گنج

غزل شمارهٔ ۱۲۷۴

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: اکمیمالد۱۱ بیت
به یاد آستانت هرکه سر بر خاک می‌مالدغبارش چون سحر پیشانی افلاک می‌مالد
گهر حل می‌کند یا شبنمی در پرده می‌بیزدحیا چیزی بر آن رخسار آتشناک می‌مالد
امل افسون بیباکی‌ست در عبرتگه امکانبقدر ریشه مستی آستین تاک می‌مالد
سخن بی‌پرده‌کم‌گوییدکاین افسانهٔ عبرتبه‌ گوشی تا خورد اول لب بیباک می‌مالد
به ذوق سدره و طوبی تو هم دندان به سوهان زنامل ‌کام جهانی را به این مسواک می‌مالد
صفای‌دامن صبح و نم شبنم چه ننگ است اینفلک صابون همین بر خامه‌های پاک می‌مالد
در‌بن‌گلشن ز وضع لاله وگل سیر عبرت‌کنکه یک ‌مژگان گشودن‌ سینه بر ضد چاک می‌مالد
سیه‌چشمی‌ست امشب ساقی مستان‌که نیرنگشبه جام هرکه اندازد نظر تم‌-‌یاک می‌مالد
به چندین زنگ ازآن نقش قدم ‌گل می‌توان چیدنبه رفتارت پر طاووس رو بر خاک می‌مالد
مشو از امتیاز خیر و شر طنبور این محفلکه عبرت گوش هر کس درخور ادراک می‌مالد
مگر سعی ندامت هم دلی انشاکند بیدلنفس دستی به صد امید برگ تاک می‌مالد