گنج

غزل شمارهٔ ۲۱۰۷

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اختهبودم۹ بیت
زا‌ن ناله‌ که شب بی ‌رخت افراخته بودمدرگردن گردون رسن انداخته بودم
این عالم آشفته که هستی است غبارشرنگیست‌ که من صبح ازل باخته بودم
پرواز غبارم پر طاووس نداردهمدوش خیالت نفسی تاخته بودم
هیهات‌ که فردا چه شناسم من غافلدیروز هم آثار تو نشناخته بودم
پیشانی‌ام آخر ز عرق پاک نگردیدکز تاب رخت آینه نگداخته بودم
جز باد نپیمودم ازین دشت توهمچون صبح طلسم نفسی ساخته بودم
درآتشم از ننگ فضولی چه توان‌کرداو در بر و من آینه پرداخته بودم
خاکسترم امروز تسلی‌گر دود استپروانهٔ بیتاب همین فاخته بودم
بیدل! ز میان دست غریبی به در آمدتیغی‌که به میدان غرور آخته بودم