گنج

غزل شمارهٔ ۲۴۸۰

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: انهپرسیدن۱۱ بیت
سراغ دل نخواهی از من دیوانه پرسیدنقیامت دارد از سیلاب راه خانه پرسیدن
برون افتاده‌ایم از پردهٔ ناموس یکتایینمی‌باید ز شاخ و برگ رمز دانه پرسیدن
محبت هر خسی را مورد الفت نمی‌خواهدبه زلف یار نتوان جای دل از شانه پرسیدن
نفس تا می‌تپد لبیک و ناقوسی‌ست در سازشدلی داریم چند از کعبه و بتخانه پرسیدن
چراغی را که پیش از صبحدم بردند ازین محفلسراغش باید از خاکستر پروانه پرسیدن
به سر خاکی فشان و گنج استغنا تماشا کنز مجنون چند خواهی عشرت ویرانه پرسیدن
چراغی از قدح بردار و هر جانب که خواهی رونمی‌خواهد طریق لغزش مستانه پرسیدن
به ذوق حرف و صوت پوچ خلقی رفته است از خوددماغ خوابناکان باید از افسانه پرسیدن
خمار ناتمامی دور چندین ما و من داردچو پر شد هیچ نتوان از لب پیمانه پرسیدن
معارف باکه می‌گویی حقایق ازکه می‌پرسیکه‌گفتن‌هاست پر نامحرم و بیگانه پرسیدن
زبان شرم اگر باشد به‌کام خامشی بیدلجواب مدعایت می‌دهد از ما نه پرسیدن