گنج

غزل شمارهٔ ۱۶۶

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: الیرا۱۰ بیت
مآل‌کار نقصانهاست هر صاحب‌کمالی رااگر ماهت‌کنند از دست نگذاری هلالی را
رمیدنها ز اوضاع جهان طرز دگر داردبه‌وحشت پیش باید برد ازین صحرا غزالی را
به‌بقش نیک وبد روشندلان رادست رد نبودکف آیینه می‌چیندگل بی‌انفعالی را
بساط گفتگو طی کن که در انجام کار آخربه حکم خامشی پیچیدن است این فرش قالی را
وبال رنج پیری برنتابد صاحب جوهرچنار آتش زند ناچار دلق کهنه‌سالی را
درین وادی‌که‌خاک است اعتبار جهل و دانشهاغباری بر هوادان قصر فطرتهای عالی را
به وحدتخانهٔ دل غیر دل چیزی نمی‌گنجدبراین آیینه جز تهمت مدان نقش مثالی را
اگر خرسندی دل آبیار مزرعت باشدچوتخم آبله نشو ونماکن پایمالی را
به چنگ اغنیا دامان فقر آسان نمی‌افتدکه چینی خاک‌گردد تا شود قابل سفالی را
چه امکان است بیدل منعم از غفلت برون آیدهجوم خواب خرگوش است یکسر شیر قالی را