گنج

غزل شمارهٔ ۲۱۲۲

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: وگردیدم۱۰ بیت
تا درتن باغ‌گل افشان نموگردیدمرنگی آوردم و گرد سر او گردیدم
جز شکستم ننمودند درین دیر هوسبارها آینهٔ جام و سبو گردیدم
سبزه‌ام چون مژه ساغرکش سیرابی نیستزبن چه حاصل‌که مقیم لب جوگردیدم
حیرتم می‌برد از خویش ‌که چون ساغر رنگبه چه امید شکستم، به چه رو گردیدم
فرصت سلسلهٔ زلف درازست اینجامن به یک موی میان تو، دو مو گردیدم
خامشی هم چقدر نسخهٔ تحقیق ‌گشودکه من آیینهٔ اسرار مگو گردیدم
خاک ناگشته ز شور من و ما نتوان رستسرمه جوشیدم و سرکوب گلو گردیدم
چون سحر نیز جهان تهمت جولان منستنفسی بود که در پردهٔ اوگردیدم
خجلت سجدهٔ خاک در او کرد مراآنقدر آب که سامان وضوگردیدم
پیکرم غوطه به صد موج‌گهر زد بیدلخوش غبار هوس آن سر کو گردیدم