گنج

غزل شمارهٔ ۸۷

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: سرا۷ بیت
هستی به‌تپش رفت واثرنیست نفس رافریادکزین قافله بردند جرس را
دل مایل تحقیق نگردید وگرنهازکسب یقین عشق توان‌کرد هوس را
هر دل نبرد چاشنی داغ محبتاین آتش بی‌رنگ نسوزد همه‌کس را
رفع هوس زندگی‌ام باد فناکرداندیشهٔ خاک آب زد این آتش خس را
آزادی ما سخت پرافشان هوا بوددل عقده شد وآبله پاگرد نفس را
تا رمزگرفتاری ما فاش نگرددچون صبح به پرواز نهفتیم قفس را
بیدل نشوی بیخبر از سیرگریباناینجاست‌که عنقا ته بال است مگس را