گنج

غزل شمارهٔ ۲۳

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ساینجا۱۲ بیت
شب وصل است و نبود آرزو را دسترس اینجاکه باشد دشمن خمیازه، آغوشِ هوس اینجا
چو بوی‌ گل‌ گرفتارم به رنگِ الفتی، ورنهگشادِ بال پرواز است هر چاک قفس اینجا
سراغ‌ کاروان ملک خاموشی بود مشکلبه بوی غنچه‌ هم‌دوش است‌ آواز جرس اینجا
دل عارف چو آیینه بساط روشنی داردکه‌ نقش پای خود را گم نمی‌سازد نفَس اینجا
تفاوت می‌فروشد امتیازت ورنه در معنیکمال عشق افزون نیست از نقص هوس اینجا
غم مستقبل و ماضی‌ست‌ کان را حال می‌نامینقابی در میان است از غبار پیش و پس اینجا
غبار خاطر تیغ‌ات چرا شد کوچهٔ زخممکه جز خونابهٔ حسرت نمی‌باشد عسس‌ اینجا
نیندازد ز کف بحر قبولش جنس مردودیبه دوش موج دارد نازبالش خار و خس اینجا
درین ره نقش پا هم دارد از امید منشورینبیند داغ محرومی جبین هیچ‌کس اینجا
چه‌ امکان است از خال لبش خط سر برون آردز نومیدی نخواهد دست بر سر زد مگس اینجا
غبار ما، همان باد فنا خواهد ز جا بردنچه‌ لازم چون سحر منت‌ کشیدن از نفس‌ اینجا
نه آسان است صید خاطر آزادگان بیدلز شوق مرغ دارد چاک‌ها جیب قفس اینجا