گنج

غزل شمارهٔ ۲۶۶۵

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: رپیچی۱۲ بیت
گر ازگوهر کمر سازی وگر دستار زر پیچیدمی بی‌کشمکش‌گردی‌که زیر خاک سر پیچی
نفس خون‌گشت و تسکین حبابی هم نشد حاصلچو گرداب اینقدر تا چند در فکر گهر پیچی
ز حیرت پای درگل مانده‌ای‌، تحریک مژگانینگاه بی‌نیازی تا به‌کی در چشم تر پیچی
به خط عنبرین در هاله‌گیری ماه تابان راز گیسو سنبل شاداب برگلبرگ تر پیچی
ز تدبیر دگر آرایش نازت نمی‌آیدبگردد نازکی‌گرد میانت تا کمر پیچی
کمند اینجا رسایی درخور سامان چین داردجهان صید خیال توست برخود هر قدر پیچی
برو زاهد نداری مغز بر اسرار پیچیدنتو محو ظاهری عمامه می‌باید به سر پیچی
به پرواز هوس تا کی نفس می‌سوزی ای غافلکمند ناله‌ای جهدی‌ که بر صید اثر پیچی
تماشا زین دو نیرنگ هوس بیرون نمی‌باشدنگه‌گر نیست باید چون شنیدن بر خبر پیچی
بجز رزق مقدر نیست ممکن حاصل‌ کامت‌اگرچون عنکبوتان رشته برصد بام ودرپیچی
غرورعجز دنیا حکم شاخ آهوان داردتو هم چندانکه برخود بیش بالی بیشترپیچی
بسی پیچید بیدل ناله‌ات بر دامن شبهاکنون وقت است اگر این رشته در پای سحر پیچی