گنج

غزل شمارهٔ ۲۸۱۸

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: یشمیایی۱۰ بیت
حبابت ساغر و با بحر توفان پیش می‌آییحذر کز یکنفس تنگی برون از خویش می‌آیی
حلاوت آرزوییها گزند آماده است اینجاهمه ‌گر در عسل پا افشری بر نیش می‌آیی
در آن محفل‌ که ناز آدمیت خرس و بز داردمحاسن می‌فروشی هرقدر با ریش می‌آیی
برو آنجا که سقف سیمکار و قصر زر باشدتو شیطانی کجا درکلبهٔ درویش می‌آیی
در اهل مزبله‌گند حدث تاثیرها داردخباثت پیشه‌کن دنیاست آخر پیش می‌آیی
چه افسون اینقدرها دارد از قرب دلت غافلکه منزل در بغل‌ گم‌کرده دوراندیش می‌آیی
به عریانی سر یک رشته دامانت نمی‌گیردجنون‌کن‌ گر برون از عالم تشویش می‌آیی
حباب نقد هستی امتحانی دارد از صفرتکمی هم زین میان‌ گر رفته باشی بیش می‌آیی
همین آوازم از دلهای درد آلود می‌آیدکه مرهم شو اگر بر آستان ریش می‌آیی
بهارت بیدل آخر در چه ‌گلزار آشیان داردکه عمری شد به چندین رنگ پیش خویش می‌آیی