گنج

غزل شمارهٔ ۱۸۴

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: دما۱۱ بیت
سطر یقین به حک داد تکرار بی‌حد مااین دشت جاده گم کرد از رفت و آمد ما
افسرد شمع امید در چین دامن شبیک آستین نمالید آن صبح‌ساعد ما
شاید به پایبوسی نازیم بعد مردنغیر از حنا مکارید در خاک مشهد ما
در دیر بوالفضولیم‌، در کعبه ناقبولیمیارب شکستِ دل چند محراب معبد ما؟
هرجا به خود رسیدیم‌، زین بیشتر ندیدیمکه‌آثار مقصد از ما می‌جست مقصد ما
تجدید رنج هستی بر یک وتیره نگذاشتشغل فنای ما شد عیش مجدد ما
افراط ناقبولی بر خاک آبرو چیدمغز جهات گردید از شش طرف رد ما
سیر محیط خواهی، بر موج و کف نظر کنمطلق دگر چه دارد غیر از مقیّد ما؟
گفتیم از چه دانش سبقت کنیم بر خلق؟تعلیمِ هیچ بودن، فرمود موبد ما
هرچند سر برآریم، رعنایی‌ای نداریمانگشت زینهاریم، خط می‌کشد قد ما
چون شخص سایه بیدل صدر بساط عجزیمتعظیم برنخیزد، از روی مسند ما