گنج

غزل شمارهٔ ۲۱۹۲

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: دنتنازم۷ بیت
چو سرو از ناز بر جوی حیا بالیدنت نازمچو شمع از سرکشی در بزم دل نازبدنت نازم
همه موج شکفتن می‌چکد از چین پیشانیگلستان حیا در غنچگی پیچیدنت نازم
گهی از خنده کاهی از تغافل می‌بری دل رادقایقهای ناز دلبری فهمیدنت نازم
به بازار تمناگوهر بحر تغافل رابه میزان عیاری هر زمان سنجیدنت نازم
زبان شانه می‌گوید به زلف فتنه پیرایتکه با این سرکشیها گرد سر گردیدنت نازم
ز شبنم اشک می‌ریزد صبا ای غنچه بر پایتبه حال‌گریهٔ آشفتگان خندیدنت نازم
به دست مردمان دیده صبح وصل او بیدلگل حیرت ز گلزار تماشا چیدنت نازم