گنج

غزل شمارهٔ ۲۰۳۱

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: توافتم۹ بیت
کو شور دماغی ‌که به سودای تو افتمگردی کنم ایجاد و به صحرای تو افتم
عمری‌ست درین باغ پر افشان امیدمشاید چو نگه بر گل رعنای تو افتم
آن زلف پریشان همه جا فتنه فکنده‌ستهر دام که بینم به تمنای تو افتم
چون سایه ز سر تا قدمم ذوق سجودی ستبگذار که در پای سراپای تو افتم
مپسند که امروز من گمشده فرصتدر کشمکش وعدهٔ فردای تو افتم
خورشید گریبان خیالات نداردکو لفظ‌ که در فکر معمای تو افتم
پروای خم ابروی ناز فلکم نیستهیهات‌ گر از طاق دل‌آرای تو افتم
چون سیل درین دشت و درم نیست تسلییا رب روم از خویش به درباب تو افتم
بیدل به ره عشق تلاشت خجلم کردپیش‌آ قدمی چند که در پای تو افتم