گنج

غزل شمارهٔ ۱۲۶

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: اباستشبنمرا۱۲ بیت
گدازگوهر دل باده ناب است شبنم رانم چشم تحیرعالم آب است شبنم را
نگردد جمع نوراگهی با ظلمت غفلتصفای دل نمک در دیدهٔ خواب است شبنم را
جهان آیینهٔ دلدار و حیرانی حجاب منچمن صد جلوه و نظاره نایاب است شبنم را
به هرجا می‌روم در اشک نومیدی وطن دارمز چشم خود جهان یک دشت سیلاب است شبنم را
نگردی غافل ای اشک نیاز از ترک خودداریکه بر دوش چکیدن سیر مهتاب است شبنم را
تماشا نیست کم، چشم هوس گر شرمناک افتدحیا آیینهٔ گلهای سیراب است شبنم را
گل اشکم اگر منظور جانان شد عجب نبودگذر در چشم خورشید جهانتاب است شبنم را
خط خوبان‌کمند غفلت اهل نظر باشدرگ‌گلهای این‌گلشن رگ خواب است شبنم را
فضولی می‌کنم در انتظار مهر تابانشگرفتم پرده بردارد،‌کجا تاب است شبنم را
به وصل گلرخان نتوان کنار عافیت جستنکه درآغوش‌گل‌، خون جگرآب است شبنم را
ضعیفی تهمت چندین تعلق بست بر حالمز پا افتادگی یک عالم اسباب است شبنم را
حیا بال هوس را مانع پرواز می‌گرددنگه در دیده بیدل موجهٔ آب است شبنم را