گنج

غزل شمارهٔ ۱۷۵۶

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ارنویس۱۳ بیت
نفس ثبات ندارد به شست ‌کار نویسشکسته است قلم نسخه اعتبار نویس
جریدهٔ رقم اعتبارها خاک استتو هم خطی به سر لوح این مزار نویس
زمان وصل به صبح قیامت افتاده‌ستسیاهی از شب ما گیر و انتظار نویس
سوار مطلب عشاق دقتی داردبرای خاطر ما اندکی غبار نویس
شقی‌ که ‌گل ‌کند از خامه بی ‌صریری نیستبرات ناله تو هم بر دل فگار نویس
خط جنون‌ سبقان مسطری نمی‌خواهدچو نغمه هرچه نویسی برون تار نویس
شگون یمن ندارد برات عشرت دهرزبان خامه سیاه است‌ گو بهار نویس
هزار مرتبه دارد شهید تیغ وفاقلم به خون زن و بیتی به یادگار نویس
ز نقش هستی من هر کجا اثر یابیخط جبین کن و بر خاک راه یار نویس
بیاض دیدهٔ یعقوب اشارتی داردکه سیر ما کن و تفسیر نقره‌کار نویس
به نامه‌ای‌ که در او نام عشق ثبت ‌کنندبه جای هر الف انگشت زینهار نویس
ز خود تهی شدن آغوش بی‌نشانی اوستچو صفر اگر ز میان رفته‌ای‌کنار نویس
به مشق حسرت ازآن جلوه قانعم بیدلبر او سفیدی مکتوب انتظار نویس