غزل شمارهٔ ۱۹۲۴
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: ستهبردل۷ بیت
بازآکه بیجمالت توفان شکسته بر دلتو بار بسته بر ناز ما دست بسته بر دل
سرو تو در چه گلشن دارد خرام عشرتچون داغ نقش پایت صد جا نشسته بر دل
از آه بیاثر هم ممنون التفاتیمکز یأس آمد آخر این تیر جسته بر دل
نتوان به جهد بردن غلتانی از گهرهاآوارگی عنانی دیگر گسسته بر دل
شبنم به باغ حسرت دیدار میپرستدافتادهام به راهت آیینه بسته بر دل
افسوسازین دو دم عمرکزیاس بایدم زددر هر نفسکشیدن تیغ دو دسته بر دل
چون اشک شمع بیدل دور از بساط وصلشآتش فشانده بر سر مینا شکسته بر دل