غزل شمارهٔ ۱۲۰۴
مشتاق تو گر نامهبری داشته باشدچون اشک هم از خود سفری داشته باشد
از آتش حرمان کف خاکستر داغیستگر شام امیدم سحری داشته باشد
چون شمع بود سربه دم تیغ سپردنگر نخل مرادم ثمری داشته باشد
آیینه مقابل نکنی با نفس منآه است مبادا اثری داشته باشد
غیر از عرق شرم مقابل نپسنددهستی اگر آیینهگری داشته باشد
عمریست که ما گمشدگان گرم سراغیمشایدکسی از ما خبری داشته باشد
آرایش چندین چمن آغوش بهار استهر سینهکه یک زخم دری داشته باشد
ای اهل خرد منکر اسرار مباشیددیوانهٔ ما هم هنری داشته باشد
ما محو خیالیم ز دیدار مپرسیدسامان نگه دیدهوری داشته باشد
مفت طرب ما چمن سادهدلیهاگر حسن به آیینه سری داشته باشد
امید ز عاشق نکند قطع تعلقگر آه ندارد جگری داشته باشد
بیدل دل افسرده به عالم نتوان یافتهر سنگکه بینی شرری داشته باشد