گنج

غزل شمارهٔ ۲۷۹۸

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)قافیه: ایی۸ بیت
چشم من بی‌تو طلسمی است بهم بسته ز عالماین معمای تحیر تو مگر بازگشایی
مقصد بینش اگر حیرت دیدار تو باشداز چه خودبین نشود کس که تو در کسوت مایی
بی‌ادب بس که به راه طلبت راه گشودممی‌زند آبله‌ام از سر عبرت کف پایی
طایر نامه‌بر شوقم و پرواز ندارمچقدر آب‌ کنم دل که شود ناله هوایی
بست زیر فلک آزادگی‌ام نقش فشردنناله در کوچهٔ نی شد گره از تنگ فضایی
خنده عمری‌ست نمی‌آیدم از کلفت هستیحاصلی نیست در اینجا تو هم ای‌ گریه نیایی
دل ز نیرنگ تو خون شد، خرد آشفت و جنون شدای جهان شوخی رنگ تو، تو بیرنگ چرایی
دل بیدل نکند قطع تعلق ز خیالتحیرت و آینه را نیست ز هم رنگ جدایی