گنج

غزل شمارهٔ ۲۰۰۵

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ابم۱۲ بیت
بی حوصلگی‌کرد درین بزم ‌کبابمچون اشک نگون ساغر یک جرعه شرابم
پامال هوسهای جهانم چه توان‌کردمخمل نی‌ام اما سر هر موست به خوابم
بنیاد من آب و گل تشخیص ندارداز دور نمایند مگر همچو سرابم
آن روزکه چون شعله به خود چشم‌گشودمبرچهره ز خاکستر خود بود گلابم
یار از نظرم رفته و من می‌روم از خویشای ناله شتابی که درنگست شتابم
از صفحهٔ من غیر تحیر نتوان خواندچون آینه شستند ندانم به چه آبم
انداز غبارم چو سحر بسکه بلند استبا همنفسان از لب بام است خطابم
چون ماه نوم بسکه برون دار تعینشایستهٔ بوس لب خویش است رکابم
ای چرخ ز سر تا قدمم رشتهٔ عجزیستتا نگسلم از خو مده آنهمه تابم
در جلوه‌گه او اثر من چه خیالستگمگشته تر از سایهٔ خورشید نقابم
تا دم زده‌ام ساز طربها همه خشکستآب تنکی تاخته بر روی حبابم
واکردن چشم آنقدرم ده دله داردبی‌دل به همین صفر فزوده است حسابم