گنج

غزل شمارهٔ ۲۵۸۲

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ارو۱۲ بیت
نمی‌گویم به عشرتگاه مجنون جهد پیماروغبار خانمان لختی بروب از دل به صحرا رو
جهانی می‌کشد بر دوش فرصت بار ناکامیتو هم امروز بنشین در سر این راه و فردا رو
نمی‌باید سپند مجمر افسردگی بودنبه پستی پایمالی اندکی با ناله بالا رو
چو آواز جرس تجرید آزادی غنیمت دانبرون زین کاروانها دامن خود گیر و تنها رو
پیام یار می‌آید کنون ننگ است خودداریعرق واری به حسرت آب کن دل را و از جا رو
تلاش گوهر نایاب جهدی تند می‌خواهداگر مردی به غواصی زن و بیرون دریا رو
درین محفل به نومیدی چه لازم زندگی کردندو روزی هر چه پیش آید طرب کن یا ز دنیا رو
نهال گلشن اقبال پر معکوس می‌بالدبه رنگ شمع سر چندانکه افرازی ته پا رو
جنون حرص بی‌وضع قناعت بر نمی‌آیدتسلی دشمنی چون عمر مفلس در تمنا رو
مباش از دستگاه همت اهل فنا غافلهمه گر پشه باشی چون پر افشاندی به عنقا رو
غبار من زحد برداشت ابرام زمینگیریمبادا عشق فرماید که برخیز از در ما رو
به طبع دوستان یادت گرانی می‌کند بیدلبه دامان فراموشی بزن دست و ز دلها رو