غزل شمارهٔ ۷۲۷
دل گرم من آتشخانهٔکیستنگاه حسرتم پروانهٔ کیست
خط جام است امشب رهزن هوشخیال نرگس مستانهٔ کیست
هزار آیینه روز خویش شب کردصفا مهتاب فرش خانهٔکیست
امل در مزرع ما ره نداردفسون ریشه، دام و دانهٔ کیست
اگر تیغت ندارد میپرستیلب زخم خط پیمانهٔکیست
ز چاک دل نواها میتراودکه میفهمد زبان شانهٔکیست
نیرزیدم به تعمیر خیالیغبارم یارب از فبرانهٔ کیست
رک گا نالهٔ زنجیر دردچمن جولانگه دیوانهٔ کیست
سپند آهی کشید و چشم پوشیدبهاین تکلیف خواب افسانهٔ کیست
شرارم ناز خواهد کرد خرمنبرون از ریشه جستن دانهٔ کیست
به ذوق بیخودی مردیم بیدلشکسترنگ، صورتخانهٔ کیست