گنج

غزل شمارهٔ ۱۱۹۵

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: هنباشد۱۱ بیت
گر بوی وفا را نفس آیینه نباشداین داغ دل اولی‌ست‌ که در سینه نباشد
صد عمر ابد هیچ نیرزد به‌گذشتنامروز خوشی هست اگر دینه نباشد
لعل تو مبراست ز افسون مکیدناین پستهٔ تر مصرف لوزینه نباشد
تکرار مبندید بر اوراق تجدّدتقویم نفس را خط پارینه نباشد
بر شیخ دکانداری ریش است مسلمخرس این همه سوداگر پشمینه نباشد
زاهد به نظر می‌کند از دور سیاهیاین صبح قیامت شب آدینه نباشد
لب‌کم شکند مهر ودیعتکدهٔ رازگر تشنهٔ رسوایی گنجنیه نباشد
از دل چو نفس می‌گذری سخت جنونی‌ستای بیخبر این خانهٔ آیینه نباشد
گر حرف وفا سکته فروشد به تامّلدر رشتهٔ الفت‌ گره کینه نباشد
چون صبح اگریک نفس از خویش برآییتا بام فلک پیچ و خم زینه نباشد
بیدل حذر از آفت پیوند علایقامید که در دلق تو این پینه نباشد