گنج

غزل شمارهٔ ۲۵۹۰

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رشو۱۲ بیت
نامنفعلی گریه کن و چون مژه تر شوخشک است جبین یک‌دو عرق آینه‌گر شو
حیف است رعونت دمد از جوهر ذاتتگر تیغ ‌کنندت تو چو آیینه سپر شو
جبیی که نداری نفسی نذر جنون کنگر شب دمد از محفل امکان تو سحر شو
تسلیم ز احباب تغافل نپسنددگر نیست ادب سر به زمین دست به سر شو
ضبط من و ما انجمن‌آرای شهود استچون سرمه ز تنبیه زبان نور نظر شو
گر حسن کلام آینه‌دار دم پیری‌ستدر خلق ضیافتکدهٔ شیر و شکر شو
ای بی‌خبر از صحبت جاوید قناعتمستسقی بی‌حاصلی آب گهر شو
امید سلامت به‌جز آفات نداردکشتی شکن و ایمن از امواج خطر شو
خواب عدمت به‌ که فراموش نگردداز بیضه برون در طلب بالش پر شو
در نامه و پیغام یقین واسطه محو استبر هرکه رسانی خبر از یار خبر شو
هر حرف جنون‌تهمت صد پست و بلند استای نقطهٔ تحقیق تو بی زیر و زبر شو
بیدل به تکلف ره صحرای عدم‌ گیرزان پیش که‌ گویند ازین خانه به‌در شو