گنج

غزل شمارهٔ ۱۳۸۵

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ورند۱۲ بیت
محرمانی‌ که به آهنگ فنا مسرورندتپش آماده‌تر از خون رگ منصورند
نامجویان هوس را ز شکست اقبالکاسه‌ها آمده بر سنگ و همان فغفورند
جرسی نیست در این قافلهٔ بی‌سروپاناله این است ‌که از منزل معنی دورند
نارسایی تک و تازند چه پست و چه بلندتا به عنقا همه پرواز پر عصفورند
چشم عبرت به ره هرزه‌دوی بسیارستلیک این آبله‌ها زبر قدم مستورند
صوف و اطلس همه را پرده‌در رسوایی‌ستتا کفن پیرهن خلق نگردد عورند
می‌روند از قد خم مایل مطلوب عدمبوسه‌ خواه لب افسوس کمین گورند
محرم نشئه به خمیازه نمی‌دوزد چشمحلقه‌های در امید همه مخمورند
تا کجا واسطه را حایل تحقیق ‌کنیدمژه‌ها پیش نظر دود چراغ طورند
معنی از حوصلهٔ فهم بلند افتاده‌ستخرمن ماه همان دانه‌ کشانش مورند
خلق چون سایه نهفت آینه در زنگ خیالورنه این نامه‌سیاهان به حقیقت نورند
بیدل از شب‌پره ‌کیفیت خورشید مپرسحق نهان نیست ولی خیره‌نگاهان‌ کورند