گنج

غزل شمارهٔ ۱۱۲۵

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ابمیسازد۱۲ بیت
چنین‌گر طیع‌بیدر‌ت‌به‌خورد و خواب‌می‌سازدبه چشمت اشک را هم‌گوهر نایاب می‌سازد
ضعیفی دامنت دارد خروش درد پیدا کنکه‌ هرجا رشته‌ٔ سازی‌ست با مضراب می‌سازد
درین میخانه فرش سجده باید بود مستان راکه موج باده از خم تا قدح محراب می‌سازد
جنون کن در بنای خانمان هوش آتش زنهمین وضعت خلاص از کلفت اسباب می‌سازد
نفس را الفت دل نیست جز تکلیف بیتابیکه دود از صحبت آتش به پیچ و تاب می‌سازد
چو صبحی‌ کز حضور آفتاب انشا کند شبنمخیال او نفس در سینهٔ من آب می‌سازد
چنین کز سوز دل خاکستر ایجاد است اعضایمتب پهلوی من از بوریا سنجاب می‌سازد
به برق همت از ابرکرم قطع نظرکردمتریهای هوس کشت مرا سیراب می‌سازد
به هجران ذوق وصلی د‌ارم و بر خویش می‌بالمدر آتش نیز این ماهی همان با آب می‌سازد
درین محفل ندارد بوی راحت چشم واکردننگاه بیدماغان بیشتر با خواب می‌سازد
ندارد بزم امکان چون ضعیفی‌،‌کیمیاسازیکه اجزای غرور خلق را آداب می‌سازد
تواضعهای ظالم مکر صیادی بود بیدلکه میل آهنی را خم شدن قلاب می‌سازد