گنج

غزل شمارهٔ ۱۰۶۷

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: سیبرد۸ بیت
ما را به در دل ادب هیچکسی بردتمثال در آیینه‌، ره از بی‌نفسی برد
زین دشت هوس منت سیلی نکشیدیمخاروخس ما را عرق شرم خسی برد
بیگانهٔ عشقیم ز شغل هوسی چندآب رخ عنقایی ما را مگسی برد
فریادکه محمل‌کش یک ناله نگشتیمدل خون شد ودر خاک غبار جرسی برد
دور همه چون سبحه یکی‌کرد تسلسلزین قافله‌ها پیش وپسی‌ ، پیش وپسی برد
آخر پی تحقیق به جایی نرساندمبیرونم از این دشت اقامت هوسی برد
دل نیز نشد چون نفسم دام تسلیجمعیت بالم الم بی‌قفسی برد
بیدل ثمر باغ‌کمالم چه توان‌کردپیش از همه در خاک مرا پیش رسی‌برد