گنج

غزل شمارهٔ ۱۱۸۲

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: سباشد۱۰ بیت
مرا این آبرو در عالم پرواز بس باشدکه بال افشاندنم خمیازهٔ یاد قفس باشد
به منزل چون رسد سرگشته‌ای ‌کز نارساییهابیابان مرگ حیرت از غبار پیش و پس باشد
تواند بیخودی زین عرصه گوی عافیت بردنکه چون اشک یتیمان در دویدن بی‌نفس باشد
در این محفل خجالت می‌کشم‌ از ساز موهومیکمال عشق من ای کاش در خورد هوس باشد
گلی پیدا نشد تا غنچه‌ای نگشود آغوششدر این‌گلشن ملال از میوه‌های پیشرس باشد
به داغ آرزویی می‌توان تعمیر دل کردنبنای خانهٔ آیینه یک دیوار بس باشد
امل پیما ندارد غیرتسخیر هوس جهدینشاط عنکبوتان بستن بال مگس باشد
ضعیفان دستگیر سرفرازان می‌شوند آخربه روز ناتوانیها عصای شعله‌، خس باشد
ندارد دل جز اسباب تپیدن عشرت دیگرهمان فریاد حسرت بادهٔ جام جرس باشد
به دل هم تا توانی چون نفس مایل مشو بیدلمبادا سیر این آیینه در راهت قفس باشد