گنج

غزل شمارهٔ ۶۶۱

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ازشکست۱۱ بیت
شیخ تا عزم بر نماز شکستصد وضو تازه‌ کرد و باز شکست
صوفی افکند بر زمین مسواکوجد دندان این گراز شکست
شبهه درس تامل من و تسترنگ تحقیق از امتیاز شکست
عیش سربسته داشت خاموشیلب‌گشودن طلسم راز شکست
بر زمین تاخت حادثات فلکبه نشیب آمد از فراز شکست
ادب‌آموز بود وضع سپهرگردن ما خم نیاز شکست
دل خراب اعاده درد استشیشه را حسرت‌گداز شکست
ناامیدی کلید مطلبهاستای بسا در که ‌کرد باز شکست
دستگاه آنقدر نباید چیدآستینی ‌که شد دراز شکست
مطرب این ندامت انجمنیمنغمهٔ‌ ماست عجز و ساز شکست
بیدل از پیکر خمیده ماناتوانی ‌کلاه ناز شکست