گنج

غزل شمارهٔ ۲۷۶۶

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: انی۱۲ بیت
در آن محفل ‌که الفت قابل زانوست پیشانیگریبان دامنیها دارد و دامن گریبانی
به چشم بی‌نگه آیینه می‌بیند جهانی راخوشا احوال دانایی ‌که دارد وضع نادانی
تواضع نسخه‌ایم ‌از سرنوشت ما چه می‌پرسیخم ابروست اینجا انتخاب سطر پیشانی
غبار تن سر راه سبکروحان نمی‌گیردنگردد شمع را فانوس مانع از پریشانی
برون پردهٔ دل گردی از کلفت نمی‌باشدهمین در خانهٔ آیینه ها جمع است حیرانی
گریبان می‌درد از تشنه ‌کامی زخم مشتاقانبه جوی حسرت ما آب تیغت باد ارزانی
به این هستی چسان باشم نقاب شوخی رازتکه اینجا بر نیاید اشک هم از ننگ عریانی
گل عشرت به باغ طالع ما غنچه می‌گرددشکست افتادگان را می‌کشد سوفار پیکانی
حیا ایجادم از من بی‌نقابیها نمی‌آیداگر مژگان‌ گشودم چشم می‌پوشم به حیرانی
ندارد موج جز جوش محیط آیینهٔ دیگرز جیبت سرکشم‌ گر خود مرا از من نپو‌شانی
نموهای بهار اعتبار افسردگی داردنمی‌بارد سحاب فضل نیسان جز به آسانی
درین صحرا به فکر جستجو زحمت مکش بیدلکه جولان آبله ‌گل می‌کند از تنگ میدانی