گنج

غزل شمارهٔ ۵۸۹

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: راوردهاست۱۱ بیت
نالهٔ ما شیوه‌ها امشب به بر آورده استنخل ماتم نوحهٔ چندی ثمر آورده است
آبیار ریشهٔ حسرت خیال لعل ‌کیستهر مژه صد خوشه سامان‌گهر آورده است
ای محیط عشق بر کم ظرفی دل رحمتیآب شد این قطره تا یک چشم‌تر آورده است
خون ما را دستگاه یک رگ گل هم‌کجاستتیغ قاتل رنگ وهمی در نظرآورده است
ناصحا زحمت مکش‌ کز دست پر شور جنونحلقهٔ زنجیر مجنون گوش کر آورده است
سرکشیها چون‌هلال اینجا به‌جزتسلیم نیستتاکسی تیغی برون آرد سپر آورده است
شاخ گل از رنگ عشرت بس که بی‌سرمایه بودقطره خونی به چندین نیشر آورده است
درد عشق و مژده راحت زهی فکر محالاین خبر یارب‌کدامین بیخبر آورده است
کیست تا سازد زراه ورسم هستی آگهمعشق خاکم را ز صحرای دگر آورده است
انتظار جلوه‌ای داریم و از خود می رویمنارسایی زور بر مد نظر آورده است
تنگنای بیضه بیدل‌گوشهٔ آرام بودشد پریشان مرغ دل تا بال و پر آورده است