گنج

غزل شمارهٔ ۲۲۷۹

ای طرب وجدی که باز آغوش گل وامی‌کنمبعد سالی چون بهار این رنگ پیدا می‌کنم
چار دیوار توّهم سدّ راه شوق چندکعبه‌ای دارم به پیش‌، آهنگ صحرا می‌کنم
ساقی بزم نشاط امروز شرم نرگسی استاز عرق چون ابر طرح جام و مینا می کنم
حسن خلقی در نظر دارم‌ که افسون هوسگر همه آیینه بینم در دلش جا می‌کنم
چون شفق هرچند بر چرخم برد پرواز رنگهمچنان سیر حنای آن کف پا می‌کنم
در طربگاه حضورم بار فرصت داده‌اندروزکی چند انتخاب آرزوها می‌کنم
یک نگه دیدار می‌خواهم دو عالم حوصلهمی‌گدازم کاینقدر طاقت مهیا می‌کنم
زین کلامم معنی خاصیت سود اتفاقغیر پندارد به حرف و صوت سودا می‌کنم
در دبستان محبت طور دانش دیگر استسجده می‌خوانم خط‌ پیشانی انشا می‌کنم
حیرتم بیدل سفارشنامهٔ آیینه استمی‌روم جایی که خود را او تماشا می‌کنم