گنج

غزل شمارهٔ ۲۴۷۳

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یدن۱۰ بیت
چون ربشه در این باغ به افسون دمیدنسر بر نکشی تا نخوری پای دویدن
تا فاش شود معنی‌گلزار حقیقتاز رفتن رنگ آینه باید طلبیدن
در باغ خیالی‌که‌گذشتن ثمر اوستانگارکه من نیز رسیدم به رسیدن
تدبیرخرد محرم نیرنگ جنون نیستنقاش ندارد قلم ناله کشیدن
تا هست نفس صرفهٔ راحت نتوان بردبال است و همان زحمت انداز پریدن
چون رنگ عبث سلسله اظهار شکستمیعنی نرساندیم صدایی به شنیدن
ما هیچکسان فارغ از آرایش نازیمتمثال ندارد سر آیینه خریدن
تا پیرهنی چند به نیرنگ ببالیمچون شمع کفاف‌ست سر انگشت مکیدن
طاووس من احرام تماشای که دارددل گشت سراپای من از آینه چیدن
دست هوسم شیفتهٔ دامن کس نیستبیدل چو نسیمم همه تن‌گرد رمیدن