گنج

غزل شمارهٔ ۶۹۵

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: امداشتهست۱۲ بیت
جایی‌که مرگ شهرت انجام داشته‌ستلوح مزار هم به نگین نام داشته‌ست
یاران تأملی‌که درتن عبرت انجمنچینی مو نهفته چه پیغام داشته‌ست
غیر از ادای حق عدم چیست زندگیبیش وکم نفس همه یک وام داشته‌ست
راحت درین قلمرو از آثار هوش نیستخوابیده است اگرکسی آرام داشته‌ست
دل در خم‌کمند نفس ناله می‌کندما راگمان گه زلف بتان دام داشته‌ست
موی سفیدکم‌کمت از هوش می‌بردپیری قماش جامهٔ احرام داشته‌ست
در هر سر آتش دگر [‌ست از هوای دلیک خانه آینه چقدر بام داشته‌ست
هرجا خرام خوش نگهان‌گرد ناز بیختتا چشم نقش پا گل بادام داشته‌ست
بخت سیاه رونق بازارکس مباددر روز نیز سایه همین شام داشته‌ست
دل تیره به‌که چشم ندوزد به خوب و زشتتا صیقلی‌ست آینه ابرام داشته‌ست
قدر سخن بلندکن از مشق خامشیحرف نگفته معنی الهام داشته‌ست
از هر خمی‌که جوش معانی بلند شدبیدل به‌گردش قلمت جام داشته‌ست