گنج

غزل شمارهٔ ۳۷۸

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ارامشب۱۱ بیت
ندانم بازم آغوش‌ که خواهد شد دچار امشبکه نارم می‌رمد چون پرتو شمع از کنار امشب
ز جوش ماهتاب این دشت و در کیفیتی داردکه‌ گویی پنبهٔ میناست در رهن فشار امشب
ز استقبال و حال این امل‌کیشان چه می‌پرسیقدح در دست فردا نیست بی‌ رنج خمار امشب
ز بزم وصل دور افکند فکر جنت و حورتکجا خوابیدی ای‌ غافل در آغوش است یار امشب
پر طاووس تا کی بالش راحت به‌گل‌ گیردخیال افسانهٔ خوابت نمی‌آید به‌کار امشب
حساب بی‌دماغان فرصت فردا نمی‌خواهدفراغت‌ گل‌ کن و خود را برون آر از شمار امشب
مبادا خجلت واماندگی آبت کند فردابه رنگ شمع اگر خاری به پا داری برآر امشب
زصد شمع و چراغم غیر این معنی نشد روشنکه ظلمتهای‌ دوش است آنچه‌ گردید آشکار امشب
خط پیشانی از صبح قیامت نسخه‌ها داردبخوانید آنچه نتوان خواند زین لوح مزار امشب
چو شمع از گردن تسلیم من بی‌امتحان مگذرز هر عضوم سری بردار و بر دوشم‌گذار امشب
سحر بیدل شکایت‌نامه‌ها باید رقم کردنبیا تا دوده‌ گیرم از چراغ انتظار امشب