گنج

غزل شمارهٔ ۱۹۱۲

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اررنگ۱۱ بیت
یک برک‌ گل نکرده ز روبت بهار رنگمی‌غلتدم نگاه به صد لاله‌زار رنگ
تا چشم آرزو به رهت‌ کرده‌ام سفیدچندین سحر شکسته‌ام از انتظار رنگ
موج طراوت چمن نا امیدی‌امدارم شکستنی که ندارد هزار رنگ
بیر نگیی به هیچ تعلق گرفته‌امیعنی به رنگ بوی‌گلم درکنار رنگ
کومایه‌ای که قابل غارت شود کسیای صورت شکست غنیمت شمار رنگ
بر هر نفس ز خجلت هستی قیامتی استصد رنگ می‌تپد به رخ شرمسار رنگ
قسمت درین چمن ز بهاران قویتر استآفاق غرق خون شد و نگرفت خار رنگ
ما را چوگل به عرض دو عالم غرور نازکافیست زان بهار یک آیینه‌وار رنگ
سیر بهار ناز تو موقوف خلوتی استای بوی‌گل به حلقهٔ در واگذار رنگ
عمریست رنگ باختهٔ وحشت دلمچون‌کرده هوشم این‌گل بی‌اختیار رنگ
جوش خیال انجمن بی‌نشانی‌امبیدل بهار من نکند آشکار رنگ