شمارهٔ ۲۴۰۱گشاد چشمی نشد نصیبم به سیر نیرنگ این دبستانغزل شمارهٔ ۲۴۰۲وارستگی ز حسن دگر می‌دهد نشانغزل شمارهٔ ۲۴۰۳گرچه جز ذکرت نمی‌گنجد حدیثی در زبانغزل شمارهٔ ۲۴۰۴کرد حرف بی‌نشانم عالمی را تر زبانغزل شمارهٔ ۲۴۰۵ای التفات نام تو گیرایی زبانغزل شمارهٔ ۲۴۰۶تا کی غرور انجمن آرایی زبانغزل شمارهٔ ۲۴۰۷از سعی ما نیامد جز زور درگریبانغزل شمارهٔ ۲۴۰۸خداست حاصل خدمت‌ گزین درویشانغزل شمارهٔ ۲۴۰۹ازتب شوق‌ که دارد اینقدر تاب استخوانغزل شمارهٔ ۲۴۱۰عرقها دارد آن شمع حیا لیک از نظر پنهانغزل شمارهٔ ۲۴۱۱غرور خودنمایی تا کنیم از یکدگر پنهانغزل شمارهٔ ۲۴۱۲ای حاجتت دلیل به ادبار زیستنغزل شمارهٔ ۲۴۱۳سجدهٔ خواریست آب رو پی نان ریختنغزل شمارهٔ ۲۴۱۴سر به زیر تیغ و پا بر خار باید تاختنغزل شمارهٔ ۲۴۱۵می‌روم هر جا به ذوق عافیت اندوختنغزل شمارهٔ ۲۴۱۶ما و نگاه شرمگین از تک و تاز دوختنغزل شمارهٔ ۲۴۱۷تا تب عشق آتشم را داد سر در سوختنغزل شمارهٔ ۲۴۱۸کس چو شمع من نبوده‌ست آشنای سوختنغزل شمارهٔ ۲۴۱۹زان تغافل‌گر چرا ناشاد باید زیستنغزل شمارهٔ ۲۴۲۰گر به این ساز است دور از وصل جانان زیستنغزل شمارهٔ ۲۴۲۱آینهٔ وصل چیست‌، حیرتی آراستنغزل شمارهٔ ۲۴۲۲به وادیی که فروشد غبار ما ننشستنغزل شمارهٔ ۲۴۲۳صفا گل‌ کرده‌ای تا کی غبار رنگ نشکستن‌غزل شمارهٔ ۲۴۲۴خوش عشرت است دمبدم از غم‌گریستنغزل شمارهٔ ۲۴۲۵داغم ز ابر دیده به ‌شبنم گریستنغزل شمارهٔ ۲۴۲۶هر چند نیست بی‌سبب از غم‌گریستنغزل شمارهٔ ۲۴۲۷آگهی تا کی ‌کند روشن چراغ خویشتنغزل شمارهٔ ۲۴۲۸آفت است اینجا مباش ایمن ز سر برداشتنغزل شمارهٔ ۲۴۲۹تا به کی چون‌ شمع‌ باید تاج زر برداشتنغزل شمارهٔ ۲۴۳۰کار آسانی مدان تاج کمر برداشتنغزل شمارهٔ ۲۴۳۱پیرگشتم چند رنج آب وگل برداشتنغزل شمارهٔ ۲۴۳۲منفعل خلق را ناز صنم داشتنغزل شمارهٔ ۲۴۳۳پُر ملاف از جوهر باریک بینی داشتنغزل شمارهٔ ۲۴۳۴به خود داری فسردن گرم کردی جای بگذشتنغزل شمارهٔ ۲۴۳۵چو موج‌گوهر ازین بحر بی‌تعب نگذشتنغزل شمارهٔ ۲۴۳۶از جوا‌ن حسن سلوک پیر نتوان یافتنغزل شمارهٔ ۲۴۳۷عجز ما جولانگر تدبیر نتوان یافتنغزل شمارهٔ ۲۴۳۸بر خط ترک طلب گر راه خواهی یافتنغزل شمارهٔ ۲۴۳۹از نالهٔ دل ما تا کی رمیده رفتنغزل شمارهٔ ۲۴۴۰یاد ابروی کجی زد به دل ما ناخنغزل شمارهٔ ۲۴۴۱اشکم ز بی‌قراری زد بر دَرِ چکیدنغزل شمارهٔ ۲۴۴۲روانی نیست محو جلوه را بی‌آب‌گردیدنغزل شمارهٔ ۲۴۴۳آه ناکام چه مقدار توان خون خوردنغزل شمارهٔ ۲۴۴۴به خود پیچیده‌ام نالیدنم نتوان‌ گمان بردنغزل شمارهٔ ۲۴۴۵جایی ‌که بود پیش بری پیش نبردنغزل شمارهٔ ۲۴۴۶در این محفل ندارد یمن راحت چشم واکردنغزل شمارهٔ ۲۴۴۷ندارد موج جز طومار رمز بحر وا کردنغزل شمارهٔ ۲۴۴۸خوشا ذوق فنا و وحشت ساز شرر کردنغزل شمارهٔ ۲۴۴۹دل روشن چه لازم تیره از عرض هنر کردنغزل شمارهٔ ۲۴۵۰بی سیر عبرتی نیست ترک حیا نکردنغزل شمارهٔ ۲۴۵۱اگر مشت غبار خود پر‌یشان می‌توان‌کردنغزل شمارهٔ ۲۴۵۲به دل‌ گر یک شرر شوق تو پنهان می‌توان ‌کردنغزل شمارهٔ ۲۴۵۳چقدر بهار دارد سوی دل نگاه کردنغزل شمارهٔ ۲۴۵۴دمی ز عبرت اگر خم‌ کند حیا گردنغزل شمارهٔ ۲۴۵۵گر به خون مشتاقان تیغ او کشد گردنغزل شمارهٔ ۲۴۵۶از خود سری مچینید ادبار تا به‌گردنغزل شمارهٔ ۲۴۵۷با ما نساخت آخر ذوق شراب خوردنغزل شمارهٔ ۲۴۵۸چه دارد این گیر و دار هستی‌ گداز صد نام و ننگ خوردنغزل شمارهٔ ۲۴۵۹چه بود سر و کار غلط سبقان در علم و عمل به فسانه زدنغزل شمارهٔ ۲۴۶۰نسزد زجوهرفطرتت به جنون شبهه وشک زدنغزل شمارهٔ ۲۴۶۱گر حنا بر خاک پایت جبهه ساخواهد شدنغزل شمارهٔ ۲۴۶۲موج خونم هر قدر توفان نما خواهد شدنغزل شمارهٔ ۲۴۶۳گر به این واماندگی مطلق عنان خواهم شدنغزل شمارهٔ ۲۴۶۴هم‌عنان آهم، آشوبِ جهان خواهم شدنغزل شمارهٔ ۲۴۶۵رساند عمر به جایی دل از وفا کندنغزل شمارهٔ ۲۴۶۶تا چند به عیب من وما چشم‌گشودنغزل شمارهٔ ۲۴۶۷خلقی‌ست غافل اینجا از کشتن و درودنغزل شمارهٔ ۲۴۶۸غنیمت ‌گیر چون آیینه محو شان خود بودنغزل شمارهٔ ۲۴۶۹دل را به باد دادیم آه از نظر گشودنغزل شمارهٔ ۲۴۷۰ظلم است به تشویشِ دل اقبال نمودنغزل شمارهٔ ۲۴۷۱آن عجز شهیدم‌ که به صد رنگ تپیدنغزل شمارهٔ ۲۴۷۲به مطلب می‌رساند وحشت از آفاق ورزبدنغزل شمارهٔ ۲۴۷۳چون ربشه در این باغ به افسون دمیدنغزل شمارهٔ ۲۴۷۴درس کمال خود گیر از ناله سر کشیدنغزل شمارهٔ ۲۴۷۵دل چیست که بی روی تو از درد تپیدنغزل شمارهٔ ۲۴۷۶ما را ز بار هستی تاکی غم خمیدنغزل شمارهٔ ۲۴۷۷مجو از ناله‌ام تاب نفس در سینه دزدیدنغزل شمارهٔ ۲۴۷۸ندارد ساز صحبتها بساط عافیت چیدنغزل شمارهٔ ۲۴۷۹پریشان ‌کرد چون خاموشی‌ام آواز گردیدنغزل شمارهٔ ۲۴۸۰سراغ دل نخواهی از من دیوانه پرسیدنغزل شمارهٔ ۲۴۸۱رسانده است به آن انجمن ز ما نرسیدنغزل شمارهٔ ۲۴۸۲آسان مکن تصور بار مغان کشیدنغزل شمارهٔ ۲۴۸۳از چرخ بار منت تا کی توان کشیدنغزل شمارهٔ ۲۴۸۴صبح است ازین مرحلهٔ یاس به در زنغزل شمارهٔ ۲۴۸۵بر شیشه خانهٔ دل افسرده سنگ زنغزل شمارهٔ ۲۴۸۶بر حیرت اوضاع جهان یک مژه خم زنغزل شمارهٔ ۲۴۸۷بیا ای‌گرد راهت خرمن حسنغزل شمارهٔ ۲۴۸۸اگر حسرت پرستی خدمت ترک تمنا کنغزل شمارهٔ ۲۴۸۹به سعی بی‌نشانی آنسوی امکان رهی واکنغزل شمارهٔ ۲۴۹۰هوس ها می‌دمد زین باغ جوش گل تماشا کنغزل شمارهٔ ۲۴۹۱دل‌ گر نه داغ عشق فروزد کباب ‌کنغزل شمارهٔ ۲۴۹۲از دیده سراغ دل دیوانه طلب کنغزل شمارهٔ ۲۴۹۳حیا را دستگاه خودپسندیهای طاقت کنغزل شمارهٔ ۲۴۹۴قد خم‌ گشته را تا می‌توانی وقف طاعت ‌کنغزل شمارهٔ ۲۴۹۵به تماشای این چمن در مژگان فراز کنغزل شمارهٔ ۲۴۹۶از خاک یک دو پایه فروتر نزول ‌کنغزل شمارهٔ ۲۴۹۷غم تلاش مخور عجز را مقدم‌کنغزل شمارهٔ ۲۴۹۸از خودآرایی به‌جنس جاودان لنگر مکنغزل شمارهٔ ۲۴۹۹ای به عشرت متهم سامان درد سر مکنغزل شمارهٔ ۲۵۰۰ترشح مایه‌ای ناز دلی را محو احسان‌کنغزل شمارهٔ ۲۵۰۱ز پابوسش بهار عشرت جاوید سامان‌کنغزل شمارهٔ ۲۵۰۲دل پیش نظر گیر سر و برگ نمو ‌کنغزل شمارهٔ ۲۵۰۳سرمایهٔ اظهار بقا هیچکسی کنغزل شمارهٔ ۲۵۰۴صف حرص و هوا در هم شکستی‌ کجکلاهی‌ کنغزل شمارهٔ ۲۵۰۵رهت سنگی ندارد ای شرر وجد رهایی‌ کنغزل شمارهٔ ۲۵۰۶در جنون جوش سویدا تنگ دارد جای منغزل شمارهٔ ۲۵۰۷آزادی آخر بد باخت با منغزل شمارهٔ ۲۵۰۸چون صبح نخندد ز قبایم غم دامنغزل شمارهٔ ۲۵۰۹نشاند عجزم بر آستانی که محوم از جیب تا به دامنغزل شمارهٔ ۲۵۱۰عرق دارد عنان احتیاج بی‌نقاب منغزل شمارهٔ ۲۵۱۱محیط جلوهٔ او موج خیز است از سراب منغزل شمارهٔ ۲۵۱۲به وهم این و آن خون شد دل غفلت‌پرست منغزل شمارهٔ ۲۵۱۳ز شوخی تا قدح می‌گیرد آن بیدار مست منغزل شمارهٔ ۲۵۱۴گلفزوش از پرتو شمع من است این انجمنغزل شمارهٔ ۲۵۱۵جانکنیها چیده هستی تا عدم بنیاد منغزل شمارهٔ ۲۵۱۶تمثال فنایم چه نشان‌؟ کو اثر منغزل شمارهٔ ۲۵۱۷خار خار کیست در طبع الم تخمیر منغزل شمارهٔ ۲۵۱۸زین شکر که تا کوی تو شد راهبر منغزل شمارهٔ ۲۵۱۹درین وادی که می‌یابد سراغ اعتبار منغزل شمارهٔ ۲۵۲۰ز بس محو است نقش آرزوها در کنار منغزل شمارهٔ ۲۵۲۱سوخته لاله‌زار من رفته گل از کنار منغزل شمارهٔ ۲۵۲۲نیامد کوشش بیحاصل گردون به کار منغزل شمارهٔ ۲۵۲۳به این حیرت اگر باشد خروشی ناگزیر منغزل شمارهٔ ۲۵۲۴به پهلو ناوک درد که دارد گوشه‌گیر منغزل شمارهٔ ۲۵۲۵هویی کشید کلک قیامت صریر منغزل شمارهٔ ۲۵۲۶تب و تاب اشک چکیده‌ام‌که رسد به معنی راز منغزل شمارهٔ ۲۵۲۷چون شمع تا چکیدن اشک‌ست ساز منغزل شمارهٔ ۲۵۲۸حیرت آهنگم که می‌فهمد زبان راز منغزل شمارهٔ ۲۵۲۹گل نشو و نما چندان شکست یأس چید از منغزل شمارهٔ ۲۵۳۰بی‌نشان حسنی‌که درس جلوه می‌خواند ز منغزل شمارهٔ ۲۵۳۱خم قامت نبرد ابرام طبع‌ سخت‌کوش منغزل شمارهٔ ۲۵۳۲به‌هر جا پرتو حسنت برافروزد چراغ منغزل شمارهٔ ۲۵۳۳ز خودداری نفس می‌زد تب و تاب چراغ منغزل شمارهٔ ۲۵۳۴بسکه ناموس وفا داردکمین حال منغزل شمارهٔ ۲۵۳۵همچو بوی‌ گل ز بس بی‌پرده است احوال منغزل شمارهٔ ۲۵۳۶آه‌! با مقصد تسلیم نپیوستم منغزل شمارهٔ ۲۵۳۷چنین کشتهٔ حسرت کیستم من؟غزل شمارهٔ ۲۵۳۸بگذشت ز خاکم بت‌ گل پیرهن منغزل شمارهٔ ۲۵۳۹تا فلک بر باد ناکامی دهد تسکین منغزل شمارهٔ ۲۵۴۰گلی‌ که‌ کس نشد آیینه‌اش مقابل او منغزل شمارهٔ ۲۵۴۱ز رهِ هوس، به تو کی رسم؟ نفسی ز خود نرمیده منغزل شمارهٔ ۲۵۴۲بعد مردن گر همین داغست وحشت‌زای منغزل شمارهٔ ۲۵۴۳چون‌گهر هر چند بر دریا تند غوغای منغزل شمارهٔ ۲۵۴۴در خور گل‌ کردن فقرست استغنای منغزل شمارهٔ ۲۵۴۵دهر، توفان دارد از طبع جنون پیمای منغزل شمارهٔ ۲۵۴۶شمع صفت دیدنی‌ست عجز جنون زای منغزل شمارهٔ ۲۵۴۷گرد وحشت بسکه بر هم چیده است اجزای منغزل شمارهٔ ۲۵۴۸دوری مقصد دمید از سرکشیدنهای منغزل شمارهٔ ۲۵۴۹سوخت چون موج گهر بال تپیدنهای منغزل شمارهٔ ۲۵۵۰فلک نبست ره صبح لاابالی منغزل شمارهٔ ۲۵۵۱انفعال باطن خاموش دارد بوی خونغزل شمارهٔ ۲۵۵۲ببینم تاکی‌ام آرَد جنون زین دامگه بیرونغزل شمارهٔ ۲۵۵۳جنون ما بیابانهاست از آوارگی بیرونغزل شمارهٔ ۲۵۵۴ز پرده آیی اگر از قبای تنگ برونغزل شمارهٔ ۲۵۵۵گر ز بزم‌، آن بت ساقی لقب آید بیرونغزل شمارهٔ ۲۵۵۶ای اثرهای خرامت چشم حیران درکمینغزل شمارهٔ ۲۵۵۷به‌کنج ابروی دلدار خال فتنه کمینغزل شمارهٔ ۲۵۵۸بی‌سراغی نیست ‌گرد هستی وحشت ‌کمینغزل شمارهٔ ۲۵۵۹شکست حادثه بر ما نیافت دست‌ کمینغزل شمارهٔ ۲۵۶۰نیست ممکن واژگونیهای طالع بیش ازینغزل شمارهٔ ۲۵۶۱نفس عمارت دل دارد و شکستنش است اینغزل شمارهٔ ۲۵۶۲فلک چه نقش‌کشد صرف بند و بست جبینغزل شمارهٔ ۲۵۶۳چون هلالم بی‌خم تسلیم آن اختر جبینغزل شمارهٔ ۲۵۶۴ز سجده بیخبری تا کی انفعال جبینغزل شمارهٔ ۲۵۶۵دست جرأت دیدم آخر مغتنم در آستینغزل شمارهٔ ۲۵۶۶گرگدا دست طمع دزدد ز هم در آستینغزل شمارهٔ ۲۵۶۷سر طره‌ای به هوا فشان ختنی ز مشک‌تر آفرینغزل شمارهٔ ۲۵۶۸خواه غفلت‌پیشگی‌ کن خواه آگاهی ‌گزینغزل شمارهٔ ۲۵۶۹تا به کی باشی قفس‌فرسودهٔ شان نگینغزل شمارهٔ ۲۵۷۰گر قناعت را توانی داد سامان نگینغزل شمارهٔ ۲۵۷۱پر نارساست سعی تحیرکمند اوغزل شمارهٔ ۲۵۷۲به این موهومی‌ام یا رب‌ که‌ کرد آیینه‌دار او؟غزل شمارهٔ ۲۵۷۳لباس ‌کعبه پوشید از خط مشکین عذار اوغزل شمارهٔ ۲۵۷۴گر از موج‌ گهر نشنیده‌ای رمز خروش اوغزل شمارهٔ ۲۵۷۵من سنگدل چه اثر برم زحضور ذکر دوام اوغزل شمارهٔ ۲۵۷۶نقاش تاکشد اثر ناتوان اوغزل شمارهٔ ۲۵۷۷کو عبرت آگهی‌ که به تحقیق راه اوغزل شمارهٔ ۲۵۷۸هر چند دورم از چمن جلوه‌گاه اوغزل شمارهٔ ۲۵۷۹منفعلم برکه برم حاجت خویش از برتوغزل شمارهٔ ۲۵۸۰ای ز عنایت آشکار شخص تو و مثال توغزل شمارهٔ ۲۵۸۱باز چو صبح کرده‌ام تحفهٔ بارگاه توغزل شمارهٔ ۲۵۸۲نمی‌گویم به عشرتگاه مجنون جهد پیماروغزل شمارهٔ ۲۵۸۳به پیری هم نی‌ام غافل ز عشق آن‌کمان ابروغزل شمارهٔ ۲۵۸۴مه نو می‌نماید امشبم از آسمان ابروغزل شمارهٔ ۲۵۸۵بس رشک قامت او سوخت سر تا پای سروغزل شمارهٔ ۲۵۸۶بس که یادِ قامتت بر باد داد اجزای سروغزل شمارهٔ ۲۵۸۷ای بسمل طلب پی خون چکیده روغزل شمارهٔ ۲۵۸۸ای بیخبر به درد دل ما رسیده روغزل شمارهٔ ۲۵۸۹همچون نفس به آینهٔ دل رسیده روغزل شمارهٔ ۲۵۹۰نامنفعلی گریه کن و چون مژه تر شوغزل شمارهٔ ۲۵۹۱ای پرفشان‌ گرد نفس چندی شرار سنگ شوغزل شمارهٔ ۲۵۹۲نمی‌گویم قیامت جوش زن یا شور توفان شوغزل شمارهٔ ۲۵۹۳کجایی ای جنون، ویرانه‌ات کوغزل شمارهٔ ۲۵۹۴ما غربت آشیانیم ای بلبلان وطن‌ کوغزل شمارهٔ ۲۵۹۵ای فکر نازکت را شبهت ‌کمینی از موغزل شمارهٔ ۲۵۹۶این قلمرو اندوه کارگاه راحت نیستغزل شمارهٔ ۲۵۹۷از بسکه ضعف طاقت بوسید روی زانوغزل شمارهٔ ۲۵۹۸بر شعله تا چند نازیدن‌کاهغزل شمارهٔ ۲۵۹۹بسکه می‌جوشد ازین دریای حسرت حب جاهغزل شمارهٔ ۲۶۰۰در شکنج عزتند ارباب جاهغزل شمارهٔ ۲۶۰۱عالم و این تردماغیهای جاهغزل شمارهٔ ۲۶۰۲گر نفس چیند به این فرصت بساط دستگاهغزل شمارهٔ ۲۶۰۳ننگ دنیا برندارد همت معنی نگاهغزل شمارهٔ ۲۶۰۴بسکه ما را بر آن لقاست نگاهغزل شمارهٔ ۲۶۰۵تار پیراهن حیاست نگاهغزل شمارهٔ ۲۶۰۶تا به شوخی نکشد زمزمهٔ ساز نگاهغزل شمارهٔ ۲۶۰۷گر دهد رنگ تماشای تو پرواز نگاهغزل شمارهٔ ۲۶۰۸در محیطی‌کز فلک طرح حباب انداختهغزل شمارهٔ ۲۶۰۹ای به اوج قدس فرش آستان انداختهغزل شمارهٔ ۲۶۱۰چیست‌ گردون‌ کاینقدر در خلق غوغا ریختهغزل شمارهٔ ۲۶۱۱به دست‌ تیغ تو تا خون من حنا بستهغزل شمارهٔ ۲۶۱۲به تو نقش صحبت ما، چقدر بجا نشستهغزل شمارهٔ ۲۶۱۳به غبار این بیابان نه نشان پا نشستهغزل شمارهٔ ۲۶۱۴غبار خط زلعل او به ‌رنگی سر برآوردهغزل شمارهٔ ۲۶۱۵نپنداری همین روز و شب از هم سر برآوردهغزل شمارهٔ ۲۶۱۶غبارم برنمی‌خیزد ازین صحرای خوابیدهغزل شمارهٔ ۲۶۱۷ندیدم در غبار و دود این صحرای خوابیدهغزل شمارهٔ ۲۶۱۸به رشته‌ات اثر وهم مدعاست گرهغزل شمارهٔ ۲۶۱۹هزار نغمه به‌ساز شکست ماست‌گرهغزل شمارهٔ ۲۶۲۰زین چمن درکف ندارد غنچهٔ دل جز گرهغزل شمارهٔ ۲۶۲۱نیست خاموشی به ‌کار شمع محفل جزگرهغزل شمارهٔ ۲۶۲۲وهم شهرت بهانه‌ایم همهغزل شمارهٔ ۲۶۲۳برآرد گَرَم آتش‌ دل زبانهغزل شمارهٔ ۲۶۲۴پری می ‌فشان ای تعلق بهانهغزل شمارهٔ ۲۶۲۵پرتوت هر جا بپردازدکنار آینهغزل شمارهٔ ۲۶۲۶بوی وصلی هست در رنگ بهار آینهغزل شمارهٔ ۲۶۲۷زد عرق پیمانه حسنی ساغر اندر آینهغزل شمارهٔ ۲۶۲۸نیست محروم تماشا جوهر اندر آینهغزل شمارهٔ ۲۶۲۹ای تماشایت چمن‌پرور به چشم آینهغزل شمارهٔ ۲۶۳۰حیرت حسن‌ که زد نشتر به ‌چشم آینهغزل شمارهٔ ۲۶۳۱امروزکیست مست تماشای آینهغزل شمارهٔ ۲۶۳۲خلقی‌ست محو خود به تماشای آینهغزل شمارهٔ ۲۶۳۳نه با صحرا سری دارم نه باگلزار سوداییغزل شمارهٔ ۲۶۳۴ای نفس مایه درین عرصه چه پرداخته‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۳۵این ‌چه طاووسی نازست که اندوخته‌ای‌؟غزل شمارهٔ ۲۶۳۶به غبار عالم جستجو ز چه یاس خسته نشسته‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۳۷چون صبح دارم از چمنی رنگ جسته‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۳۸یک تار موگر از سر دنیا گذشته‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۳۹کیسه پرداز خیال شادی و غم رفته‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۴۰گر به‌گردون می‌کشی‌ گردن و گر در سجده‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۴۱گر همه رفتی چو ماه از چرخ برتر سجده‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۴۲ای امل آواره فرصت را چه رسوا کرده‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۴۳افسانهٔ وفایی اگر گوش کرده‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۴۴خشم را آیینه پرداز ترحم کرده‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۴۵به وحشت نگاهی چه خو کرده‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۴۶دور از بساط وصل تو ماییم و دیده‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۴۷شده عمرها که نشانده‌ام به کمین اشک چکیده‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۴۸ماییم و گرد هستی حرمان دمیده‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۴۹کجا خلوت و انجمن دیده‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۵۰بر اوج بی‌نیازی اگر وارسیده‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۵۱داد عجز ما ندهد سعی هیچ مشغله‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۵۲بی‌تو دل در سینه‌ام دارد جنون افسانه‌ایغزل شمارهٔ ۲۶۵۳ای لعبت تحیر! نور چه آفتابیغزل شمارهٔ ۲۶۵۴عرق ربز خجالت می‌گدازد سعی بیتابیغزل شمارهٔ ۲۶۵۵آه‌ که با دلم نبست عهد وفاق الفتیغزل شمارهٔ ۲۶۵۶رفتی چو می از ساغر و دیگر ننشستیغزل شمارهٔ ۲۶۵۷در پردهٔ هر رنگ کمین کرده شکستیغزل شمارهٔ ۲۶۵۸عبث ای دشمن تحقیق دل از وسوسه خستیغزل شمارهٔ ۲۶۵۹مژه‌واری ز خواب ناز جستیغزل شمارهٔ ۲۶۶۰مژه‌واری ز خواب ناز جستیغزل شمارهٔ ۲۶۶۱نه اینجا سبحه ره دارد نه زنارغزل شمارهٔ ۲۶۶۲چه می‌شدگر نمی‌زد اینقدر رنج نفس هستیغزل شمارهٔ ۲۶۶۳یاد باد آن کز تبسم فیض عامی داشتیغزل شمارهٔ ۲۶۶۴به ذوق عافیت ای ناله تا کی در جگر پیچیغزل شمارهٔ ۲۶۶۵گر ازگوهر کمر سازی وگر دستار زر پیچیغزل شمارهٔ ۲۶۶۶جهدکن تا نروی بر اثر نیک و بدیغزل شمارهٔ ۲۶۶۷کیستم من نفس سوختهٔ منجمدیغزل شمارهٔ ۲۶۶۸چه دارم در نفس جز شور عمر رفته از یادیغزل شمارهٔ ۲۶۶۹که‌ام من شخص نومیدی سرشتی‌ عبرت ایجادیغزل شمارهٔ ۲۶۷۰گر درین قحط سرایت نکند نان مددیغزل شمارهٔ ۲۶۷۱نه نفس تربیتم ‌کرد و نه دامان مددیغزل شمارهٔ ۲۶۷۲خوش آن ساعت‌ که چون تمثال از آیینهٔ فردیغزل شمارهٔ ۲۶۷۳غبارم می‌کشد محمل به دوش نالهٔ دردیغزل شمارهٔ ۲۶۷۴نیاز جلوه دارم حیرت آیینه پروردیغزل شمارهٔ ۲۶۷۵عبث چون چشم قربانی وبال مرد و زن بردیغزل شمارهٔ ۲۶۷۶اگر با پای سروی سعی آهم رهبری ‌کردیغزل شمارهٔ ۲۶۷۷خیالت هر کجا تمهید راحت‌پروری کردیغزل شمارهٔ ۲۶۷۸برخود مشکن تا همه تن رنگ نگردیغزل شمارهٔ ۲۶۷۹که‌ کشید دامن فطرتت ‌که به سیر ما و من آمدیغزل شمارهٔ ۲۶۸۰توبا این پنجهٔ نازک چه لازم رنگها بندیغزل شمارهٔ ۲۶۸۱درین محفل‌که پیدا نیست رنگ حسن مقصودیغزل شمارهٔ ۲۶۸۲مکش رنج تأمل‌ گر زیان خواهی و گر سودیغزل شمارهٔ ۲۶۸۳نفس در طلب سوختی دل ندیدیغزل شمارهٔ ۲۶۸۴به مکتب هوس از کیف و کم چه فهمیدیغزل شمارهٔ ۲۶۸۵آفت ایجاد است طبع از دستگاه خود سریغزل شمارهٔ ۲۶۸۶بی خبر از خود مگذر، جانب دل هم نظریغزل شمارهٔ ۲۶۸۷تا کجا آن جلوه در دل‌ها کشد میدان سریغزل شمارهٔ ۲۶۸۸دوستان این خاکدان چون من ندارد دیگریغزل شمارهٔ ۲۶۸۹عالمی بر باد رفت از سعی بی‌پا و سریغزل شمارهٔ ۲۶۹۰مزد تلاشم به رهت دیده ندارد گهریغزل شمارهٔ ۲۶۹۱ای سعی نگون‌، زین دشت‌، در سر چه هوا داریغزل شمارهٔ ۲۶۹۲به جلوهٔ تو نگه را ز حیرت اظهاریغزل شمارهٔ ۲۶۹۳به یأس هم نپسندید ننگ بیکاریغزل شمارهٔ ۲۶۹۴خطاپرست مباش‌ ای ز راستی عاریغزل شمارهٔ ۲۶۹۵دمی‌ که عجز شود دستگاه بیکاریغزل شمارهٔ ۲۶۹۶به این تمکین خرامت فتنه در خوابست پنداریغزل شمارهٔ ۲۶۹۷قدح از شوق لعلت چشم بی‌خوابست پنداریغزل شمارهٔ ۲۶۹۸ای گشاد و بست مژگانت معمای پریغزل شمارهٔ ۲۶۹۹آسوده است شوق ز دل پیش نگذریغزل شمارهٔ ۲۷۰۰دلدار قدح برکف‌، ما مرده ز مخموریغزل شمارهٔ ۲۷۰۱سرشکم صد سحر خندید و پیدا نیست تاثیریغزل شمارهٔ ۲۷۰۲فریبم می‌دهد آسودگی ای شوق تدبیریغزل شمارهٔ ۲۷۰۳بیحاصلی‌ام بست به‌ گردن خم پیریغزل شمارهٔ ۲۷۰۴مژه بهم نزنی آینه به زنگ نگیریغزل شمارهٔ ۲۷۰۵به یمن سبقت جهد از هزار قافله‌ گیریغزل شمارهٔ ۲۷۰۶حریف مشرب قمری نه‌ا‌ی طاووسی نازیغزل شمارهٔ ۲۷۰۷غبار هوش توفان دارد ای مستی جنون تازیغزل شمارهٔ ۲۷۰۸نمی‌باشد دل مایوس بی‌کیفیت نازیغزل شمارهٔ ۲۷۰۹به گلزاری که آن شوخ پری‌پیکر کند بازیغزل شمارهٔ ۲۷۱۰تبسم از لبت چون موج در گوهر کند بازیغزل شمارهٔ ۲۷۱۱درین مکتب‌ که باز آن طفل بازیگر کند بازیغزل شمارهٔ ۲۷۱۲گرفتم شوخیت با شورصد محشرکند بازیغزل شمارهٔ ۲۷۱۳من و دیوانه‌خو طفلی ‌که هر جا سر کند بازیغزل شمارهٔ ۲۷۱۴نگه از مستی چشم تو با ساغر کند بازیغزل شمارهٔ ۲۷۱۵الهی سخت بی‌برگم به ساز طاعت‌اندوزیغزل شمارهٔ ۲۷۱۶چه دولت است نشاط تجدد اندوزیغزل شمارهٔ ۲۷۱۷مشکل از هرزه دوی جز به تب و تاب رسیغزل شمارهٔ ۲۷۱۸چه غافلی ‌که ز من نام دوست می‌پرسیغزل شمارهٔ ۲۷۱۹پیرو تسلیم باش آخر به جایی می‌رسیغزل شمارهٔ ۲۷۲۰خوشست از دور نذر محفل همصحبتان بوسیغزل شمارهٔ ۲۷۲۱که‌ام من از نصیب عالم اظهار مأیوسیغزل شمارهٔ ۲۷۲۲که دم زند ز من و مادمی‌ که ما تو نباشیغزل شمارهٔ ۲۷۲۳چو قارون ته خاک اگر رفته باشیغزل شمارهٔ ۲۷۲۴ز چه ناز بال دعوی به فلک گشاده باشیغزل شمارهٔ ۲۷۲۵گریک مژه چون چشم فراهم شده باشیغزل شمارهٔ ۲۷۲۶ز نفس اگر دو روزی به بقا رسیده باشیغزل شمارهٔ ۲۷۲۷نبری گمان که یعنی به خدا رسیده باشیغزل شمارهٔ ۲۷۲۸تا چند ناز غازه و رنج حنا کشیغزل شمارهٔ ۲۷۲۹چه شد آستان حضور دل ‌که تو رنج دیر و حرم کشیغزل شمارهٔ ۲۷۳۰می جام قناعت اگر بچشی المی ز جنون هوس نکشیغزل شمارهٔ ۲۷۳۱ازین ‌نه منظر نیرنگ تا برتر زنم جوشیغزل شمارهٔ ۲۷۳۲تا چند کشد دل الم بیهده ‌کوشیغزل شمارهٔ ۲۷۳۳خیالش بر نمی‌تابد شعور، ای بیخودی جوشیغزل شمارهٔ ۲۷۳۴به گرد سرمه خفتن تا کی از بیداد خاموشیغزل شمارهٔ ۲۷۳۵پوچست قماش تو به اظهار تلافیغزل شمارهٔ ۲۷۳۶ای شیخ به تدبیر امل بیهده حرفیغزل شمارهٔ ۲۷۳۷جهان‌کورانه دارد سعی نخجیری به تاریکیغزل شمارهٔ ۲۷۳۸چند پیچد بر من بی‌دست وپا افتادگیغزل شمارهٔ ۲۷۳۹بسکه ‌گردید آبیار ما ز پا افتادگیغزل شمارهٔ ۲۷۴۰سجده بنیادی بساز ای جبهه با افتادگیغزل شمارهٔ ۲۷۴۱کرد شبنم را به خورشید آشنا افتادگیغزل شمارهٔ ۲۷۴۲عمر گذشت و همچنان داغ وفاست زندگیغزل شمارهٔ ۲۷۴۳بسکه بی روی تو خجلت‌ کرد خرمن زندگیغزل شمارهٔ ۲۷۴۴جز عافیتم نیست به سودای تو ننگیغزل شمارهٔ ۲۷۴۵چو بوی‌گل ز چه افسردگی مقید رنگیغزل شمارهٔ ۲۷۴۶دارد به من دلشده امشب سرجنگیغزل شمارهٔ ۲۷۴۷ز نیرنگ خیال طفل شوخ شعله در چنگیغزل شمارهٔ ۲۷۴۸ندارد ساز این محفل مخالف پرده آهنگیغزل شمارهٔ ۲۷۴۹باز آمد در چمن یاد از صفیر بلبلیغزل شمارهٔ ۲۷۵۰به ما و من غلو دارد دنی تا فطرت عالیغزل شمارهٔ ۲۷۵۱رمی‌، بیتابیی‌، تغییر رنگی‌،‌ گردش حالیغزل شمارهٔ ۲۷۵۲ای هوش‌! سخت داغی‌ست‌، یادِ بهارِ طفلیغزل شمارهٔ ۲۷۵۳چو من به دامگه عبرت او فتاده‌ کمیغزل شمارهٔ ۲۷۵۴دیده‌ای داریم محو انتظار مقدمیغزل شمارهٔ ۲۷۵۵به وضع غربتم منظور بیتابی‌ست آرامیغزل شمارهٔ ۲۷۵۶خطابم می‌کند امشب چمن در بار پیغامیغزل شمارهٔ ۲۷۵۷گر نیست در این میکدهها دور تمامیغزل شمارهٔ ۲۷۵۸شب چشم نیم مستش وا شد ز خواب نیمیغزل شمارهٔ ۲۷۵۹ز غرور شمع و رعونتش همه‌جاست آفت روشنیغزل شمارهٔ ۲۷۶۰افتاده‌ام به راهت چون اشک بی‌روانیغزل شمارهٔ ۲۷۶۱به دل دارم چو شمع از شعله‌های آه سامانیغزل شمارهٔ ۲۷۶۲برداشتن دل ز جهان کرد گرانیغزل شمارهٔ ۲۷۶۳به عزم بسملم تیغ‌ که دارد میل عریانیغزل شمارهٔ ۲۷۶۴تبسم قابل چاکی نشد ناموس عریانیغزل شمارهٔ ۲۷۶۵تنش را پیرهن چون‌گل دمید افسون عریانیغزل شمارهٔ ۲۷۶۶در آن محفل ‌که الفت قابل زانوست پیشانیغزل شمارهٔ ۲۷۶۷درین حدیقه‌ نه‌ای قدردان حیرانیغزل شمارهٔ ۲۷۶۸ز بسکه‌کرد قصور نگاه مژگانیغزل شمارهٔ ۲۷۶۹ز پیراهن برون آ، بی شکوهی نیست عریانیغزل شمارهٔ ۲۷۷۰ز دستگاه مبر زحمت گرانجانیغزل شمارهٔ ۲۷۷۱ز عریانی جنون ما نشد مغرور سامانیغزل شمارهٔ ۲۷۷۲شهیدان وفا را درس دیداری ست پنهانیغزل شمارهٔ ۲۷۷۳عمریست همچو مژگان از درد ناتوانیغزل شمارهٔ ۲۷۷۴قدح پیمای زخمم در هوای آب پیکانیغزل شمارهٔ ۲۷۷۵مباش سایه صفت مردهٔ تن آسانیغزل شمارهٔ ۲۷۷۶نشد حجاب خیالم غبار جسمانیغزل شمارهٔ ۲۷۷۷نمی‌باشد چو من در کسوت تجرید عریانیغزل شمارهٔ ۲۷۷۸نمی‌دانم ز گلزارش چه گل چیده‌ست حیرانیغزل شمارهٔ ۲۷۷۹نمی‌گنجم به عالم بسکه از خود گشته‌ام فانیغزل شمارهٔ ۲۷۸۰ز استغنا نگشتی مایل فریاد قربانیغزل شمارهٔ ۲۷۸۱زین گلستان نیستم محتاج دامن چیدنیغزل شمارهٔ ۲۷۸۲شرر کاغذی‌، آرایش دکان نکنیغزل شمارهٔ ۲۷۸۳در دلی اما به قصد اشکم افسون می‌کنیغزل شمارهٔ ۲۷۸۴به خاک ناامیدی نیست چون من خفته در خونیغزل شمارهٔ ۲۷۸۵معراج ماست پستی‌، اقبال ما زبونیغزل شمارهٔ ۲۷۸۶بازم به جنون زد هوس طرح زمینیغزل شمارهٔ ۲۷۸۷به هستی از گداز انفعالم نیست تسکینیغزل شمارهٔ ۲۷۸۸صد رنگ نقش بستیم در یاد گل‌جبینیغزل شمارهٔ ۲۷۸۹اگر سیر زمین داری وگر افلاک می‌بینیغزل شمارهٔ ۲۷۹۰عمر سبک عنان ‌کجاست از نظرم تو می‌رویغزل شمارهٔ ۲۷۹۱ای نم اشک هوس مایل مژگان نشویغزل شمارهٔ ۲۷۹۲تا محرم طبیعت بلبل نمی‌شویغزل شمارهٔ ۲۷۹۳به طبع مقبلان یارب‌کدورت را مده راهیغزل شمارهٔ ۲۷۹۴به شهرت زد اقبال خلق از تباهیغزل شمارهٔ ۲۷۹۵در دل زد خیال پرتو مهرت سحرگاهیغزل شمارهٔ ۲۷۹۶ما را نه غروری‌ست نه فرّی نه ‌کلاهیغزل شمارهٔ ۲۷۹۷اگر جانی وگر جسمی سراب مطلب ماییغزل شمارهٔ ۲۷۹۸چشم من بی‌تو طلسمی است بهم بسته ز عالمغزل شمارهٔ ۲۷۹۹برون تازست حسن بی‌مثال از گرد پیداییغزل شمارهٔ ۲۸۰۰بهار است ای ادب مگذار از شوق تماشاییغزل شمارهٔ ۲۸۰۱به نمو سری ندارد گل باغ‌ کبریاییغزل شمارهٔ ۲۸۰۲چو چینی شدم محو نازک اداییغزل شمارهٔ ۲۸۰۳چه معنی بیانی چه لفظ آشناییغزل شمارهٔ ۲۸۰۴حیرت قفسم‌کو اثر عجز و رساییغزل شمارهٔ ۲۸۰۵در زندگی نگشتیم منظور آشناییغزل شمارهٔ ۲۸۰۶در گرفته‌ست زمین تا به فلک بی‌سروپاییغزل شمارهٔ ۲۸۰۷درین ویرانه بی‌سعی قناعت وانشد جاییغزل شمارهٔ ۲۸۰۸ز خویش رفته‌ام اما نرفته‌ام جاییغزل شمارهٔ ۲۸۰۹شور گمگشتگی‌ام زد به در رسواییغزل شمارهٔ ۲۸۱۰عنانم گر نگیرد خاطر آیینه سیماییغزل شمارهٔ ۲۸۱۱ماییم و دلی سرورق بی سر و پاییغزل شمارهٔ ۲۸۱۲نشد آیینه‌ کیفیت ما ظاهر آراییغزل شمارهٔ ۲۸۱۳نقش ما شد وبال یکتاییغزل شمارهٔ ۲۸۱۴چه لازم است درین عرصه عجز کیش برآییغزل شمارهٔ ۲۸۱۵دلت فسرد جنونی ‌کز آشیانه برآییغزل شمارهٔ ۲۸۱۶سبکساری‌ست هرگه در نظرها بیدرنگ آییغزل شمارهٔ ۲۸۱۷گه به رو می‌دوی و گاه به سر می‌آییغزل شمارهٔ ۲۸۱۸حبابت ساغر و با بحر توفان پیش می‌آییغزل شمارهٔ ۲۸۱۹ای که در دیر و حرم مست‌ کرم می‌آییغزل شمارهٔ ۲۸۲۰بر هرگلی دمیده‌ست افسون آرزوییغزل شمارهٔ ۲۸۲۱به ناقوسی دل امشب از جنون خورده‌ست پهلوییغزل شمارهٔ ۲۸۲۲به وحشت برنمی‌آیم ز فکر چشم جادوییغزل شمارهٔ ۲۸۲۳بهار آن دل ‌که خون ‌گردد به سودای ‌گل روییغزل شمارهٔ ۲۸۲۴تمثال خیالیم چه زشتی چه نکوییغزل شمارهٔ ۲۸۲۵محو بودم هر چه دیدم دوش دانستم توییغزل شمارهٔ ۲۸۲۶به عجز کوش ز نشو و نما چه می‌جوییغزل شمارهٔ ۲۸۲۷چو محو عشق شدی رهنما چه می‌جویی