گنج

غزل شمارهٔ ۲۶۰۱

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: اه۱۲ بیت
عالم و این تردماغیهای جاهشبنمی پاشید بر مشتی گیاه
مرگ غافل نیست از صید نفسآتش از خس برنمی‌دارد نگاه
سرزمین شعله‌کاران گلخن استکشت ما را دود می‌باشد گیاه
زندگانی از نفس جان می‌کندعمرها شد می‌کشم یوسف ز چاه
ناامیدی فتح باب عشرت استخنده لب وا می‌کند از حرف آه
ای زبان لافت افسون سلوکباشد از مقراض مشکل قطع راه
باده روشن مشربی وانگاه دُرد؟پرتو خورشید و مه‌، وانگه سیاه
بی‌زبانی از خجالت رستن استعذر تا باقیست می‌بالد گناه
جستجو آیینه‌دار مقصد استمی شوی منزل اگر افتی به راه
نازکن‌ گر فکر خویشت ره نزدازگریبان غافلی بشکن کلاه
نرخ بازارکرم نشکستنی‌ستگر دلت چیزی نخواهد عذر خواه
بیدل از غفلت ‌کسی را چاره نیستسایه‌ای دارد گدا تا پادشاه