گنج

غزل شمارهٔ ۲۷۸۲

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اننکنی۱۱ بیت
شرر کاغذی‌، آرایش دکان نکنیصفحه آتش نزنی‌، فکر چراغان نکنی
عمل پوچ مکافات کمین می‌باشدآتشی نیست اگر پنبه نمایان نکنی
ذوق دریاکشی از حوصلهٔ وهم برآتا ز خمیازهٔ امواج ‌گریبان نکنی
هرکجا جنس هوس قابل سودا باشدنیست نقد تو از آن ‌کیسه‌ که نقصان نکنی
ای سیهکار اگرگریه نباشد، عرقیآه از آن داغ ‌که ابر آیی و باران نکنی
سیل بنیاد تماشا مژه بر هم زدن استخانهٔ آینه هشدار که ویران نکنی
دوستان یک قلم آغوش وداعند اینجاتکیه چون اشک به جمعیت مژگان نکنی
چه خیال است‌ که در انجمن حیرت حسنگل‌ کنی آینه و ناز به دامان نکنی
نفس اماره جز ایذای جهان نپسنددتا نخواهی بدکس بر خودت احسان نکنی
حیف سعیت ‌که به انداز زمینگیریهاپای خود را نفسی آبله دندان نکنی
چشم موری اگرت ‌کنج قناعت بخشندهمچو بیدل هوس ملک سلیمان نکنی