غزل شمارهٔ ۲۷۳۶
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رفی۷ بیت
ای شیخ به تدبیر امل بیهده حرفیدستار به کهسار میفکن تل برفی
همنسبتی جوهر رازت چه خیال استاز وهم برون آ، کف این قلزم ژرفی
دون فطرتیت غیر جنون هیچ نداردبر حوصلهٔ پوچ مناز آبله ظرفی
در عالم برق و شرر امید وفا نیستهستی رم نازست و تو حسرتکش طرفی
با نقش خیال این همه رعنا نتوان زیستچون پیکر طاووس ز نیرنگ شگرفی
بحث من و ما بردهای آن سوی قیامتای مدٌ نفس با همه فرصت دو سه حرفی
بیدل ادب علم و فن از دور بجا آرجزخجلت تقریرنه نحوی و نه صرفی