گنج

غزل شمارهٔ ۱۰۵۵

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ربرونارد۱۴ بیت
من و حسنی‌که هرجا یادش از دل سر برون آردبه دوش هرمژه صد شمع چشم تر برون آرد
کمینگاه دو عالم حسرتم امید آن دارمکه فیض جلوه یک اشکم نگه‌پرور برون آرد
زگرمیهای لعلش گر دل دریا خبرگرددحباب‌آسا به لب تبخاله ازگوهر برون آرد
به صحرای قیامت قامتش‌ گر فتنه انگیزدبه رنگ‌گردباد آه از دل محشر برون آرد
ز پاس ناله بر بنیاد عجز خویش می‌لرزممباد این شعله از خاکستر من سر برون آرد
که دارد زین دبستان هوس غیر از خیال منورق‌گردانی رنگی‌که صد دفتر برون آرد
در این محفل سراغ عشرت دیگر نمی‌یابممگر خمیازه بالد بر خود و ساغر برون آرد
به‌گلشن‌گر دهد عرض ضعیفی ناتوان اوبه ناز صد رگ ‌گل پهلوی لاغر برون آرد
ز فیض آبله دارد جنونم اوج اقبالیکه‌گر بر خاک ره ساید قدم افسر برون آرد
ز بحر بی‌کناری ناامیدی در نظر دارمنم اشکی که غواصش سر ازگوهر برون آرد
ندامت سازکن هرجا کنی تمهید پیداییکه بوی‌گل به صد چاک ازگریبان سر برون آرد
غم اسباب دنیا چیده‌ای بر دل از این غافلکه آخر تنگی این خانه‌ات از در برون آرد
به‌توفان‌حوادث‌چاره‌ها خون‌شدکنون‌صبریبه ساحل‌کشتی ما را مگر لنگر برون آرد
صفاها آخر از عرض هنر زنگار شد بیدلز غفلت تا به‌کی آیینه‌ات جوهر برون آرد