گنج

غزل شمارهٔ ۲۱۶۹

وزن: مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فعقافیه: ادمینگارم۷ بیت
غبار یأسم به هر تپیدن هزار بیداد می‌نگارمبه سرمه فرسود خامه اما هنوز فریاد می‌نگارم
به مکتب طالع آزمایی ندارم از جا‌نکنی رهاییقفای زانوی نارسایی دماغ فرهاد می‌نگارم
اگر به سرمشق تار مویی رسم به نقاش آن تبسمز پردهٔ دیده تا به مژگان چه حیرت‌آباد می‌نگارم
ز سطر عنوان عجز نالی مباد مکتوب شوق خالیز آشیان شکسته بالی پری به صیاد می‌نگارم
تعافلت‌کرد پایمالم چسان نگریم چرا ننالمفرامشیهای رنگ حالم فرامشت باد می‌نگارم
نه ‌گرد می‌فهمم از سواری نه رنگ می‌خواهم از بهاریشکستهٔ کلک اعتباری به اوج ایجاد می‌نگارم
درین دبستان به سعی‌ کامل نخواندم افسون نقش‌ باطلکمالم این بس ‌که نام بیدل به خط استاد می‌نگارم