گنج

غزل شمارهٔ ۲۶۱۵

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ربراورده۱۲ بیت
نپنداری همین روز و شب از هم سر برآوردهجهانی را خیال از جیب یکدیگر برآورده
هوس آیینهٔ عشق است اگر کوشش رسا افتدسحاب از دامن آلوده چشم تر برآورده
درین‌گلشن ندارد غنچه تاگل آنقدر فرصتفلک صد شیشه را در یک نفس ساغر برآورده
حلاوت آرزو داری در مشق خموشی زنگره گردیدن از آغوش نی‌، شکر برآورده
به دامن پا کشیدی عیش آزادی غنیمت دانازین دریا چه کشتی‌ها که بی‌لنگر برآورده
ز رفتارت بساط این چمن رنگینیی داردکه تا نقش قدم روشن شودگل سربرآورده
صدف در بحر هنگام شکر پردازی لعلتفراهم‌کرده موج خجلت وگوهر برآورده
فریب موج سیرابی مخور از چشمهٔ احسانطمع زین آب خلقی را به خشکی تر برآورده
به رنگ خامهٔ تصویر سامان چه نیرنگمکه هر مویم سری از عالم دیگر برآورده
ز اوج عالم عنقا مگر یابی سراغ منکه پروازم از این نه آشیان برتر برآورده
مگر از بیخودی راه امیدی واکنی ورنهشعور آب و گل بر روی خلقی در برآورده
سپهر مجمری تا گرمی سامان ‌کند بیدلدلم را کرده داغ حسرت و اخگر برآورده