گنج

غزل شمارهٔ ۲۵۲۲

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ارمن۱۰ بیت
نیامد کوشش بیحاصل گردون به کار منمگر از خاک بردارد مرا سعی غبار من
نهال ناله‌ام نشو و نمای طرفه‌ای دارمدل هرکس گدازی دید گردید آبیار من
نمی‌دانم چه برق افتاده در بنیاد ادراکمکه داغ دل شرار کاغذی شد درکنار من
به وحشت نالهٔ آزادم از گردون چه غم دارداسیر طوق قمری نیست سرو جویبار من
تحیر جوهری گل کرده‌ام نومید پیداییمگر آیینه از تمثال خود گیرد عیار من
چو اجزای تخیل نامشخص هیاتی دارمقلم در رنگ تصویری نزد صورت نگار من
ز بس بی‌انفعال دور باش عبرتم داردنمی‌گرید عرق هم بر ندامتهای کار من
رهایی پر فشان و مفت جمعیت گرفتاریبه فتراک نفس عمری‌ست می‌لرزد شکار من
نمی‌دانم هوس بهر چه می‌سوزد نفس یا ربتو داری عالم نازی که ممکن نیست نار من
ز بس در یاد چشم او سراپا مستی‌ام بیدلقدح بالید اگر خمیازه‌ گل کرد از خمار من