گنج

غزل شمارهٔ ۵۸۷

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: وداوردهاست۹ بیت
پیری‌ام پیغامی از رمز سجود آورده استیک‌گریبان سوی خاکم سر فرود آورده است
شبهه پیمایی‌ست تحقیق خطوط ما و منکلک صنع اینجا سیاهی درنمود آورده است
اندکی می‌باید از سعی نفس آگه شدنتا چه دامن آتش ما را به دود آورده است
ذوق شهرت دارم اما از نگونیهای بختدر نگین نامم هبوطی بی‌صعود آورده است
زندگی را چون شرر سامان بیداری‌کجاستآنقدر چشمی که می‌باید غنود آورده است
گربه این رنگ است طرح بازی نرّاد دهردیرتر از دیرگیرید آنچه زود آورده است
صورت اقبال و ادبار جهان پوشیده نیستآسمان یک صبح و شامی در وجود آورده است
ماجراکم‌کن زنیرنگ بد ونیکم مپرسمن عدم بودم عدم چیزی‌که بود آورده است
گوش پیدا کنید بیدل ازکتاب خامشانمعنیی‌کز هیچ‌کس نتوان شنود آورده است