گنج

غزل شمارهٔ ۱۵۸۵

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: اراید۱۱ بیت
نشاط این بهارم بی‌گل رویت چه کار آیدتو گر آیی طرب آید بهشت آید بهار آید
ز استقبال نازت‌گر چمن را رخصتی باشدبه صد طاووس بندد نخل ویک آیینه‌وار آید
پر است این دشت از سامان نخجیر تمنایتجنون‌تازی‌که صید لاغر ما هم به‌کار آید
به ساز ما نباید بیش از این افسردگی بستنخرامی‌، ناز هرگام تو مضرابی به تار آید
شکفتن بسکه دارد آشیان در هر بن مویتتبسم‌ گر به لب دزدی چمنها در فشار آید
ندارد موج بی‌وصل‌گهر امید جمعیتهماغوشت برآیم تا کنارم درکنار آید
به برق انتظارم می‌گدازد شوق دیداریتحیر می‌دهم آب ای خدا دیدن به بار آید
فلک هرچند در خاک عدم ریزد غبارم راسحر گل چیند از جیبم دمی‌ کان شهسوار آید
چمن تمهید حیرت رفته بود از چشم مشتاقانکنون گلچین چندین نرگسستان انتظار آید
شب آمد بر سر دوران سیه شد روز مهجورانخداونداکی آن خورشید غربت اختیار آید
هزار آیینه از دست دو عالم می‌برد صیقلکه یارب آن پری‌رو بر من بیدل دچار آید