غزل شمارهٔ ۷۹۵
طاس این نرد اختیاری نیستهرچه آورد اختیاری نیست
بر هوا بستهاند محمل ماکوشش گرد اختیاری نیست
همه مجبور حکم تقدیریمکرد و ناکرد اختیاری نیست
از بهار و خزان عالم رنگسرخ تا زرد اختیاری نیست
اتفاق بلندی و پستیچون زن و مرد اختیاری نیست
معنی آوردش آمدی داردغزل و فرد اختیاری نیست
اینکه با بیدلان نمیجوشیای دلت سرد اختیاری نیست
گر وصال است و گر فراق خوشیمچه توان کرد اختیاری نیست
بیدل از شیونم مگوی و مپرسنالهٔ درد اختیاری نیست