گنج

غزل شمارهٔ ۲۷۴۸

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: نگی۱۱ بیت
ندارد ساز این محفل مخالف پرده آهنگیچمن فریاد بلبل می‌کند گر بشکنی؟نگی
از این کهسار مگذر بی‌ادب‌ کز درد یکرنگیپری در شیشه نالدگر بگردد پ ری سنگی
به غفلت داده‌ای آرایش ناموس آگاهیگریبان می‌درّد آیینه‌ گر بر هم خورد رنگی
فسردن تا به‌ کی ای بیخبر گردی پر افشان‌ کنتو هم داری به زیر بال طاووسانه نیرنگی
چو شمع خامسوز از نارساییهای اقبالتته پامانده جولانی به منزل خفته فرسنگی
غنا پروردهٔ فقرم خوشا سامان خرسندیکز اقبالش توان در خاک هم زد کوس اورنگی
جهان حرف افسون مخالف بر نمی‌داردجنون و هوش و عقل و بیخودی هر نامی و ننگی
به این جرات تلاش خلق و شوخیهای تدبیرشبه خود خندیدنی دارد جنون جولانی لنگی
سحر گاهی نوای نی به‌گوشم زد که ای غافلنفسها ناله‌ گردد تا رسد سازی به آهنگی
در تن گلزار آخر از فسون فرصت اندیشیفسردیم و نبستیم آشیانی در دل تنگی
ز رمز صورت و معنی دل خود جمع‌ کن بیدلبهار اینجاست سامانش درون بویی برون رنگی