گنج

غزل شمارهٔ ۱۹۴۶

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلاتن مفاعلنقافیه: نگگل۹ بیت
اگر آن نازنین رود به تماشای رنگ‌گلچمن از شرم عارضش ندهد گل به چنگ‌گل
به خرامی‌که‌گل‌کند ز نهال جنون‌گلشالم خار می‌کشد قدم عذر لنگ‌گل
می مینای این چمن ز شکست است موجزنپی بوگیر و درشکن به خیال ترنگ‌گل
ز نشاط عرق ثمر به‌گلاب آب ده نظرمگشای بالت آنقدر که‌ کشند غنچه بنگ‌گل
نه به رنگ الفت بقا، نه ز بوی جلوه پرگشامگر این نقد پوچ را تو بسنجی به سنگ‌گل
طرب باغ رنگ اگر زند ازخنده‌گل به سرتو هم این زخم تازه‌کن دو سه روزی به رنگ‌گل
به چنین وضع ناتوان نستیزی به این وآننبرد صرفه‌ای حیا به خس و خار چنگ‌گل
سحرجام فرصتم رمق شمع وحشتمنفسی چند می‌کشم به شتاب درنگ‌گل
من بیدل درین چمن ز چه تشریف بشکفمبه فشار است رنگ هم زقباهای تنگ‌گل