گنج

غزل شمارهٔ ۱۶۸۶

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ابدرنظر۱۰ بیت
از بس که زد خیالِ توام آب در نظرمژگان شکسته‌ام ز رگِ خواب در نظر
هر گوهری که در صدفِ دیده داشتماز خجلتِ نثارِ تو شد آب در نظر
روز و شبم به عالمِ سیرِ خیالِ توستخورشید در مقابل و مهتاب در نظر
تا کی در انتظارِ بهارِ تبسمتشبنم‌صفت نمک‌زدنِ خواب در نظر
آنجا که نیست ابروی بت قبلهٔ حضورخون می‌خورد برهمنِ محراب در نظر
ما در مقامِ آینه رنگِ دیگریمچون اشکْ داغ در دل و سیماب در نظر
بیچاره‌آدمی به‌تکلف کجا روداوهام در تخیل و اسباب در نظر
تا گل کند نگاه به مژگان تنیده استاز زلفِ کیست اینقدرم تاب در نظر
ای جلوه‌انتظارِ پری‌، سیرِ شیشه کنجز لفظ نیست معنیِ نایاب در نظر
بیدل در انتظارِ تو دارد ز آه و اشکصد گردباد در دل و گرداب در نظر