گنج

غزل شمارهٔ ۲۱۸۸

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ازم۱۲ بیت
ز فیض‌ ناتوانی مصرعی در خلق ممتازمچو ماه نو به یک بال آسمان سیر است پروازم
به یاد چشمی از خود می‌روم ای فرصت امدادیکه ازگردش رسد رنگی به آن پیمانهٔ نازم
نوای فرصتم آهنگ عبرت نغمهٔ عمرممپرس از نارسایی تا چه دارد رشتهٔ سازم
به هجرت‌گر نی‌ام دمساز آه و ناله معذورمشکست خاطرم در سرمه خوابیده‌ست آوازم
ز حیرت در کفم سر رشته‌ای داده‌ست پیداییکه تا مژگان بهم می‌آید انجام است آغازم
تماشاخانهٔ حسنم بقدر محوگردیدنتحیر بسکه لنگر می‌کند آیینه می‌سازم
بهار آمد جنون از ششجهت سر پنجه می‌بازدچوگل من هم درین‌ گلشن‌ گریبانی بپردازم
طلسم غنچه توفان بهاری در قفس دارددو عالم رنگ و بوی اوست هر جا گل‌ کند رازم
چو صبح انکار عجزم نیست از اصناف آگاهیغباری را به‌گردون برده‌ام کم نیست اعجازم
غرور خودنمایی ها به‌این زحمت نمی‌ارزدبه رنگ شمع چند از سر بریدن‌ گردن افرازم
به آسانی ز بار زندگی رستن نمی‌باشدمگر پیری خمی پیدا کند کز دوشش اندازم
به هر واماندگی از ساز وحشت نیستم غافلصدایی هست بیدل در شکست رنگ پروازم