گنج

غزل شمارهٔ ۱۵۳۰

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ینپیداشود۱۰ بیت
گر چنین بخت نگون عبرت ‌کمین پیدا شودهر قدر سر بر فلک سایم زمین پیدا شود
هیچکس محرم نوای سرنوشت شمع نیستجای خط یارب زبانم از جبین پیدا شود
در گلستانی‌ که خواند اشک من سطر نمیسایهٔ‌ گل تا ابد ابرآفرین پیدا شود
دامن وحشت ز سیر این چمن نتوان شکستدیده مژگان برهم افشارد که چین پیدا شود
آن‌سوی خویشت چه عقبا و چه دنیا هیچ نیستبگذر از خود تا نگاهی پیش‌بین پیدا شود
بازگرداند عنان جهد عیش رفته راموم اگر از آب‌گشتن انگبین پیدا شود
بسکه بی رویت در این‌کهسار جانهاکنده‌امهرکجا نامم بری نقش نگین پیدا شود
ناله تا دستی‌ کند در یاد دامانت بلندچون نیستانم ز هر عضو آستین پیدا شود
عالم آب است دشت و در ز شرم سجده‌امبی‌عرق‌ گردد جبینم تا زمین پیدا شود
در تماشاگاه امکان آنچه ما گم کرده‌ایمبیدل آخر از نگاه واپسین پیدا شود